بله و محمد بن محمد الغزی ومحمد بن یعقوب فیروزآبادی نویسنده ی کتاب قاموس المحیط وعلامه محمد بن محمد المقرئ تلمسانی و غیره را نام برد.

کارها و فعالیتهای علامه ابن قیم جوزیه رحمه الله
ارتباط حیات عملی ابن قیم با حیات عملی وی مانند ارتباط روح با هیکل و بدن بود و اعمال وی هیچ گاه خارج از محیط علم و خدمت به آن نبود و آن را بوسیله تعلیم و قرائت و تدریس و تألیف مستدام ساخته بود و می توانیم کارها و فعالیت های وی را از خلال کتبی که در مورد زندگی وی نوشته شده به چهار دسته تقسیم کرد.

۱- امامت در مدرسه جوزیه
۲- تدریس در مدرسه صدریه و جاهای دیگر
۳- متصدی شدن امور استفتاء
۴- تألیف

که ما در مورد هر کدام به جهت مختصر توضیحاتی را خواهیم داد.

۱- امامت در مدرسه جوزیه:
شاگردش ابن کثیر در مورد وی می گوید: او امام مدرسه جوزیه و فرزند قیم آن بود. (در مورد مدرسه جوزیه قبلا سخن گفته شد)

۲- تدریس:
تدریس نمودن ابن قیم بیانگر وسعت علم و تفوق و بلوغ فکری وی می باشد که بسیاری از بزرگان و علما، حفاظ و مشاهیر اسلام مانند حافظ ابن رجب حنبلی و محدث چیره دست ذهبی و علامه ی مفسر و فقیه و محدث حافظ ابن کثیر از وی کسب فیض نمودند.

۳- متصدی شدن امور افتاء:
گرچه علامه ابن قیم در عصری می زیست که علوم و معارف اسلامی متجلی شده بود اما وی از اختلافات مذهبی و شعله ور شدن آتش عصبیت و مذهب گرایی اندوهگین بود و رنج می برد، وی خود را از این قیود رهانیده بود و به هنگام پیوستن به شیخ الاسلام ابن تیمیه آزاد اندیشی را از وی یاد گرفت. ابن قیم مجتهدی بود که در راه حق و برای ریشه کن ساختن باطل فتوا می داد و تمامی فتاوایش برای نشر و تأیید سنت و برخورد با مردم بوسیله مذهبی صحیح الروایه و مورد تأیید شریعت اصیل اسلامی یعنی قرآن و سنت و پیروی از سلف صالح بود. ابن قیم به دور از هر انگیزه ی دنیوی و یا رسیدن به جا و مقام بلکه فقط و فقط برای رضای خدا فتوا می داد و جانش را در این راه وقف نموده بود. بارها و بارها بوسیله فتاوایش روانه زندان شد، شاگردش امام ذهبی می گوید: ابن قیم از بزرگترین یاران ابن تیمیه بود که فتوا می داد و تدریس و مناظره می کرد و کتاب های فراوانی را تصنیف کرد تا دیگران را از دریای علومش بهره مند سازد.

۴- تألیف:
ابن قیم رحمه الله دارای تألیفاتی فراوان است که تعداد آنها از شصت تألیف تجاوز می کند که ما در مورد معروفترین آنها توضیحاتی را خواهیم داد و بعضی را فقط نام خواهیم برد.

