 خواهي آن زن مسلمان را لبيک گفت. چنانچه سپاهيان زيادي فراهم آورد و خود، با آنان همراه شد تا به کمک مسلمانان بشتابد. وي، در کرانه¬ي غربي رود دجله اردو زد و عجيب بن عنبه و عمر فرغاني را براي بررسي وضعيت مردم زبطرة گسيل نمود. آن دو، مشاهده کردند که روميان پس از ارتکاب جنايات بسياري، آنجا را ترک کرده¬اند. معتصم، همچنان بر تعقيب روميان و جنگيدن با آنان پافشاري کرد و به پيشروي در سرزمين¬هاي دشمن پرداخت و سؤال نمود که استوارترين قلعه¬ي روميان، کدامين دژ است؟ و بدين ترتيب دريافت که قلعه¬ي عموريه، مهم¬ترين و بهترين دژ روميان بشمار مي¬رود و هيچ يک از فرماندهان مسلمان بسوي آن، لشکر کشي نکرده است. بنابراين معتصم تصميم گرفت که اين شهر را فتح نمايد؛ هر چند منجمان کوشيدند تا او را از اين تصميم منصرف نمايند. آنان، به او گفتند که اينک زمان مناسبي براي فتح عموريه نيست و دلايلي بي¬اساس و آکنده از خرافه، برايش آوردند. ولي معتصم، به خرافات منجمان تن نداد و دستور فتح عموريه را صادر کرد. وي، در کرانه¬ي رود سيحان اردو زد و به يکي از فرماندهان جنگي¬اش به نام افشين دستور داد که از راه الحدث پيشروي نمايد و اشناس را هم مأمور پيشروي از راه طرسوس نمود. معتصم، همچنين زمان پيوستن اين دو لشکر به يکديگر را معين نمود. دو لشکر در آنکارا به هم پيوستند. در ادامه¬ي تاکتيک نظامي، معتصم، افشين را بر ناحيه¬ي راست سپاه گماشت و اشناس را بر سمت چپ لشکر؛ و خود، در مرکز سپاه، فرماندهي کل را بر عهده گرفت. سپاه اسلام، شهر را به محاصره¬ي خويش در آورد و سرانجام راهِ نفوذي به داخل عموريه را يافت و بدين ترتيب پس از جنگي سخت و شجاعانه، کنترل شهر را در دست گرفت و بر روميان پيروز شد. اين رويداد، در روز جمعه و ششم ماه مبارک رمضان روي داد و معتصم پس از بيست و پنج روز، از آنجا کوچ کرد .
بدين سان مهم¬ترين و محکم¬ترين قلعه¬ي روميان، به تصرف مسلمانان در آمد و سبب تقويت روحيه¬ي آنان گرديد و تداوم فتوحات اسلامي در شرق اروپا را آسان نمود. در مقابل، روحيه¬ي جنگي روميان در هم شکست؛ چرا که آنان توان و قوت مسلمانان را مشاهده نمودند و دريافتند که توان و قدرت مسلمانان، در خور توجه مي¬باشد و نمي¬توان آن را دست¬کم گرفت. يکي از دستاوردهاي اين فتح، هم¬زيستي روميان با مسلمانان بود؛ آنان، با مشاهده اخلاق و نيک¬منشي مسلمانان، به عظمت دين اسلام پي¬بردند و به بسياري از آنان، به اين آئين راستين گرويدند.

7- فتح عين¬جالوت در سال 658 هجري:
عين جالوت، يکي از مناطق فلسطين اشغالي است که در ميان بيسان و نابلس قرار گرفته است. قهرمان اين نبرد بزرگ، سلطان سيف¬الدين قطز بن عبدالله معزي بود که در 17 ذي¬قعده¬ي سال 657 هجري، به حکومت مصر رسيد.
مغول¬ها، همچنان در حال پيشروي در سرزمين¬هاي اسلامي بودند تا اينکه بغداد، پايتخت خلافت عباسي را اشغال نمودند و هلاکو – نوه¬ي چنگيزخان – خليفه¬ي عباسي را در سال 1258 ميلادي به قتل رساند و بدين¬سان به خلافت عباسي، پايان داد.
