ينكه ابن حجر اشتباه رفته است، اين است كه خود او در شرح حال محاربي، او را تاييد كرده است. چنانچه درباره او مي گويد: ((يحيي بن يعلي بن المحاربي الكوفي ثقه يعني يحيي بن يعلي بن حارث محاربي ثقه و قابل اعتماد است و درباره الاسلمي مي گويد: ((يحيي بن يعلي الاسلمي الكوفي شيعي ضعيف)) يعني يحيي بن يعلي اسلمي كوفي، اهل تشيع و ضعيف است[844] لذا ابن حجر بجاي اينكه بگ.يد: ((اسلمي ضعيف است)) گفته است: ((محاربي ضعيف است)). به هر حال در مجموع اين است عيب كار، اما آنچه كه در واقع شگفت آور است، اين است كه آقاي تيجاني از يك حديث استدلال مي كند و به تحقيق حديث ديگري مي پردازد!!! اي تاريخ، اين گونه حماقت را بدست فراموشي نسپار.((نقدي بر ديدگاه تيجاني داير بر اينكه بخاري سلام و درود را مختص علي مي داند))
 
آقاي تيجاني مي گويد: ((روزي با دوستم صحبت مي كردم و او را سوگند دادم كه صراحتا به سوال من پاسخ دهد. گفتگوي زير ميان من و دوستم صورت گرفت. تيجاني: شما علي رضی الله عنهم و كرم الله وجهه را مانند پيامبران مي دانيد. زيرا هر كس از شما نام او را بر زبان بياورد، به او درود و سلام مي فرستد. 
دوست: آري، هر گاه ما نام اميرالمومنين يا نام يكي از ائمه كه از فرزندان او باشد، را بر زبان مي آوريم، بر او درود و سلام مي فرستيم ـ اما معني اين هرگز اين نيست كه ما آنان را پيامبر مي دانيم. خير، البته آنان ذريت و عترت رسول الله صلي الله عليه وسلم  هستند و خداوند در كتاب خود به ما امر كرده تا بر آنان درود بفرستيم ـ لذا براي ما جايز است كه در حق آنان ((عليهم الصلاه و السلام)) بگوييم. 
تيجاني: خير، دوست محترم ما درود و سلام را جز براي رسول الله و پيامبراني كه قبل از وي گذشته اند، جايز نمي دانيم. مسلماً علي و فرزندان او جزو پيامبران نيستند. 
دوست: نظر تو درباره بخاري چيست، آيا او را شيعه مي داني؟ 
تيجاني: بخاري امام بزرگواري است از ائمه اهل سنت و كتاب او از ديدگاه اهل سنت صحيح ترين كتب بعد كتاب الله است. تيجاني مي گويد: بعد از اين جواب دوست من به كتابخانه خود رفت و در حالي كه كتاب بخاري در دستش بود، دنبال آن صفحه مي گشت كه مورد نظر او بود و بعد كتاب را به من داد تا من آن را بخوانم. حديث مورد نظر او را پيدا كردم ولي فكر مي كردم نگاه من اشتباه مي كند و اين كتاب ممكن است صحيح بخاري نباشد ـ پريشان بودم. نگاهي مجدد به صفحه و به جلد كتاب انداختم ـ وقتي دوست من متوجه شد كه من با شك و ترديد مي نگرم، كتاب را از من گرفت و صفحه ديگري را برايم بيرون آورد. و در آن چنين بود: ((حدثنا علي بن الحسين عليهما السلام)) جوابي نداشتم جز اينكه بگويم: ((سبحان الله)) دوست من جواب مرا قانع كننده تلقي كرد و از نزد من بيرون رفت. من در حالي كه مي انديشيدم و بسيار فكر مي كردم ـ نگاه مكرر به كتاب و چاپخانه آن مي انداختم و درباره ي چاپ و چاپخانه با دقت نگاه مي كردم. ديدم در پشت آن نوشته بود: ((من طبع و نشر شركه الحلبي و أولاده بمصر)). بعد آقاي تيجاني مي گويد: پروردگارا، چرا بي جهت با دوستم مجادله و لج بازي كنم. مگر دليل و حجت محكم و قانع كننده از صحيح ترين كتاب نزد ما اهل سنت، ارائه نداده است، بخاري مطمئناً شيعه نيست بلكه او از ائمه و محدثين اهل سنت است.[845]  
مي گويم: 