۱- زاد المعاد فی هدی خیر العباد:
زاد المعاد فی هدی خیر العباد کتابی است که علامه ابن قیم رحمه الله آن را در مورد سیرت پیامبر صلی الله علیه وسلم و اخلاق و ارشادهای وی نوشت، او در ابتدای این کتاب موضوع بعثت محمدی به مراتب و انواع وحی را به گونه ای ذکر می کند که دربقیه کتب سیرت مشاهده نمی شود، سپس به گونه ای ماهرانه به بیان طرز عبادت پیامبر صلی الله علیه و سلم و هیئات نمازش و سنت ها و آداب و عادات وی می پردازد و همچنین در مورد حکمت عبادت و ارکان احکام و اسرار و فوائد آن به گونه ای بحث می کند که انسان را به شگفتی وا می دارد و در مورد مغازی و غزوات پیامبر صلی الله علیه و سلم و طب نبوی مباحث بسیار جذاب و خواندنی دارد، حقیقتا هر کس این کتاب را مطالعه نماید مدهوش و متعجب خواهد شد زیرا مباحث مفصل و دقیقی که در مورد سنت و اسانید و رجال و دقائق سیرت نبوی و تاریخ و احکامی که در این کتاب موجود است تنها در کتابخانه های مجهز و بزرگی قابل جمع آوری است حال اینکه علامه ابن قیم آن را در سفر نوشتند، در حالی که هیچ مرجع و مصدری را در اختیار نداشتند اما اطلاع وی به احوال و سیرت و مغازی و ارشادات نبوی صلی الله علیه وسلم به اندازه ای بود که بسیاری از احادیث قولی و فعلی متعلق به پیامبر که در این کتاب گنجانیده شده است در صحاح و سنن و مسانید و معاجم و کتب سیرت موجود است.

اهمیت این کتاب تا جایی است که علامه ابو الحسن ندوی رحمه الله آن را بعد از کتاب إحیاء علوم دین غزالی بزرگترین کتابی می داند که بین کتاب و سنت الفت بخشیده و در بسیاری موارد حتی از احیای علوم الدین غزالی نیز پیشی گرفته است مانند اینکه ابن قیم می خواست این کتاب را به رشته تحریر در آورد تا جایگزین کتابخانه های بزرگ علمی شود. او در این کتاب مقام مرشد و مربی، فقیه و محدث را ایفا می کند. و هر کسی ذوق حدیث در وجودش رخنه کرده باشد و حریص بر پیروی نمودن سنت و آداب نبوی باشد این کتاب را بر دیدگانش می نهد، برای مثال عالم معروف هند شیخ عبدالله غزنوی بسیار مجذوب این کتاب گشته بود، تا جایی که همیشه دعاء می کرد ای أرحم الراحمین و جود این کتاب را برای من آسان گردان، و آن را بهترین زاد و توشه برای معاد و آخرتم قرار ده.

۲- مدارج السالکین بین منازل ایاک نعبد ایاک نستعین:
این کتاب شرحی است بر کتاب منازل السائرین نوشته ی شیخ الاسلام عبدالله انصاری هروی (معروف به خواجه عبدالله انصاری) و انصافا کتاب مدارج السالکین بهترین کتابی است که ابن قیم رحمه الله در تهذیب نفوس و اخلاق و آراسته شدن به اخلاق متقین و صادقین به رشته ی تحریر در آورده، که دلالت بر این دارد که مولف کتاب خود نیز از مهترین و صادقین بوده که قبلهایشان به تقوای الهی آرمیده بود. وی این کتاب را نوشت تا حاجت شدید مسلمین را در آن عصر مادی بر طرف نماید، و به جای نشاط مادی مردم صفای طینت، تقوای نفوس و تهذیب اخلاق را به آنها بیاموزد تا اینکه اگر خداوند مقدر نمود به وسیله این کتاب در حال و آینده به جای حیات مادی و ثروت اندوزی، حیاتی پربرکت و نیکو و مأمن در سایه سار اسلام به آنها ببخشد، همانگونه که سلف صالح رضی الله عنهم اجمعین دین و دنیا برایشان جمع شد و خداوند دینشان را تمکین بخشید و ترس آنها را مبدل به امنیت نمود.

۳- اعلام الموقعین عن رب العالمین:
کلمه توقیع در لغت به معنای امضاء کردن می باشد و موقع عن رب العالمین کسی است که حکم خداوندی را امضاء و صادر می نماید که منظور، مفتیان و فقها می باشند. علامه ابن قیم رحمه الله این کتاب را در مورد آداب فتوا و مفتی و مستفتی با شروط آن به رشته تحریر در آورد تا مفتیان را به مقام و منزلت خطیری که در آن واقع شده اند آگاه سازد. لذا آنان را امضاء کننده ی حکم خداوندی می خواند.

