 کاملاً رعايت نماييد."

* صبح زود سرکار حاضر شدن: 
با اين کار به ميزان زيادي شادابي و سرزندگي فرد افزايش يافته و برکت و افزوني بيشتري نيز بدست مي آيد. پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده است: (اللهم بارك لأمتي في بكورها) [ترمذي و ابن ماجه] يعني: " بار خدايا به صبحگاهان امتم برکت ده!"

* استفاده از مشورت و اندرز براي هر دو طرف: 
بواسطه ي آن به تصميمات مناسب تري مي رسند. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (الدين النصيحة) [مسلم و ترمذي] يعني: "دين عبارت از نصيحت و خير انديشي است."

* حفظ اسرار: 
فرد کارگر بايد در حفظ اسرار کارش کوشا باشد و خارج از محيط کار و نزد ديگران مسائلي را که اسرار کار محسوب مي شوند را فاش نسازد. 

* اطاعت و فرمانبردن: 
بر فرد گماشته و کارگر لازم است که جز در موارد معصيت و نافرماني خداوند از کارفرماي خويش اطاعت نموده و پايبند قوانين باشد.
.....................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comيوسف -عليه السلام- در دايره ي مهر و عطوفت پدرش يعقوب پرورده شد. برادرانش به او حسودي کرده و او را برداشته و درون چاهي ژرف انداختند. قافله اي به سوي چاه آمده و يوسف را در آن يافتند، او را برگرفته و به سمت مصر رهسپار گشتند تا در آنجا او را در بازار بفروش برسانند.
عزيز مصر (وزير اعظم مصر)، با ديدن بزرگي اصالت و زيبايي رخسار و شرافت رفتارش، او را خريد. او از همسرش خواست تا وي را مورد احترام و تکريم قرار داده و با او به نيکي رفتار نمايد. يوسف بزرگ شده و جواني برومند و زيبا روي گشت. زن عزيز مصر به او دل باخت، شيطان او را وسوسه کرد تا درباره ي يوسف، خداوند را نافرماني کند. منتظر خروج عزيز مصر مانده و  درهاي قصر را محکم بست. خود را آماده و مهيا ساخته و يوسف را به اتاقش فراخواند.
ليکن يوسف با نهايت پاکي و پاکدامني پاسخش را اين چنين داد: {معاذ الله إنه ربي أحسن مثواي إنه لا يفلح الظالمون} [يوسف: 23] يعني: "... پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نيكو داده است قطعا ستمكاران رستگار نمى‏شوند." به خدا پناه مي برم، کهن ترا به آنچه فرامي خواني پاسخ دهم و آنچه به مي خواهي تن دردهم حتي اگر درها را بسته باشي، که خداوند از نگاه هاي دزدانه و آنچه در سينه ها پنهان باشد.
*سه مرد باهم همسفر بودند. در مسير حرکت خود وارد غاري در کوه شدند تا شب را همانجا بسر برند. ناگهان تخته سنگي پايين لغزيده و درب غار را مسدود نمود. آن سه هيچکدام نتوانستند تخته سنگ را جابجا کنند. ديگر از مرگ خويش مطمئن گشته بودند و هريک دست به دعا برداشته و از خداوند خواستند تا نجات شان داده و آنان را از آن مخمصه رهايي بخشد. 
يکي از آن سه نفر دختر عمويي داشت که بسيار دوستش مي داشت و هربار از او مي خواست تا به گناه آلوده گردند و دختر عمويش سرباز مي زد تا آنکه دچار بحران مالي گشته و نزد او آمده و از او درخواست کمک مالي نمود. آن مرد پاسخ داده بود: چيزي به تو نخواهم داد، تا خود را در اختيار من نگذاري. زن آنجا را ترک کرده روي به جاهايي ديگر نموده و درخواست کمک کرده بود. اما کسي به او کمکي نکرد. ناچار پيش پسر عمويش بازگشته و زمانيکه پسر عمويش به نزديک شد به او گفته بود: از خدا بترس. و پاکدامني و پاکي را به او ياداور گشته و او را از مکافات الهي ترسانيده بود. مرد نيز دست بازپس کشيده و سرراه آمده و به او کمک کرده بود و از خداوند طلب آمرزش نموده بود.
اين مرد از خداوند خواست تا تخته سنگ را از ورودي غار کنار برد چون اين کار او صرف بخاطر خداوند متعال بوده است. خداوند دعاي او را اجابت فرموده و صخره به حرکت درآمده و هرسه از آنجا بيرون آمده و خداوند آنان را از مرگ رهايي بخشيد. عفت و پاکدامني خصلت والايي بود که باعث آزادي آن سه مرد گرديد. _[داستان برگرفته از يک حديث متفق عليه مي باشد]