1- اهل سنت درباره درود و سلام براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم  اختلاف نظر دارند. امام مالك، امام شافعي و مجد بن تيميه درود را براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم  ممنوع مي دانند و به روايت ابن عباس از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  استدلال مي كنند، ابن عباس مي گويد: رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: درود براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم  صحيح نيست بلكه براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم ، يعني براي ساير مسلمانان استغفار كرده شود. امام احمد بن حنبل و اغلب پيروان او[846] به جواز درود براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم  فتوا داده اند و از روايتي از حضرت عليرضی الله عنهم استدلال مي كنند. در آن روايت آمده است كه حضرت عليرضی الله عنهم خطاب به حضرت عمررضی الله عنهم فرمود: ((صلي الله عليك)). (مجموعه فتاوي، ج22 ص (474-472) امام نووي كه از علماي شافعي است، بر اين باور است كه ديدگاه جمهور و اكثريت صحت دارد، يعني اينكه درود براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم  مكروه تنزيهي و شعار اهل بدعت است و اصل بر جواز است.[847] و به تبعيت از انبيا درود براي غير انبياء به اتفاق تمام مذاهب جايز است، مانند اينكه كسي بگويد: ((اللهم صل علي محمد و علي آل محمد و اصحابه و ازواجه و ذريته وابتاعه. و احاديث صحيح در اين زمينه نيز وجود دارد و در تشهد به ما امر شده است تا چنين بگوييم و همواره علماي در خارج از نماز نيز چنين گفته اند.[848] بدين ترتيب مي توان گفت. كه به دور از در نظر گرفتن شعار بخصوص، ((فلان عليه السلام)) گفتن مانعي ندارد البته اگر به عنوان شعار ويژه گفته شود به نحوي كه روافض مي گويند، ((علي عليه السلام)) اشكال شرعي دارد، زيرا شعار روافض قرار گرفته است و به اين معني كه اگر نويسنده اي، ((علي عليه السلام)) بنويسد، خواننده او را شيعه تلقي مي كند. 
2- اينكه امام بخاري، علي و فرزندانش را به درود اختصاص داده است، ثبوت ندارد. استدلال آقاي تيجاني از روايت بخاري چاپ حلبي از درجه اعتبار ساقط است. زيرا كتاب بخاري قبل از آقاي حلبي و انتشاراتش بوده است. و چه دليلي وجود دارد داير بر اينكه دستهاي مرموزي اين كلمات را در بعضي  از نسخه هاي بخاري نيفزوده اند؟ و اين مطلب از نسخه هاي متعددي كتاب بخوبي روشن است. چون در بعضي نسخه ها ((علي عليه السلام)) و در برخي ((عليرضی الله عنهم)) آمده است. و آنچه اين مسئله را تاكيد مي كند، اين نكته است كه شارح بخاري، علامه ابن حجر رحمه الله اختلاف اهل سنت را در اين مورد متذكر شده است و مي گويد: ((عده اي با استناد به اين حديث كه در آن ((و علي آل محمد)) آمده است، درود بر غير رسول الله را جايز دانسته اند. ولي اكثريت و جمهور اهل سنت كه بر عدم جواز فتوا داده اند، مي گويند: بر ((آل محمد صلي الله عليه وسلم )) تبعاً درود گفته شده است، نه اصاله، و مورد اختلاف دومي است نه اولي. زيرا درود شعار مخصوص براي رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  قرار گرفته است، لذا ديگري را نمي توان با وي شريك كرد. لذا ابوبكر ((عليه السلام)) گفتن درست نيست هر چند كه از لحاظ مفهوم و معني اشكالي ندارد، البته  صلي الله عليه وسلم  و علي صديقه و خليفته گفتن مانعي ندارد و هم چنين (محمد عزوجل) گفتن ممنوع است ولو اينكه از لحاظ معني صحيح است. زيرا كه اين ستايش به عنوان شعار ويژه خداوند است و ديگران در آن شريك نيستند. آناني كه به استناد كلمات قرآن ((وصل عليهم يا به استناد الفاظ حديث، مانند: ((اللهم صل علي آل ابي اوفي)) يا قول همسر حضرت جابر، (صل علي وعلي زوجي، فقال اللهم صل عليهما) مستقلاً و اصاله درود را براي غير رسول الله صلي الله عليه وسلم  جايز مي دانند، استدلالشان صحت ندارد. ز