ابن قیم رحمه الله در ابتدای کتابش می گوید هنگامی که منصب و مقام امضاء گری پادشاهان به کسی تعلق می گیرد وی دارای فضل غیر قابل و ارزشی آشکار شده است و آن را بالاترین منزلت رفعت می پندارد، پس مقام و منصب امضاء گر حکم خداوند چگونه است؟ کسی که در این مقام و منصب قرار گرفته بر وی لازم است که زاد و توشه برای خویش فراهم آورد و قدر مقامی که در آن واقع شده است را بداند و هیچ باکی از گفتن سخن حق و استوار به دل راه ندهد زیرا قطعا خداوند نصرت و یاری خویش را بر وی ارزانی خواهد داشت.

البته خود این کتاب علامه ابن قیم رحمه الله اعلام الموقعین نام ننهاده، بلکه این بخاطر مضمونش به این اسم اشتهار یافته است و منظور از موقعین (و یا امضاء کنندگان حکم خداوند) فقهاء و مفتیان می باشند که علامه ابن قیم رحمه الله در این کتاب معالم شرعی را برای فتوا و مفتی و مستفتی و خطرات و اهمیت این مقام را بیان می کند و مفتیان را از فتوا دادن بدون علم برحذر می دارد و آنها را به تفکر در مقام رفیع افتاء و قضاوت وامی‌دارد.

۴- الطرق الحکمیة فی سیاسه الشرعیة:
این کتاب در اصل جوابی است برای بعضی از دوستان علامه ابن قیم رحمه الله که از وی سوال کرده بودند که آیا برای شخص قاضی درست است که بوسیله ی تیز هوشی اش و یا با قرائنی که گمان می کند که حق بر آن نهفته شود قضاوت کند و در قضاوت تنها به نشانه ها و علائم بسنده کند؟

علامه ابن قیم با نوشتن این کتاب جوابی کافی و شافی به شخص سوال کننده داد و با ذکر کردن آراء و نظریات گذشتگان بیان می کند که گذشتگان بر جواز حکم کردن قاضی بوسیله ی تیز هوشی اش اتفاق داشته، اما در مورد مقدماتی که آنها را به این مقصود می رساند با هم اختلاف داشته اند. علامه ابن قیم در این کتاب به بیان انواع تیز هوشی و مثال هایی از تیز هوشی گذشتگان و مقدماتی که شخص قاضی از طریق آن می تواند متهم را شناسایی کند می پردازد و همچنین مقدمات تیز هوشی را بیان می کند.

۵- مفتاح دارالسعادة:
بدون شک می‌توان کتاب مفتاح دار السعاده تألیف ابن قیم را از شاهکارهای علمی قرن هفتم و شخص ایشان دانست. علامه ابن قیم در بخش نخست این کتاب به بیان اسرار الهی در خلقت موجودات می‌پردازد و با نگاهی موشکافانه مسائل شگفت‌انگیز را که بشر امروزی پرتوی آن را می‌بیند فرا روی انسان قرار می‌دهد.

وی در بخش اول ابتدا به حکمت‌های هبوط آدم از آسمان به زمین اشاره می‌کند و آن را عین کمال آدم می‌داند و پس از بیان حکمت‌های این قضیه، می‌گوید: خداوند چیزی بهتر از بهشت به آدم داد و آن هم عهد و پیمان و میثاق الهی بود. ایشان پس از بیان این موارد به بیان اهمیت علم و اراده در رسیدن به سعادت و خوشبختی می‌پردازد و می‌فرماید: پس از این که خداوند آدم را از بهشت به زمین منتقل کرد راهی را فرا روی وی قرار داد که پیمودن آن جز به وسیله‌ی علم و اراده امکان پذیر نمی‌باشد. پس از بیان این قضایا علامه ابن قیم به تبیین حکمت‌های خلقت موجودات از زمین و آسمان گرفته تا ستاره‌ها و کهکشان‌ها، آتش و هوا، کوه و درخت، انگور و انار، پرنده، نخل، فیل، مورچه، زرافه، انسان‌ و اعضای بدنش و غیره می‌پردازد و نکته‌های علمی بسیار ظریفی را بیان می‌کند و هر گاه می‌خواهد به بررسی حکمت بپردازد مبحثش را با جمله (تأمّل) آغاز می‌کند و انسان‌ها را به تفکر و اندیشیدن در مورد اسرار و حکمت‌های الهی وا می‌دارد.

