ب حاتم طایی ( عوام شیعه ) بخشش میکنند تا خود را متقی تر از سنی جلوه دهند
اما دلایل قرانی در رد عقیده انها :
الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ﴿۲۹﴾ لقمان
(آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند،)
پس چیزی نامش شب است که دارد داخل روز میشود تا آن را محو کند پس وقتی الله میگوید: 
” أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ“ سوره بقره، آیه 187
منظورش همین لیل است که دارد داخل روز میشود پس وقتی این لیل محترم را دیدیم ،دیگر چه معنی دارد که صبر کنیم تا این لیل کاملا در روز داخل شود؟ قرآن که این را نفرموده که شما صبر کنید تا روز کاملا پنهان شود. 
پس این یک احتیاط شیطانی و غیر لازم است .
شیعه ها با عوض کردن قوانین به اسلام خندیده اند. 
با آنکه رسول الله عادت داشتند تا روزه را با یک شیرینی ( خرما ) افطار کنند شیعه؛ برعکس؛ اصرار دارد که روزه را با نمک افطار کند!! که امروز ثابت شده این خیلی مضر است و بر عکس ثابت شده که گشودن روزه با خرما بینهایت مفید است .
پس روز با شروع روز شروع میشود ولو که هنور انطرف آسمان تاریک باشد 
و شب با شروع شب شروع میشود هرچند که طرف دیگر آسمان، روز باشد
رسول الله فرمودند که در افطار عجله کنید و سحری را دیرتر بخورید و این عمل را از نشانه های درستی ایمان یک مسلمان دانستند 
این خود یک معجزه رسول است زیرا شیعه خلاف عمل میکند و ما میدانیم شیعه با این شرکی که به آن گرفتار است در شر است نه در خیر 
و حیرت آور اینکه، سنیانی که تمایل به بدعت و شرک دارند نیز در وقت افطار عجله نمیکنند بلکه با تاخیر افطار میکند 
که این نشانه تسلط شیطان و بوسوسه انداختن آنهاست

و این هم حدیث های در این باره :
قال صلى الله عليه وسلم: لا يزال الناس بخير ما عجلوا الفطر. متفق عليه 
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: 
مردم در عافیت هستند تا وقتی که در خوردن افطار عجله کنند

[ كان إذا كان صائما أمر رجلا فأوفى على نشز فإذا قال : قد غابت الشمس أفطر ] . ( صحيح ) .رواه حاکم 
رسول الله وقتیکه روزه میبودند وقت افطار مردی را بر بالای بلندی میفرستادند وقتی ان مرد میگفت خورشید پنهان شده پس فورا افطار میکردند.

در یک روایت دیگر نوشته شده که رسول الله بمردی میگوید افطاری مرا آماده کن او میگوید یا رسول الله اگر صبر میکردی تا شب میشد !!!
دارد برسول دین را یاد میدهد !
پس همیشه احتیاط در کاری، الهی نیست میتواند وسوسه شیطان باشد !
راه نجات ، فقط در پیروی از قران و رسول الله صلي الله عليه وسلم است .
آيا نماز تراویح بدعت است ؟
شماره سؤال: 126 
شبهه شیعه:

 صحیح بخاری نقل می کند: ابن شهاب از عروة بن زبیر، از عبدالرحمان بن عبدالقاری نقل کرده که گفت: شبی از شبهای رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتیم، مردم متفرق بودند و هرکس برای خود نماز می خواند و بعضاً مردی با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون این بدید گفت: به عقیده من اگر اینها را با یک امام گرد آوریم بهتر است. و در پی این تصمیم ابیّ بن کعب را به امامت گماشت. شب دیگر به اتفاق به مسجد رفتیم و مردم به جماعت نماز می خواندند، عمر گفت: «نعم البدعة هذه» این بدعت خوبی است! البته نمازی که پس از خوابیدن بخوانند; یعنی آخر شب از اینکه اوّل شب اقامه شود بهتـر خـواهـد بـود.» 
وی نه تنها از ایجاد این بدعت توبه نکرد بلکه به آن افتخار نیز می نمود. متاسفانه این بدعت تا به امروز رواج دارد و منحرفین از ولایت امیرالمومنین علیه السلام در شبهای ماه مبارک رمضان در مساجد جمع می شوند و این نماز مستحب را که در طول آن یک جزء قران را تلاوت می‌کنند! به جماعت می خوانند. در حالیکه نماز مستحب را نمی‌توان به جماعت خواند!
و حضرت رسول الله بدعتگزاران را لعن کرده است. 

