نع نمود برای الله(جل جلاله) باشد، همه تلاش و سعی و محبتش برای الله(جل جلاله) باشد، و مقصد و هدفش او باشد، بدنش در راه او باشد، اعمالش و خواب و بیداریش خالص برای الله و کلام الله و آنچه که از طرف اوست برایش جذاب‌تر از هر کلامی باشد، و افکارش او را در مواضع جلب رضایت و محبت الله(جل جلاله) پشتیبانی نمایند، از خداوند بزرگ داشتن این قلب را مسئلت داریم. 
2) قلب مرده : این قلب بر خلاف قلب سلیم می‌باشد : 
قلبی است که پروردگارش را نمی‌شناسد و او را طبق فرمانش عبادت نمی‌کند، و او را دوست نمی‌دارد و راضی نمی‌گرداند، بلکه آن قلب مرده بر شهوات و خواهش‌ها و لذت‌هایش استوار است، ولو اینکه در آن خواهشات، غضب و خشم الله(جل جلاله) باشد. او غیر الله را در حال محبت و ترس و رجا و رضایت و فروتنی و تعظیم و خواری عبادت می‌کند، اگر دشمنی می‌کند دشمنی‌اش به خاطر هوا و هوس است، و اگر دوستی می‌کند به خاطر آن است، و اگر چیزی می‌بخشد و یا از آن منع می‌کند به خاطر هوس است، پس امامش هوا و هوس و رهبرش شهوت اوست، جهل، سوق‌دهنده و غفلت مرکب اوست، از این نوع قلب به الله(جل جلاله) پناه می‌بریم. 
3) قلب مریض : قلبی است که دارای حیات است ولی بیمار است و در آن دو ماده وجود دارد که هر کدام آن را به نوبت به سوی خود می‌کشد و به راهی می‌رود که هر کدام از آن دو بر دیگری غلبه نماید و آنچه که سبب زندگی و حیات آن است، محبت الله(جل جلاله) می‌باشد، و ایمان به او و اخلاص برای او و توکل نمودن به الله(جل جلاله) می باشد و آنچه که سبب هلاکت و نابودی آن است، محبت شهوات و طمع برای بدست آوردن آنهاست و حسد و کبر و خودپسندی و بلندپروازی و فساد در روی زمین با ریا نمودن و نفاق و تکبر و تنگ‌نظری و بخل است، از این قلب هم به الله(جل جلاله) پناه می‌بریم، و قرآن کریم معالجه این قلب را و تمام بیمار‌ی‌ها، تضمین کرده است. 
الله(جل جلاله) می‌فرماید :
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ) (یونس / 57)
«ای مردمان، آمده است به شما پندی از پروردگارتان و شفایی بر آن علت است که در سینه‌هاست، و راه نمودنی و بخشایشی برای مسلمانان».
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا) (اسراء / 82)
«و فرودآوردیم از قرآن آنچه وی شفا و رحمت است برای مسلمانان و نمی‌افزاید در حق ستمکاران مگر زیان را».
و بیماری‌های قلب دو نوع است : نوعی که صاحب بیماری دردی از آن در حال حاضر احساس نمی‌کند و آن مرض جهل و نادانی و شبهه و شک است، و این از بزرگترین نوع دردها برای فساد است ولی آن را احساس نمی‌کند. 
نوع دیگر : مرضی است که در حال حاضر آن را احساس کرده و متألم می‌شود، مانند : غم و غصه، اندوه، خشم و این بیماری با داروهای طبیعی و رفع اسباب آن از بین می‌رود.مورد اول : قرآن کریم : که همانا آن به آنچه که در سینه از شک وجود دارد شفا است، و هر چه از شرک و لکه‌های کفر و بیماری‌های شبهات و شهوات در آن است را از بین می‌برد. 
قرآن کریم برای کسی که به حق آن را بداند و به آن عمل نماید، هدایت است و برای مؤمنین با آنچه که به وسیلة آن از ثواب فوری و غیر فوری برای آنان حاصل می‌شود رحمت است : 
(أَوَ مَن کَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ کَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا) (انعام / 122)
«آیا کسی که مرده بود پس زنده ساختیمش (یعنی کافر بود و او را هدایت کردیم) و پیدا کردیم برای او نوری که می‌رود با آن میان مردمان مانند کسی باشد که صفتش اینست که در تاریکی‌ها، نیست بیرون آینده از آن».