سپس علامه ابن قیم به بررسی حکمت‌های پوشیده ماندن زمان قیامت بر انسانها از جانب خداوند می‌پردازد و در ۳۴ مورد حکمت آن را بیان می‌کند.

وی در جزء دومِ کتاب خود، ابتدا به بیان نیاز انسانها به شریعت می‌پردازد و آن را ضروری‌ترین نیاز انسان‌ها می‌داند و از دیدگاه وی شریعت، از پزشکی ضروری‌تر است زیرا در هر جامعه ای بیماران اقلیت هستند و اکثر آنها در حال سلامتی زندگی می‌کنند و این اقلیت‌ها هستند که نیاز به طبیب و پزشک دارند.

سپس ایشان به تبیین اتفاق شرایع در اصول می‌پردازد و پس از بیان این مسائل به شبهات فلاسفه در مورد کمالات نفسی پاسخ می‌گوید و پس از آن به ابطال تفکرات منجّمین و ستاره شناسان می پردازد.روی هم رفته هر شخصی با مطالعه‌ی این کتاب با بسیاری از مسائل علمی آگاه می‌شود و به حکمت‌های الهی پی می‌برد و هنرمندی مؤلف را تحسین می نماید.

از کتب علامه ابن قیم علاوه بر کتاب هایی که ذکر شد می توان به
۱- إغاثة اللهفان من مصاید الشیطان ۲- تحفة المودود فی أحکام المولود ۳- أحکام أهل الذمة ۴- الفروسیة ۵- تهذیب سنن أبی داود ۶- اجتماع الجیوش الإسلامیة علی غزو المعطلة و الجهمیة ۷- الصواعق المرسلة علی الجهمیة و المعطلة ۸- شفاء العلیل فی مسائل القضاء و القدر و الحکمة و التعلیل ۹- هدایة الحیارى من الیهود و النصارى ۱۰- حادی الأرواح إلی بلاد الأفراح ۱۱- کتاب الروح ۱۲- عدة الصابرین و ذخیرة الشاکرین ۱۳- الوابل الصیب من الکلام الطیب ۱۴- التبیان فی أقسام القرآن ۱۵- بدائع الفوائد ۱۶- الفوائد ۱۷- إجلاء الأفهام فی الصلاة و السلام علی خیر الأنام ۱۸- روضة المحبین و نزهة المشتاقین ۱۹- طریق الهجرتین و باب السعادتین

و غیره که تعداد آنها از شصت کتاب تجاوز می کند اشاره کرد.

ویژگی های تألیفات ابن قیم و مناهج وی در مؤلفاتش:
تألیفات ابن قیم از جهت حسن ترتیب و زیبایی تألیف حتی از مولفات استادش ابن تیمیه نیز پیشی گرفته و از جانب دیگر بدلیل دارا بودن اسلوب زیبا و عبارات شیرین و دلنشین و تأثیر گذار، از مولفات دیگر مولفین نیز متمیز شده اند و شاید این از جانب خود ابن قیم باشد که به جمال بیش از جلال آراسته شده بود. علامه ابن قیم رحمه الله در تألیف کتابهایش از مناهج فراوانی استفاده نموده که ما تنها به ذکر چهار منهج بسنده خواهیم کرد.

۱- اعتماد بر استدلال هایی از قرآن و سنت:
ابن قیم در بحوث و تألیفاتش از ادله کتاب و سنت برای استنباط احکام با اسلوبی سهل و آسان بدون پیچیدگی لفظی و معنوی استفاده می کرد و توجیهات جانبی را به قرآن و سنت بر می گرداند و این منهج اصلی وی در عموم کتاب ها و مباحثش می باشد، اما گاهی اوقات ناچار اقوال بعضی قبایل و طوایف را نقل می کند اما به قرآن و سنت و علمای سن