له عنهاـ منتقل‌ نمودند، تا آخرين‌ روزهاي‌ حياتش‌ را نزد محبوبه‌اش‌ بگذراند، و مي‌رفت‌ كه‌ اين‌ برگ‌ زرّين‌ بر دفتر افتخارات‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ افزوده‌ گردد.
رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ كاملاً ضعيف‌ شده‌، طوري‌ كه‌ براي‌ نماز نمي‌تواند به‌ مسجد برود. دستور مي‌دهد دوست‌ و همراه‌ هميشگي‌اش‌، يعني‌ ابوبكر صديق‌ ـ (رض) ـ در جايگاهش‌ براي‌ مسلمانان‌ امامت‌ كند.
عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ يك‌ لحظه‌ نيز پيامبر را تنها نمي‌گذارد. مي‌گويد: وقتي‌ به‌ او نگاه‌ كردم‌، ديدم‌ به‌ سوي‌ آسمان‌ مي‌نگرد و مي‌فرمايد:
«في‌ الرفيق‌ الأعلى‌، في‌ الرفيق‌ الأعلى‌»
نزد بالاترين‌ رفيق‌، نزد بالاترين‌ رفيق‌.
در اين‌ هنگام‌ «عبدالرحمن‌ بن‌ ابي‌بكر» براي‌ عيادت‌ آمد و مسواكي‌ در دست‌ داشت‌. رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ به‌ مسواك‌ نگاه‌ مي‌كرد، فهميدم‌ قصد دارد مسواك‌ بزند. من‌ مسواك‌ را گرفتم‌ و با دندان‌هاي‌ خودم‌ آن‌ را خوب‌ نرم‌ كردم‌. سپس‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ دادم‌، مانند گذشته‌ دندان‌هايش‌ را مسواك‌ زد. بعد از آن‌ خواست‌ مسواك‌ را به‌ من‌ بدهد، اما نتوانست‌ و مسواك‌ از دستش‌ افتاد (2).
پس‌ اينجا امتياز ديگري‌ نصيب‌ حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ گرديد و آن‌، اينكه‌ در آخرين‌ لحظات‌ عمر مبارك‌ مسواكي‌ را كه‌ او استعمال‌ كرده‌ بود، پيامبر به‌ دندان‌هاي‌ مبارك‌ ماليد و از آن‌ استفاده‌ كرد.
* اتاق‌ عايشه –رضی الله عنها-‌، مدفن‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ:
جسد مبارك‌ پيامبر اكرم‌ ـ (ص) ـ در همان‌ اتاقي‌ كه‌ روح‌ مباركش‌ از آن‌ جدا شد، دفن‌ گرديد و اين‌ بر افتخارات‌ حضرت‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ افزوده‌ شد كه‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ تا هنگامه‌ي‌ قيامت‌ ميهمان‌ حجره‌ي‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ مي‌باشد. و هر روز و هر شب‌، هر ساعت‌ و هر آن‌، هزاران‌ عاشق‌ شيفته‌ در مقابل‌ درب‌ حجره‌ي‌ آن‌ بانوي‌ بزرگوار با ادب‌ مي‌ايستند و بر پيامبرشان‌ درود و سلام‌ مي‌فرستند. 
* ويژگي‌هاي‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ در چند جمله‌:
خود حضرت‌ عايشه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ میگويد: «من‌ به‌ چند دليل‌ بر ديگر زنان‌ پيامبر ـ (ص) ـ برتري‌ دارم‌:
1) اينكه‌ پيامبر ـ (ص) ـ هيچ‌ زن‌ باكره‌اي‌ جز من‌ نگرفت‌.
2) هيچ‌ يك‌ از زنان‌ او پدر و مادرشان‌ با وي‌ هجرت‌ نكردند.
3) خداوند خودش‌ برائت‌ مرا در تهمتي‌ كه‌ به‌ من‌ زدند از آمان‌ نازل‌ كرد.
4) جبرييل‌ صورت‌ مرا در حريري‌ از آسمان‌ براي‌ رسول‌ خدا آورد و به‌ او گفت‌ با من‌ ازدواج‌ كند.
5) من‌ و او از يك‌ ظرف‌ غسل‌ مي‌كرديم‌ و با هيچ‌ يك‌ از زنان‌ ديگر خود اين‌ كار را نمي‌كرد.
6) وقتي‌ كه‌ پيامبر ـ (ص) ـ در خانه‌ي‌ من‌ بود بر وي‌ وحي‌ نازل‌ مي‌شد، اما در خانه‌هاي‌ ديگر چنين‌ اتفاقي‌ نمي‌افتاد.
7) وقتي‌ كه‌ خداوند روح‌ او را به‌ سوي‌ خود برد، سر مباركش‌ در دامان‌ من‌ بود.
8) در حجره‌ي‌ من‌ رحلت‌ فرموده‌ و در همانجا دفن‌ گرديد.» (3).
---------------------------------------
1) عايشه –رضی الله عنها-‌ در حيات‌ محمد، ص‌ 91.
2) نبي‌َّ رحمت‌.
3) عايشه –رضی الله عنها-‌ در حيات‌ محمد، ص‌ 90.در پايان‌ لازم‌ مي‌دانم، شبهه‌اي‌ را كه‌ عده‌اي‌ از خوانندگان‌ در پي‌ چاپ‌ اول‌ اين‌ رساله‌ مطرح‌ نموده‌ بودند، پاسخ‌ گويم تا افراد مغرض‌، اذهان‌ عمومي‌ را به‌ سوي‌ تفرقه‌ و چنددسته‌گي‌ سوق‌ ندهند.
