وه ي دلش را گرفتيد؟
مي گويند: بلي!
باز مي فرمايد: پس بنده ام چه گفت؟
مي گويند: الحمد لله و إِنَّا للَّهِ وَإِنَّا إِليهِ رَاجِعُونَ.
گفت، پس خداوند مي فرمايد: براي بنده ام در بهشت خانه اي ساخته و آن را بيت الحمد بناميد."
پيامبر بزرگوار اسلام صلي عليه و سلم به ما آموخته است که دربرابر پيدايش هر گشايش و خبرنيکي يا در هنگام رهايي از بلا و مصيبتي سجده ي شکر بگزاريم.

تشكر و سپاسگزاري از والدين:
خداوند -عز وجل- به سپاس گزاري و تشكر از والدين و همچنين احسان نيکي در حق آنان فرمان داده است: {أن اشكر لي ولواديك إلي المصير} [لقمان: 14] يعني: " ... كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوى من است." انسان مسلمان با اطاعت نمودن و خدمت کردن به پدر و مادر خويش سپاس گزاري نموده و سعي مي کند آنان را راضي نگه داشته و آنان را نرنجاند.

تشكر و سپاس گزاري از مردم:
انسان مسلمان نيکي ها را قدر نهاده و حقو حقوق مردم را به خوبي مي داند و از آنان بخاطر خدمات و نيکي هايشان سپاس گزاري مي نمايد. رسول خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا يشْكُرُ اللهَ من لا يشْكُرُ الناسَ) [ابوداود و ترمذي] يعني: "سپاس خداوند را نمي گزارد آنکه سپاس مردم نمي گزارد." و همچنين مي فرمايد: (إن أشكر الناس لله -عز وجل- أشكرهم للناس) [احمد] يعني: " همان شکرگزارترين کسان در برابر خداوند، شکرگزارترين آنان در برابر مردم است."
کسي که بيش از هرکس لازم است از او سپاسگزار باشي معلم است؛ در برابر تمام نيکي هايي که در مورد تو روا داشته است. 

شاعر گفته است:
قُم للمُـعَلِّم وفِّـه التبـجـيـلا
كــاد العلـم أن يكـون رســولا
يعني:
" بکوش تا معلمت را بزرگ داري
که او را تا پيامبري نيست راهي!

رسول مکرم خدا صلى الله عليه و سلم تأکيد داشتند که در برابر آنکه نيکي در حق ما مي نمايد، او را سپاس گفته و حتماً از او تشکر کنيم. در اين مواقع چنين مي گوييم: جزاك الله خيرًا. يعني: "خداوند پاداش خيرت دهد." پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده است: (من صُنِع إليه معروف، فقال لفاعله: جزاك الله خيرًا، فقد أَبْلَغَ في الثناء) [ترمذي و نسائي] يعني:‌ " کسيکه بوي نيکي شود و براي انجام دهنده ي آن بگويد، «جزاک الله خيراً» هر آئينه در دعاء مبالغه کرده است."

فضيلت شكر:
زمانيکه فرد مسلمان به اخلاق زيباي شكر و سپاسگزاري پروردگارش آراسته گشت، با اينکارش نعمت هاي بيش تري را در زندگاني اين دنيا براي خويش تضمين نموده و به خوشنودي و بهشت خدايش دست مي يافته، از عذاب او در آخرت در امان مي ماند. خداوند متعال در قرآن کريم اعلام مي دارد: {لئن شكرتم لأزيدنكم} [إبراهيم: 7] يعني: " ... كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد..."
نيز مي فرمايد: {ما يفعل الله بعذابكم إن شكرتم وآمنتم وكان الله شاكرًا عليمًا} [نساء: 147] يعني: "اگر سپاس بداريد و ايمان آوريد خدا مي خواهد با عذاب شما چه كند و خدا همواره سپاس‏پذير [=حق‏شناس] داناست."
حسن گفته است: هرگاه که در برابر نعمتي سپاس بگزاري، آن بواسطه ي شکر گزاريت با نعمتي بزرگ تر تازه و نو مي شود.