هلاکو به پيشروي خويش ادامه داد و حلب و دمشق را اشغال نمود. اين پيشروي، ادامه يافت و الخليل و غزه به تصرف مغولها درآمد و مردان زيادي کشته شدند و زنان و کودکان، اسير گشتند. همه¬جا سقوط کرده بود و فقط مصر، فرا روي هلاکو قرار داشت. وي، نامه¬ي تهديد آميزي به حاکم مصر، سيف¬الدين قطز، فرستاد و از او خواست که تسليم شود. حاکم مصر، درخواست هلاکو را رد کرد و سپاهياني فراهم آورد و عده¬اي را به فرماندهي بيبرس به عنوان نيروهاي پيشاهنگ به سوي مغو¬لها گسيل نمود. اين لشکر، موفق شد يکي از دسته¬هاي نظامي مغولها را شکست دهد.
سيف¬الدين قطز، با سپاهيانش در عين¬جالوت فلسطين اردو زد؛ مغولها نيز در عين¬جالوت اردو زده بودند. روز جمعه 25 ماه مبارک رمضان، جنگ شديدي ميان دو طرف، روي داد که در ابتدا، به نفع مغول¬ها بود، اما پس از آنکه قطز، شخصاً وارد ميدان شد و به نبرد پرداخت، مسلمانان، نبض ميدان را دست گرفتند و فرمانده¬ي سپاه روميان را اسير کردند و او را به دستور قطز، کشتند.
با پايان جنگ عين¬جالوت، افسانه¬ي شکست¬ناپذيري مغولها، پايان يافت و بدين¬سان مسمانان، تمام جهان را از خطر مغولها، نجات دادند. اين جنگ را مي¬توان سرآغاز حکومت مماليک در مصر و شام بر شمرد.

8- فتح شقجب در سال 702 هجري:
تاتارها به حمص و بعلبک رسيدند و در اين مناطق، جنايت زيادي مرتکب شدند. ترس و هراس، همه را فراگرفته بود؛ چنانچه عموم مردم مي¬گفتند: سپاهيان شام و مصر، توان رويارويي با قوم تاتار را ندارند. البته عده¬اي از علما و عموم مردم گرد آمدند. شيخ¬السلام¬تقي¬الدين بن تيمية، علما، امرا و مردم را سوگند داد که اگر اين¬بار، روياروي تاتارها بايستيد، بر آنان پيروز خواهيد شد. به او گفته شد: بگو ان شاء الله. فرمود: ان شاء الله تحقيقاً نه تعليقاً. وي، به اين فرموده¬ي الهي استناد مي¬کرد که: ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ {60} الحج: ٦٠
بدين ترتيب مردم، آرامش خاطر يافتند. شب جمعه، هلال ماه رمضان رؤيت شد و مردم نماز تراويح را به جاي آوردند؛ البته روز جمعه را در ترس و نگراني به سر بردند و نمي¬دانستند که چه روي خواهد داد. پاره¬اي از شايعات به ترس و نگراني مردم، دامن زد. روز شنبه فرارسيد و مردم، همچنان نگران بودند که از فراز گلدسته¬ها، چشمان به سياهي¬اي در سمت دشمن افتاد و بيشترشان گمان کردند که ديگر کار از کار گذشته و انتظاري جز قتل و کشتار نداشتند. بنابراين در مساجد و هر جاي ممکن، دست به دعا و تضرع برداشتند. روز يکشنبه فرارسيد و مردم، از در هم شکستن تاتارها، سخن مي¬گفتند، اما کساني که ترس و هراس، بر آنان غالب شده بود و تاتارها را فراوان و توانمند مي¬دانستند، شکست قوم تاتار را ناممکن مي¬¬پنداشتند. بعدازظهر آن روز، نامه¬ي سلطان به مسؤول قلعه، قرائت شد که در آن آمده بود سپاهيان در روز شنبه در محل شقجب گرد آمده¬اند و سپس پيامي از سوي نائب سلطان جمال¬الدين آقوش به نائب قلعه رسيد که بدين مضمون بود: بعدازظهر شنبه، جنگ در گرفت و تا روز يکشنبه ادامه يافت. شمشير در گردن تاتار، کارگر افتاد و قوم تاتار گريختند و به کوه¬ها پناه بردند و فقط تعداد اندکي از آنها، جان سالم بِدَر بردند. بدين¬سان سرور شادي همه¬جا را فرا گرفت و همه، از بابت اين پيروزي بزرگ در دوم يا سوم ماه مبارک رمضان، خشنود و آسوده¬خاطر گشتند.