پاسخ اهل سنت:
اول شما ببینید که کی از بدعت حرف میزند؟

آیا بدعت گنبد سازی و زنجیر زنی و سینه زنی و روضه خوانی و قمه زنی و نوشتن زیارت نامه های كذائی ...وثواب های آن چنانی كه برای این اعمال تعیین کرده اید بدعت نیست ؟ ایا این كارها در زمان رسول الله بوده است ؟
بنظرم اگر مسابقه بی حیایی برگزار گردد کسی حاضر به رقابت با علمای شیعه نخواهد شد ! و علمای شیعه جام طلا و نقره و برنز و مس و غیره این مسابقه را یکجا تصاحب خواهند کرد 

اما درباره نماز تراویح: 
1 - ما می دانیم که در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم تروایح به شكل امروزی نبود، اما این را هم می دانیم که رسول الله در شبهای رمضان چند نماز نافلۀ را به جماعت خواندند
و هر شب مردم بیشتری با خبر می شدند تا شب چهارم که در مسجد جا نبود. شب بعد( شب پنجم) رسول الله نماز تراویح به جمع نخواندند ! و در جواب پرسش مردم فرمودند: می ترسم بر شما فرض شود! 
پس برای اینکه مبادا بر امت؛ مثل نماز 5 گانه؛ واجب شود همه شبها نخواندند 

2 -پیامبر، کار کسانی که حافظ قرآن نبودند و پشت سر یک حافظ قرآن، تراویح خواندند را ستود 
3 - در زمان خلافت عمر، خطر فرض شدن بر طرف شد. وقتی عمر دید که مردم متفرق می خوانند، گفت: یک جا بخوانید و یک جا خواندن را فرض و واجب نکرد. قرار شد 20 رکعت بخوانند؛ اما این وحی منزل نیست. 
عمر به این کار نظم و ترتیبی داد اما آن را فرض و واجب نکرد حالا اگر کسی ترتیب عمر را قبول نکند خب نکند ! هیچکس به او اعتراض نمیکند 
جالب تر و مهم تر از هر چیز این است که حضرت عمر ، خودش تراویح را به جماعت نخواند زیرا اولا خودشان حافظ کل قرآن بودند دوما همچنان که در متن حدیث است از نظر ایشان و از نظر همه افضل این بود که در اخر شب خوانده شود
تراویح مثل کلاس تقویتی برای دانش آموزان ضعیف بود یعنی برای اصحابی بود که حافظ کل قرآن نبودند برای عمر و عثمان و ابوبکر و علی نبود
اما خودمانیم گوش دادن به تمام قرآن پشت سر یک حافظ قرآن در سی شب ماه رمضان کاری لذت آور و عظیم است خصوصآ که در دوران این قرآن خوانی 1220 بار سجده هم کنی و 600 رکعت نماز اضافی هم بخوانی 
شیعه ها در شبهای رمضان یا علی یا علی میگویند و الله را در حاشیه قرار میدهند در حیرتم از صبر الله که چرا در شب قدر، کوه ها را بر سر اینها نمیکوبد
شیعه دایم میگوید که تراویح بدعت عمر است 
ولی این سنت رسول است هم خودشان خواندند هم کار تراویح خوانان را ستودند 
وانگهی حتی اگر بدعت باشد ما بدعت حسنه داریم و بدعت مذموم:
بدعت مذموم آن است که ما آنرا اجباری کنیم یا انجام آنرا ثواب بدانیم یا شکل را تغییر دهیم و یا و یا و یا ...........
تراویح عمر از این بدعت ها خالی است نه اجباری است نه ثواب خاصی برایش قاییلیم و نه شکل نماز را تغییر دادیم و نه و نه ونه ......
این مثل ابداع یک روش نو برای حفظ قرآن است برای راحتی کار است 
این بدعت حسنه است و اصلا اجباری نیست و كسی نمیگوید تراویح بیشتر ثواب دارد تا تنها خواندن 
و اختیاری است که 8 رکعت بخوانی یا 20 رکعت یا بیشتر یا کمتر
بلکه حافظ قران اگر به جای مسجد،در خانه و بتنهایی تراویح بخواند 25 بار بیشتر ثواب کسب میکند به همبن خاطر عمر در خانه میخواند.

   محمد باقر سجودی
آیا پیامبر اسلام نمیدانست که ملتی درشمال اسکاندیناوی هستند که باید بیست ساعت روزه بگیرند؟!!
شماره سؤال: 414 
نویسنده: محمد باقر سجودى

شبهه ملحد:
پیامبر اسلام ادعا داشته که دینش، آیینی  جهانی، و برای همه دنیا است ، اما گویا خبر نداشته مردمی که  در نزدیکی های قطب  شمال هستند باید 20 ساعت در روز روزه بگیرند و چون خبر نداشته پس روزه را بر آنها فرض کرده است - ملحد در ادامه  میگوید این خود دلیل است که اسلام یک دین  آسمانی نیست -- پاسخ اهل سنت: بله شاید  پیامبر خبر نداشت، اما خدای پیامبر حتما خبر داشت
و  برای همین در قران وقتی  به مسلمانان دستور داده شد که روزه بگیرند این دستور هم بهمرایش نازل شد: فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یطِیقُونَهُ فِدْیةٌ طَعَامُ مِسْكِینٍ «184» واما هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد میتواند  تعدادی از روزهای دیگر را به جای ماه رمضان روزه بگیرد 
و اما  و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت‌فرساست؛ پس روزه نگیرند و مسکینان را غذا بدهند؛ 
و بعد الله میفرماید: یرِیدُ اللَّهُ بِكُمُ الْیسْرَ وَلَا یرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ «185»خداوند، راحتی شما را می‌خواهد، نه زحمت شما را!!
پس اگر این ملحدان بیچاره قرأن را خوب مطالعه کنند ، ارشمیدس وار لخت و عریان نمیدوند که یافتیم یافتیم! عیبی در قرأن و دین اسلام یافتیم!