سپاس نداشتن و نتايج آن:
انسان مسلمان از آن دسته افراد نيست که قدر نيکوکاري افراد را ندانسته و سپاس خداوند را براي نعمت هايش نگزارده و شکرگزار نيکي مردم نيز نيست، اينگونه افراد انسان هايي حق ناشناس بوده و قدر خوبي را نمي دانند. خداوند اين گونه کسان را در قرآن کريم مورد ملامت قرار داده و مي فرمايد: {ومن شكر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن ربي غني كريم} [نمل: 40] يعني: "... و هر كس سپاس گزارد تنها به سود خويش سپاس مى‏گزارد و هر كس ناسپاسى كند بى‏گمان پروردگارم بي نياز و كريم است."
امام على -رضي الله عنه- در اين رابطه فرموده اند: ناسپاسي در برابر نعمت فرومايگي است. خداوند متعال مى فرمايد: {لئن شكرتم لأزيدنكم ولئن كفرتم إن عذابي لشديد} [ابراهيم: 7] يعني: "... كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سخت‏خواهد بود." خداوند جل جلاله بهشت را پاداش انسان هاي سپاسگزار و شاکر، و آتش دوزخ را جزاي حق ناشناسان زشت کردار قرار داده است.
...................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comيک شب اهالي مدينه صداي بلندي را شنيده و ترس سراسر وجودشان را فراگرفت. مردم به سوي جايي که صدا از آن مي آمد شتافتند. پيامبر صلى الله عليه و سلم در سر راهشان با آنان روبرو شد درحاليکه از آن مکان بازمي گشت. او از همه پيشتر به محل صدا رسيده بود و به آن ها مي فرمود: (لم تُرَاعوا..لم تراعوا (أي لا تفزعوا)) [متفق عليه] يعني: "نترسيد... نهراسيد!" 
روايت مي شود که حضرت عمر بن خطاب -رضي الله عنه- که در بين مردم لباس پخش مي کرد، لباس ها فقط تا ساق مردها را مي پوشاند، و قسمت ديگر پايشان بيرون مي ماند، حضرت عمر رضي الله عنه نيز مانند آنها لباسي را براي خود برداشت، و بر بالاي منبر رفت و مردم به لباس بلندش نگاه کردند، وقتي که خطبه را آغاز کرد، گفت: اي مردم گوش کنيد و اطاعت نماييد، مردي جواب داده و گفت: نه گوش مي کنيم و نه اطاعت! عمر از او پرسيد: چرا؟ 
مرد جواب داد: براي اينکه تو به ما لباس کوتاه داده اي و براي خودت آن لباس بلند را برداشته اي. حضرت عمر بن خطاب رضي الله عنه به پسرش عبدالله امر کرد تا به مرد جواب داده و حقيقت را براي او روشن سازد. عبدالله بن عمر -رضي الله عنه- برخاست و اعلام کرد که او از سهميه ي لباس خود صرف نظر کرده است تا لباس پدرش کامل باشد. مرد گفت: حال بگو! مي شنويم و اطاعت مي کنيم. 

 *شجاعت چيست؟ 
شجاعت به جرأت و قوت قلبي که در وقوع پيشامدهاي دشوار و بسيار سخت در شخص پديدمي آيد، گفته مي شود.
شجاعت پيامبر صلى الله عليه و سلم:
صحابه -رضي الله عنهم- هنگامي که جنگ شدت مي گرفت پشت سر آن حضرت صلى الله عليه و سلم پناه مي گرفتند. چنانکه وي پيشاپيش همه قرار مي گرفت. در اين مورد حضرت علي رضي الله عنه مي گويد: ما هنگامي که شدت جنگ بالا مي گرفت به سوي پيامبر صلى الله عليه وسلم پناه برده و او را پيشاپيش نبرد قرار مي داديم، و هيچ يک از ما  از وي به دشمن نزديکتر نبوديم.
براء -رضي الله عنه- مي گويد: ما در هنگام شدت گرفتن دشواري جنگ به پيامبر صلى الله عليه وسلم پناه مي برديم، و شجاعترين افراد مي توانستند دوشادوش وي بجنگند.
در غزوه ي حنين هنگامي که ترس و اضطراب در دل مسلمانان افتاده بود، و عده ي بسياري از آنها فرار کرده و بسياري کشته و زخمي شده بودند، پيامبر صلى الله عليه و سلم در جاي خود محکم ايستاده و از چپ و راست با شمشيرش با دشمن مبارزه نموده و با صداي بلند مي فرمود: (أنا النبي لا كذب، أنا ابن عبد المطلب) يعني: " من پيامبر هستم و دروغي در کار نيست و من پسر عبد المطلب هستم. مسلمانان بانگ وي را شنيده و شجاعت خود را بازيافته و بار ديگر پيرامون پيامبر صلى الله عليه و سلم گرد آمده و مبارزه کردند، تا اينکه به پيروزي دست پيدا کردند. بدينسان همه پيامبر خدا صلى الل