9- فتح قبرص در دوران مماليک در سال 829 هجري:
قبرص، يکي از بزرگترين جزاير درياي مديترانه در ناحيه¬ي شرقي است که دو رشته کوه را در خود جاي داده است و بيشتر مردم آن، به کشاورزي مشغولند و داراي زمينهاي حاصلخيزي است. قبرص، در آن زمان، تابع امپراطوري روم بود.
معاويه(رض) با تأکيد و پافشاري بسيار از عمر بن خطاب(رض) درخواست نمود که با يک عمليات دريايي بر ضد روم موافقت نمايد. اما عمر(رض) موافقت نکرد و چون عثمان(رض) به خلافت رسيد، معاويه(رض) همين درخواست را مطرح نمود و عثمان(رض) نيز پذيرفت؛ البته در قالب نامه¬اي به معاويه(رض) دستور داد که حق ندارد کسي را براي حضور در اين عمليات، مجبور سازد؛ بلکه رزمندگان اسلام را براي اين¬منظور مختار نمايد تا هرکس که بخواهد به صورت داوطلبانه در اين جنگ شرکت کند. تعدادي از صحابه در اين عمليات دريايي حضور يافتند؛ از جمله: ابوذر، ابودرداء، شداد بن اوس، عبادة بن صامت و همسرش ام حرام بنت ملحان. معاويه(رض) اولين ناوگان دريايي سپاه اسلام را بنانهاد و عبدالله بن قيس را بر آنان گماشت و آنان را به سوي قبرص گسيل نمود. عبدالله بن ابي¬السرح(رض) نيز از مصر آمد و به آنان پيوست. مردم قبرص، نزد ايشان آمدند و بر سرِ پرداخت هفت¬هزار دينار در سال، صلح نمودند. در همين دوران، به ام حرام همسر عبادة بن صامت رضي¬الله¬عنهما در گذشت. ماجرا از اين قرار بود که ام حرام، از مرکبش در جزيره¬ي قبرص، پائين افتاد و گردنش آسيب ديد و سپس دار فاني را وداع گفت.
درياي مديترانه، همچنان تحت کنترل مسلمانان بود و چون ضعف و نابسماني، حکومت اسلامي را فراگرفت، اروپائيان به بخش¬هاي مرزي قلمرو حکومت اسلامي حمله¬ور شدند و جنگ¬هاي صليبي، روي داد و قبرص، به پايگاهي براي صليبي¬ها جهت حمله به مصر و شام تبديل گرديد. قبرصي¬ها، جزيره¬ي قبرص را به مرکز حمله به بندرگاه¬هاي اسلامي در شرق درياي ميانه به منظور تهديد تجارت مسلمانان تبديل نمودند. چنانچه پتروس اول لوزخبان، پادشاه قبرص، در سال 767 هجري برابر 1365 ميلادي حمله¬اي به سوي اسکندريه، ترتيب داد و جنايات زيادي در اين ماجرا، به وقوع پيوست و زنان، مورد تجاوز و هتک حرمت قرار گرفتند و کودکان و سالخوردگان بسياري، کشته شدند. صليبي¬ها، سه روز در شهر ماندند و هر فسادي که خواستند، انجام دادند و سپس آنجا را ترک گفتند و پس از بازگشت به جزيره، شبيخوني ديگر به طرابلس شام در سال 796 هجري برابر با 1393 ميلادي، ترتيب دادند.
خلاصه اينکه چپاول بنادر و لنگرگاه¬هاي اسلامي، تا مدت مديدي از سوي قبرصي¬ها ادامه يافت و هيچ يک از تلاش¬هاي مماليک براي مقابله با اين خطر، کارگر نيفتاد، تا آنجا که گستاخي و غرور قبرصي¬ها، افزايش يافت و در سال 826 هجري برابر با 1423 ميلادي، به يکي از کشتي¬هاي مسلمانان، حمله کردند و تمام کساني را که در کشتي بودند، به اسارت گرفتند. قبرصي¬ها، به گستاخي و غرور خويش ادامه دادند و يکي از کشتي¬هاي مسلمانان را که حامل هداياي سلطان برسباي به سلطان عثماني، مراد دوم بود، چپاول کردند و بدين¬ترتيب راهي جز اين، فراروي برسباي مملوکي نبود که اين خطر را دفع نمايد و واکنش جدي به اين اهانت قبرصي¬ها نشان دهد.