*عفت و پاکدامني چيست؟
عفت يا پاکدامني به معني دوري از حرام و سوال از مردم بدور است.

اقسام عفت و پاکدامني:
­­عفت اعضاي بدن:
مسلمان دست، پا، چشم ها، گوش و  عورت خويش را از حرام منزه داشته و اجازه نمي دهد شهوت بر او غلبه يابد. خداوند مسلمانان را به پاکي نفس و نگاهداشتن عورت خويش تا زمان ازدواج دستور داده و مي فرمايد: {وليستعفف الذين لا يجدون نكاحًا حتى يغنيهم الله من فضله} [نور: 33] يعني: " و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمى‏يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بي نياز گرداند."
پيامبر صلى الله عليه و سلم نيز براي حفظ عفت و پاکدامني جوانان را به ازدواج تشويق فرموده و راهنمايي ايشان صلى الله عليه و سلم براي کساني که توان ازدواج را ندارند، روي آوردن به روزه و عبادت بود تا بتوانند چشم و عورت خويش را بازدارند، و مي فرمايد: (يا معشر الشباب، من استطاع منكم الباءة (أداء حقوق الزوجية) فليتزوج، فإنه أغض للبصر وأحصن للفرج، ومن لم يستطع فعليه بالصوم فإنه له وِجَاء (وقاية). [متفق عليه] يعني: "جوانان! هريک از شما که توان ازدواج داشت، ازدواج کند؛ که براي نگاه داشتن چشم و عورت بهتر است. و آنکه توان ان را نداشته باشد پس روي آورد به روزه گرفتن که آن نوعي مهار شهوت است."

عفت و پاکدامني بدن:
مسلمان  بدن خود را پوشانيده و از پديدار شدن عورتش مي پرهيزد. بر مرد مسلمان لازم است که مابين ناف و زانوهايش را پوشانيده و بر زن مسلمان واجب است تا پايبند حجاب باشد چرا که پاکدامني و وقار جزو سرشت اوست. خداوند متعال مي فرمايد: {وليضربن بخمرهن على جيوبهن} [نور: 31] يعني: "...و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند..."، همچنين مي فرمايد: {يا أيها النبي قل لأزواجك وبناتك ونساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك أدنى أن يعرفن فلا يؤذين وكان الله غفورًا رحيمًا} [احزاب: 59] يعني: "اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است"
دين سلام نگاه کردن به زن بيگانه را منع کرده و خداوند مسلمانان را به فروهشتن نگاه هايشان امر نموده و مي فرمايد: {قل للمؤمنين يغضوا من أبصارهم ويحفظوا فروجهم} [نـور: 30] يعني: "به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند ..." و مي فرمايد: {و قل للمؤمنات يغضضن أبصارهن و يحفظن فروجهن} [نور: 31] يعني: "و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند..."
پروردگار سبحان در قرآن کريم بيان مي دارد: {إن السمع و البصر و الفؤاد كل أولئك كان عنه مسؤولا} [اسراء: 36] يعني: "و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد."
در حديث قدسي آمده است: (النظرة سهم مسموم من سهام إبليس، من تركها من مخافتي أبدلتُه إيمانًا يجد حلاوته في قلبه) [طبراني و حاكم] يعني: "نگاه(به نامحرم)، تيري زهرآلود از تيرهاي ابليس است، کسي که از آن به خاطر ترس از من درگذرد، به جاي ان او را ايماني نصيب گردانم که شيريني آن را در قلب خويش دريا