مورد دوم : قلب محتاج سه مورد است : 
الف) آنچه که نیروی قلب را حفظ می‌کند و آن با ایمان و عمل صالح و عمل با طاعات و عبادات میسر می‌شود. 
ب) پرهیز از مواضع زیان و آن اجتناب از تمامی گناهان و انواع مخالفات با اوامر الهی است. 
ج) راحت شدن و دوری از هر چیز آزاردهنده به وسیله توبه و استغفار. 
مورد سوم : درمان بیماری قلب از استیلاء و تسلط نفس بر آن : 
شامل دو نوع درمان است : صبر و باز داشتن نفس و مخالفت با آن. 
باز داشتن نفس نیز دو گونه است : 
الف) یک نوع قبل از عمل و دارای چهار مرحله است : 
1) آیا این عمل برای او مقدور است یا نه؟ 
2) آیا انجام این عمل از ترک آن برایش بهتر است یا نه؟ 
3) آیا با انجام این عمل رضایت الله(جل جلاله) حاصل می‌شود، یا نه؟ 
4) آیا انجام این عمل کمکی برای او می‌کند و آیا در انجام این عمل اگر به کمکی احتیاج پیدا کند کسی او را کمک و یاری می‌کند یا نه؟ گر جواب «بله» است پس به آن کار اقدام نماید و گرنه هرگز به آن کار اقدامی نکند. 
ب) یک نوع دیگر بعد از عمل است و آن سه نوع است : 
1) صبر و واداشتن نفس بر طاعاتی که در آن حق الله(جل جلاله) کوتاهی شده و به نحو مطلوب انجام نمی‌شود و از حقوق الله(جل جلاله) اخلاص، نصیحت، پیروی، دیدن مواضع نیکی، و مشاهده منت الله(جل جلاله) بر آن در حقش است و مشاهده کوتاهی‌اش بعد از همه آنهاست. 
2) بازداشتن نفس از هر عمل که ترک کردن آن از انجام دادنش بهتر است. 
3) بازداشتن نفس از انجام کار مباح یا عادتی که با انجام دادن آن اگر نیت او الله و سرای آخرت باشد به او ثوابی ندارد. و اگر قصد منفعت دنیایی کند زیانکار می‌شود، و جمع‌بندی آنها که نفسش را وادار می‌کند نخست بر انجام فرایض، سپس آن را اگر ناقص باشد تکمیل نماید، و از منهیات و محرمات باز دارد و اگر دانست که او چیزی از آن منهیات مرتکب شد، با توبه و استغفار جبران نماید و سپس بر آنچه که با جوارحش انجام می‌دهد همت گمارد، سپس بر دفع غفلت نفس اهتمام ورزد. 
مورد چهارم : درمان بیماری قلب از تسلط شیطان بر آن : 
شیطان دشمن انسان است، و دوری از او با آنچه که الله(جل جلاله) از استعاذه (پناه جستن) معین کرده میسر می‌باشد، نبی اکرم(ص) بین استعاذه از شر نفس و شر شیطان جمع نموده است، به ابوبکر صدیق(رض) می‌فرماید : بگو: اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ، عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، رَبَّ كُلِّ شَىْءٍ وَمَلِيكَهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِى وَمِنْ شَرِّ الشَّيْطَانِ وَشَرَكِهِ، وَأَنْ أَقْتَرِفَ عَلَى نَفْسِى سُوءًا أَوْ أَجُرَّهُ إِلَى مُسْلِمٍ» (ترمذی و ابوداود). 
«ای الله، شکافنده آسمان‌ها و زمین، داننده غیب و آشکار، پروردگار همه چیز و مالک آنها، شهادت می‌دهم که به جز تو الهی نیست، از بدی نفسم و از بدی شیطان و شرکش به تو پناه می‌آورم و از اینکه گناهی بر نفسم مرتکب نمایم، و یا به مسلمانی آن را مرتکب نمایم». 
استعاذه، توکل و اخلاص از تسلط شیطان جلوگیری می‌کند. 
وصلی‌الله و سلّم علی عبده ورسوله محمد وعلی آله وأصحابه أجمعین ومن تبعهم 
بإ