عده‌اي‌ از خوانندگان‌ عزيز از بعضي‌ جاهاي‌ اين‌ رساله‌ اين‌ طور برداشت‌ كرده‌ بودند كه‌ ما مذهب‌ «تشيع‌» را رد كرده‌ايم‌ و اين‌ رساله‌ در مقام‌ دفاع‌ از توهين‌ و اهانات‌ اهل‌ «تشيع‌» نگاشته‌ شده‌ است‌!
بنده‌ بر خود لازم‌ دانستم‌ تا در اينجا توضيحي‌ مختصر را جهت‌ برطرف‌ نمودن‌ اين‌ شبهه‌ ايراد نمايم‌.
عزيزان‌ توجه‌ داشته‌ باشند كه‌ يهود و نصارا از دشمنان‌ قسم‌ خورده‌ي‌ اسلام‌ هستند و پيوسته‌ در فكر و برنامه‌ريزي‌ براي‌ بدنام‌ كردن‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ بوده‌اند. بهترين‌ وسيله‌ي‌ بدنام‌ كردن‌ اسلام‌ را اشكال‌ گرفتن‌ و خورده‌گيري‌ از شخص‌ رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ دانسته‌ و به‌ خاطر اين‌ كار از هيچ‌ اقدامي‌ كوتاهي‌ نكرده‌اند.
در پي‌ همين‌ فكر پليد و شيطاني‌شان‌، به‌ واقعه‌ي‌ «افك‌» ـ كه‌ در اين‌ مختصر روشن‌ شد كه‌ دروغي‌ محض‌ و بي‌بنياد است‌ ـ دامن‌ زده‌اند و شبهه‌هايي‌ را در ذهن‌ جوانان‌ ايجاد مي‌نمايند، تا با اين‌ وسيله‌ مرهمي‌ بر زخم‌هاي‌ خود بنهند و كينه‌ و عداوت‌ خويش‌ را نسبت‌ به‌ پيامبر بزرگواراسلام‌ ـ (ص) ـ، ابراز دارند.
برخي‌ از اين‌ انسان‌هاي‌ مغرض‌ ـ كه‌ در ذيل‌ به‌ نام‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌ مي‌شود ـ با تغيير نوع‌ روايت‌ داستان‌ و ثبت‌ آن‌ در كتاب‌هاي‌ خويش‌، يك‌ افسانه‌ي‌ طولاني‌ و پر سر و صدا از آن‌ ساخته‌اند و در هر جاي‌ از كتاب‌هاي‌ خويش‌ شبهاتي‌ را در ذهن‌ خواننده‌، نسبت‌ به‌ حضرت‌ ام‌المؤمنين‌ عايشه ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ ايجاد مي‌نمايند، و اين‌ نيست‌ مگر به‌ سبب‌ بغض‌ و كينه‌توزي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ اسلام‌ در دلشان‌ موج‌ مي‌زند.
از جمله‌ي‌ اين‌ نويسندگان‌ غربي‌؛ «ردويل‌» نويسنده‌ي‌ كتاب‌ «ترجمه‌ي‌ قرآن‌» مي‌باشد كه‌ وقايع‌ تاريخي‌ را زير پا گذاشته‌ و از روي‌ خيال‌پردازي‌ خود، عقيده‌ دارد كه‌ عايشه –رضی الله عنها-‌، يك‌ شبانه‌روز را با «صفوان‌» سپري‌ كرده‌ است‌.
يكي‌ ديگر از اين‌ خائنان‌ تاريخ‌، آقاي‌ «وشنطون‌ ارفنج‌» مي‌باشد كه‌ با روحي‌ مملو از حقد و حسد، از اين‌ موضوع‌ سخن‌ گفته‌ و با وجود آنكه‌ حقيقت‌ قضيه‌ پيش‌ او روشن‌ بوده‌ است‌، باز هم‌ به‌ خود اجازه‌ نداده‌ كه‌ واقعيت‌ را براي‌ خوانندگان‌، بازگو نمايد.
آنچه‌ باعث‌ تأسف‌ و تألم‌ است‌، و دلالت‌ بر فكر كوتاه‌ و عقل‌ نارساي‌ اين‌ نويسندگان‌ و متفكران‌ غربي‌ مي‌نمايد، آن‌ است‌ كه‌ هنوز هم‌ گروهي‌ هستند كه‌ قضيه‌ي‌ «افك‌» را يك‌ واقعيت‌ تصور مي‌كنند و با كتمان‌ و پوشيدن‌ حق‌، به‌ پيروي‌ از هواهاي‌ نفساني‌ خويش‌ مي‌پردازند و داستان‌ را به‌ شكل‌هاي‌ مختلفي‌ تغيير داده‌ و به‌ جوانان‌ كم‌اطلاع‌ تحويل‌ مي‌دهند. و با اين‌ كار مي‌خواهند بگويند كه‌ پيامبر به‌ خاطر حفظ‌ آبروي‌ همسرش‌، اين‌ آيات‌ را درست‌ كرده‌ است (1).
خواننده‌ي‌ گرامي‌! آيا با وجود اين‌ چنين‌ افكار پليدي‌ در جامعه‌، باز هم‌ كسي‌ مي‌تواند ما را از نوشتن‌ حقايق‌ باز دارد. و آيا جلوگيري‌ از برملاكردن‌ حقايق‌ براي‌ جوانان‌، جرم‌ و خيانت‌ نيست‌؟
كجاي‌ اين‌ قضيه‌ به‌ «شيعه‌» و «تشيع‌» ربط‌ دارد، كه‌ گروهي‌ مغرض‌ مي‌خواهند با اين‌گونه‌ شايعات‌ در جامعه‌ 