آري! غيرت جهادي برسباي مملوکي، شعله¬ور شد و وجود خويش، احساس مسؤوليت کرد و سه حمله¬ي جداگانه در سه سال پياپي به قبرص ترتيب داد؛ يکي در سال 827 هجري برابر با 1424 ميلادي که حمله¬ي کوچکي بود و در پي آن، در قبرص فرود آمد و به بندر ليماسول حمله نمود و سه کشتي قبرصي را به آتش کشيد و غنايم فراواني، نصيب مسلمانان گرديد. سپس به قاهره حمله¬ور شد. اين پيروزي، برسباي را بيش از پيش مصمم کرد که حمله¬اي بزرگ¬تر براي فتح قبرص ترتيب دهد و سرانجام در سال 828 هجري ناوگان دريايي مسلمانان، متشکل از چهل کشتي به سوي شام و از آنجا به سوي قبرص حرکت کرد و موفق شد قلعه¬ي ليماسول را از بين برد و پنج¬هزار تن از نيروهاي دشمن را به هلاکت برساند. و آنگاه با هزار اسير و مقدار زيادي غنايم جنگي، به قاهره بازگشت.
در حمله¬ي سوم، برسباي، با هدف فتح جزيره، عملياتي بزرگ¬تر از دو عمليات پيشين ترتيب داد و در سال 829 هجري با يکصد و هشتاد کشتي از بندر رشيد در مصر، به سوي ليماسول حرکت کرد، ديري نپائيد که ليماسول در 26 شعبان 829 هجري به تصرف مسلمانان در آمد و حمله¬ي دريايي مسلمانان از ناحيه¬¬ي شمال به منظور فتح کامل جزيره¬ي قبرص ادامه يافت. حاکم جزيره، درصدد رويارويي با مسلمانان و دفع آنان بر آمد، اما نتوانست کاري از پيش ببرد و خود، اسير شد. مسلمانان بر پايتخت نيکوسيا چيره گشتند و بدين¬سان جزيره، بخشي از قلمرو حکومت مماليک گرديد.

10- جنگ المنصوره در سال 647 هجري:
اين جنگ در رمضان سال 647 هجري، بر ضد صليبي¬ها، به وقوع پيوست. لويس نهم، پادشاه فرانسه، لشکري مجهز به انواع سلاح¬هاي آن روز و متشکل از يکصد و ده¬هزار جنگنجو، ترتيب داد و درصدد حمله به مصر بر آمد که هفتمين حمله¬ي صليبي¬ها به شمار مي¬رفت. اين حمله، با اهداف اقتصادي و استعماري، برنامه¬ريزي شده بود. لويس نهم براي فشار بر حکومت اسلامي، با مغول¬ها هماهنگ شده بود. وي، به پيشروي خود ادامه داد تا آنکه در سال 1249 ميلادي بر دمياط چيره گشت و سپس روي به سوي منصوره نهاد.
سرانجام در کرانه¬هاي درياي صغير، جنگي در گرفت که کشاورزان و سالخوردگان و بزرگان منطقه در آن حضور يافتند. در آمادگي روحي، عز بن عبدالسلام، نقش بسزايي ايفا کرد و فرماندهي سپاهيان، بر عهده¬ي فخرالدين بن شيخ¬الاسلام جويني بود.
جنگ با به اسارت در آمدن يکصدهزار صليبي و کشته شدن ده¬زار تن از آنان و نيز اسارت لويس نهم، به نفع مسلمانان پايان يافت. لويس نهم را در خانه¬ي ابن لقمان در المنصوره، زنداني کردند و سپس در مقابل پرداخت چهل هزار دينار، آزاد شد.

تأليف: سالم مبارک الفلق
ترجمه: محمد ابراهيم کياني
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com

پانوشت¬ها:
- رو