پس اسلام فکر هرچیز را کرده است و این خود بهترین دلیل است که آیین ما یک دین زمینی نیست بلکه الله  آنرا نازل کرده است
آری اسلام، در هر دستورش و در هر خبرش ، متوجه تمام مناطق جغرافیایی و تمامی حالت  و احتمالات بوده است بلکه معجزه عظیم اسلام این است که دگرگونی های عظیم زمان نیز نمیتواند آنرا بی اعتبار کند و؛ برعکس؛ و عجب و صد عجب که دگرگونی زمان اعتبار قرآن را بیشتر میکند 
مثلا این  آیات را در اوایل سوره نحل ببینید: وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا ۗ لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿٥﴾ وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِ‌يحُونَ وَحِينَ تَسْرَ‌حُونَ ﴿٦﴾ وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَىٰ بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنفُسِ ۚ إِنَّ رَ‌بَّكُمْ لَرَ‌ءُوفٌ رَّ‌حِيمٌ ﴿٧﴾ وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ‌ لِتَرْ‌كَبُوهَا وَزِينَةً ۚ ﴿٨﴾ النحل
و چهارپایان را آفرید؛ در حالی که در آنها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است؛ و از گوشت آنها می‌خورید
و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان بازمی‌گردانید، و هنگامی که به صحرا می‌فرستید
آنها بارهای سنگین شما را به شهری حمل می‌کنند که جز با مشقت زیاد، به آن نمی‌رسیدید؛ پروردگارتان رؤوف و رحیم است که این وسایل حیات را در اختیارتان قرار داده, همچنین اسبها و استرها و الاغها را آفرید؛ تا بر آنها سوار شوید و زینت شما باشد، همانطور که ظاهرا مشاهده میشود  تو گویی این آیات مربوط به زمان ما نیست و مال گذشتگان است 
اما الله چون عالم و دانا بر گذشته  و حال  و آینده است بلافاصله میفرماید: «وَیخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ »و چیزهایی می‌آفریند که نمی‌دانید.
گذشتگان ما  از خودرو و هواپیما و قطار بیخبر بودند و ما از انتقال اشیاء بوسیله امواج  و صد چیز دیگر بیخبریم  ولی قرآن اشاره لطیفی میکند به همه آنها.....
 پس ملحد نمیتواند بگوید که الله خبر نداشت  دیدید که چگونه زیرکانه به آینده اشاره میکند و در همان حال  اذهان  افراد مخاطب  عصور مختلف را مشوش نیز نمی نماید و به اندازه عقل هرکس با  آنها سخن میگوید. 

ملحد لجوج میگوید: ولی هواپیما که از اختراعات بشر است نه از آفریده های الله 

اما قرآن  در جواب میفرماید: أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیرِ شَیءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ«35» 
یا آنها بی هیچ آفریده شده‌اند، یا خود خالق خویشند؟!
أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا یوقِنُونَ«36»
آیا آنها آسمانها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند
أمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَیطِرُونَ«37»
آیا خزاین پروردگارت نزد آنهاست؟! یا بر همه چیز عالم سیطره دارند؟! (سوره طور)
تولیدات یک ماشین تولیدی فقط منسوب نمیشود به خود ماشین ، بلکه میتوانیم منسوبش کنیم به مالک  و یا سازنده  آن ماشین

یک مثال جالب دیگر :گفتیم ملحدین خیلی کوشش میکنند سوالاتی مثل سوال تیتر مقاله را مطرح کنند  تا شاید که عیبی برای قرآن ثابت شود 
پس گاهی به این آیه اشاره میکنند:
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ 
هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با دشمنان‌ آماده سازید! و (خصوصا) اسبهای ورزیده را؛تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش  را بترسانید!!«الأنفال/60»
و ملحدان  میگویند: در این قرن بم اتم و هواپیماهای جنگی و ناوهای عظیم، قرآن هنوز در فکر اسب است!!  و تشویق میکند که اسبهای ورزیده را برای جنگ با دشمن آماده نگه دارید و با اسب دشمن را بترسانید!!!  این نشانه طرز فکر محدود پیامبر است پس این دین از طرف دانایی ساخته نشده است!

اما پاسخ:
در جواب ملحد میگوییم که اولا باز الله کلی دستور داد که هر نیرویی که در توان دارید را برای مقابله با دشمن ا