. شايستگي استدلال را ندارد، از لحاظ سند، بخاطر اينكه ملاك اين روايت بر علي بن يزيد الهايي و عمر بن عبيد، ابي عثمان بصري است، هر دو اين راوي مجروح اند. علامه ابن حجر درباره علي بن يزيد مي گويد: ((ضعيف))[470] بخاري مي گويد: منكر الحديث ـ احاديث او پسنديده نيستند. نسايي مي گويد: ليس بثقه. ثقه نيست. ابو زرعه مي گويد: ليس بقوي. دارقطني مي گويد: متروك[471]، عمرو بن عبيد نيز ضعيف است. ابن معين درباره او مي گويد: ((لايكتب حديثه)) احاديث او نوشته نشوند. نسايي مي گويد: ((متروك الحديث)) احاديث او متروك هستند. ايوب و يونس مي گويند: ((يكذب))[472] يعني دروغ مي گويد. احمد بن حنبل مي گويد: ((ليس بأهل أن بحدث عنه)) يعني صلاحيت آن را ندارد كه احاديث از وي نقل شود. يحيي بن معين مي گويد: ((ليس بشيء)) يعني قابل اعتماد نيست. عمرو بن علي مي گويد: ((متروك الحديث صاحب بدعه)) اهل بدعت و متروك الحديث است. حاتم مي گويد: متروك الحديث.[473] آري، اين است جايگاه اين حديث از لحاظ روايت و سند. ضعف سند آن روشنتر است از اينكه تعليق و توضيحي درباره آن نوشته شود. علاوه بر اين، علماي اين حديث را تضعيف كرده اند. ابن حزم، بيهقي، ابن اثير، قرطبي، ذهبي، هيثمي، ابن حجر و سيوطي و غيره ضعف آن را به صراحت بيان كرده اند. ما از لحاظ متن، به دلايل متعدد ضعيف است: 
 
1- . . . داستان ثعلبه مخالف قرآن است. زيرا در قرآن و حديث اصول شريعت چنين آمده است كه توبه كننده هر چند كه گناهانش زياد باشند حتي به افق آسمان رسيده باشند، خداوند توبه اش را مي پذيرد و او را مورد عفو و بخشش قرار مي دهد ـ خداوند مي فرمايد: )إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً * وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً) (النساء 18-17). 
2. (همانا خداوند توبه كساني را كه به ناداني مرتكب اعمال بد مي شوند و به زودي توبه مي كنند، مي پذيرد ـ خداوند دانا و حكيم است. توبه كساني كه همواره اعمال بد انجام مي دهند و موقع فرا رسيدن موت مي گويند: توبه كرده ايم يا مي ميرند در حالي كه كافر هستند، پذيرفته نمي شود. براي چنين كساني عذاب درد آميز تدارك ديده شده است) علاوه بر اين، حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم  نيز دال بر پذيرفتن توبه است. رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: خداوند توبه بنده را مي پذيرد مادام كه روح او به حلقوم نرسيده باشد.[474] اين حديث در واقع تفسير و بيان آيه قرآن است كه مي فرمايد: ((و ليست التوبه . . . إذا حضر أحدهم الموت قال إني تبت الآن)) آيه تنها حالت غرغره موت، (يعني حالتي كه نفس به گلو و حلقوم رسيده است) را استثناء كرده است. و در غير اين حالت، توبه هر گناه كار نزد خداوند پذيرفته مي شود. داستان ثعلبه حكايت از آن دارد كه او توبه نصوص و خالص كرده بود. زيرا او نزد رسول الله صلي الله عليه وسلم  آمده تا صدقه را به وي تقديم كند و به كرات توبه اش را مورد تاكيد قرار داد بعد نزد ابوبكر، عمر و عثمان آمد اما آنان قبول توبه او را رد كردند و به او خبر دادند كه خداوند توبه اش را نپذيرفته است. چنين چيزي در واقع مخالف با نصوص قطعي است، نصوصي كه باطل هرگز در آن راه پيدا نمي كند، نصوصي كه پذيرفتن و قبول توبه در آن مورد تاكيد قرار گرفته است. خداوند مي فرمايد: )وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ)[475] ( او است ذاتي كه توبه بندگانش را مي پذيرد و از بديها در گذر مي كند) ـ اگر اعتراض شود كه ثعلبه منافق بوده است. مي گويم: ولو اينكه منافق باشد زيرا خداوند دروازه توبه را براي منافقين نيز باز كرده است، مي فرمايد: )إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا * إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً * مَا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَآمَنْتُمْ وَكَانَ اللَّهُ شَاكِراً عَلِيماً) (النساء:147-145) (همانا منافقان در پايين ترين طبقه دوزخ قرار دارند و هيچ ياري دهنده اي را براي آنان نمي يابيد ـ مگر آناني كه توبه كرده اند و عمل صالح انجام داده اند و خالصاً از خداوند اطاعت كردند. اين گروه همراه مومنان خواهند بود و خداوند به مومنان پاداش بزرگ خواهد داد. عذاب دادن شما معنايي براي خداوند ندارد، اگر شما بنده ي شاكر مومن باشيد. خداوند قدر شناس و دانا است.) در جاي ديگر خداوند در مقام تذكره از حال منافقين مي فرمايد:) فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ)(التوبة: من الآية74) اگر منافقان توبه كنند، برايشان بهتر خواهد بود. اين داستان، (داستان ثعلبه) بذر ياس و نااميدي از رحمت الهي را در دلهاي نافرمانان، معصيت كاران كه در اثر جهالت مرتكب خطا و عصيان شده اند، مي كارد. خداوند و رسولش چنين وصفي را دوست ندارند. زيرا خود پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرموده است: اگر بندگان به اندازه پري زمين گناهان همراه خود بياورند و از بارگاه خداوند آمرزش طلب كنند، خداوند آنان را مورد مغفرت قرار مي دهد. اگر آنان طلب آمرزش نكنند، خداوند در عوض كساني را مي آورد كه خطا مي كنند و بعد آمرزش مي طلبند و آمرزيده مي شوند. رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: خداوند مي فرمايد: (اي فرزند آدم، مادام كه تو از من بخواهي و از من توقع داشته باشي، تو را در برابر تمام گناهانت مورد عفو قرار مي دهم و هيچ گونه ممانعتي براي من وجود ندارد. اي فرزند آدم، اگر گناهانت برابر با آسمانها باشند و تو از من طلب مغفرت كني، تو را مورد مغفرت قرار مي دهم. اي فرزند آدم، اگر به اندازه زمين از گناهانت را نزد من بياوري و مرا در حالي ملاقات كني كه شرك نكرده باشي من به اندازه گناهان تو مغفرت و آمرزش به تو مي دهم)[476] 
(ب) نكته ديگري كه قصه ثعلبه را بي اعتبار كرده آن را رد مي كند و موجب استبعاد آن مي شود و از عرض و دين ثعلبهy دفاع مي كند، اين است كه تاريخ وفات حضرت ثعلبهy در واقع مشخص نيست. در تاريخ و سال وفات او اقوال مختلفي وجود دارد. ناقلان و راويان اين داستان تاريخ وفات او را دوران خلافت حضرت عثمانy مي دانند. اما اين قول از لحاظ سند مردود است زيرا داستان ثعلبه با يك طريق و آن هم بسيار ضعيف وارد شده است. يك قول اين است كه ثعلبه در غزوه ي احد به شهادت رسيده است. و يك قول ديگر اين است كه او در غزوه خيبر شهيد شده است. قول دوم مورد تاييد ابت عبدالبر و ابن حجر مي باشد. او چه در غزوه احد شهيد شده باشد يا در غ