 روا شده و تو بخاطر آن پاداش دريافت مي كني. و اگر بي تابي كني تقدير بر تو جاري شده و تو گناهكاري!"

صبر بر اذيت و آزار مردم: 
پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (المسلم إذا كان مخالطًا الناس و يصبر على أذاهم، خير من المسلم الذي لا يخالط الناس و لا يصبر على أذاهم) [ترمذي] يعني: " چنانچه مسلماني با مردم درآميخته و بر اذيت ايشان شكيبايي نمايد او بهتر است مسلماني كه با مردم درنياميخته و بر آزار ايشان شكيبايي نمي كند."

صبر ناپسنديده:
هرجور صبري پسنديده نيست. صبر در موارد زير مکروه است:
صبر بر گمراهي و كوتاهي در عبادات و يا از دست دادن بعضي از فرايض مکروه مي باشد. 
اما صبر پسنديده آن است که در برابر بلايي که انسان نمي تواند آن را از خود دفع کند و يا از آن خلاص شود و يا بلايي که شرعا در آن ضرري نباشد صبر نمايد. اما وقتي مي تواند اين ضرر را از خود دور نموده و آن را برطرف کند صبر كردن قابل قبول نيست. خداوند مي فرمايد: 
  {إن الذين توفاهم الملائكة ظالمي أنفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنا مستضعفين في الأرض قالوا ألم تكن أرض الله واسعة فتهاجروا فيها فأولئك مأواهم جهنم و ساءت مصيرًا} [نساء: 97] يعني: " كسانى كه بر خويشتن ستمكار بوده‏اند [وقتى] فرشتگان جانشان را مى‏گيرند مى‏گويند در چه [حال] بوديد پاسخ مي دهند ما در زمين از مستضعفان بوديم مى‏گويند مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن مهاجرت كنيد پس آنان جايگاهشان دوزخ است و [دوزخ] بد سرانجامى است."

اموري كه به صبر و شكيبايي نمودن كمك مي كنند:
* شناخت زندگي دنيا، اينکه دوام نداشته و از بين خواهد رفت. * فهم اينکه اول و آخر پادشاهي فقط از آن خداوند است و سرنوشتش به سوي او مي باشد. 
* به پاداش هاي نيكو در نزد خدا يقين داشته و بداند كه بهترين پاداش ها از جانب خداوند در انتظار صابران است. خداوند متعال مي فرمايد: {ولنجزين الذين صبروا أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون} [نحل: 96] يعني: ... و قطعا كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل مى‏كردند پاداش خواهيم داد. "
* يقين داشتن به اينکه نصرت و ياري خداوند نزديک است و از جانب وي گشايشي حاصل خواهدشد.در پس هر سختي آساني است. « در نا اميدي بسي اميد است، پايان شب سيه سپيد است». وعده ي پادداش خداوند به مبتلايان به سختي و دشواري ها حتما و بدون شك تحقق خواهد يافت. خداوند متعال مي فرمايد: {فإن مع العسر يسرًا. إن مع العسر يسرًا} [شرح: 5-6] يعني: " پس [بدان كه] با دشوارى آسانى است. آرى با دشوارى آسانى است."
* ياري طلبيدن از خداوند و پناه بردن به دامان او. فرد مسلمان احساس مي کند که خدا با او است و از او مراقبت مي کند. خداوند متعال مي فرمايد: {واصبروا إن الله مع الصابرين} [انفال: 46] يعني: " ... و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است."
* پيروي کردن از اهل صبر و شکيبايي. تأمل در زندگاني صبرپيشگان و انواع و اقسام بلا و سختي هايي بر كه برسرشان آمده است، به خصوص پيامبران و انبياي خدا. 
* ايمان به قضا و قدر خدا و اينکه ناگزير محقق خواهد شد. باور به اينكه آنچه بر انسان مي آيد گريزي از آن نبوده است و بايد پيش مي آمد، و چيزي که از سرش گذشته نمي بايست و نمي توانست براي او پيش بيايد. خداوند متعال مي فرمايد: {ما أصاب من مصيبة في الأرض و لا في أنفسكم إلا في كتاب من قبل أن نبرأها إن ذلك على الله يسير. لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم} [حديد: 22-23] يعني: " هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [كار] بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست‏شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب] آنچه به شما داده است‏شادمانى نكنيد ..."
* خودداري از عجله، خشم، دلتنگي، اندوه و نا اميدي از رحمت خدا. براي اينکه تمام اينها صبر و پايداري تان را سست مي نمايند.
...................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comقبل از جنگ بدر، پيامبر صلى الله عليه و سلم با اصحاب درباره ي خارج شدن براي نبرد مشورت نموده و همگي از وي پشتيباني نموده و حتي مقداد بن اسود رضي الله عنه گفت: يا رسول الله، ما چنان نخواهيم گفت كه بني اسرائيل به موسى گفتند: تو همراه پروردگارت برو و بجنگيد و ما همينجا نشسته ايم، بلكه مي گوييم  برو و ما نيز همراهت هستيم. به اين ترتيب آن حضرت صلى الله عليه و سلم خوشوقت گشته و دستور خروج براي نبرد را صادر فرمودند.
در مسير حركت بسوي نبرد لشگر در مكاني در نزديكي هاي چاه بدر اردو زد. حُباب بن منذر -رضي الله عنه- گفت: يا رسول الله، آيا اين جايگاهي است كه خداوند شما را بدان امر فرموده است؟ در آن صورت شايسته نيست كه از آن پس يا پيش بيافتيم، يا آنكه تنها يك نظريه و حربه ي جنگي است؟ پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: (بل هو الرأي و الحرب و المكيدة) يعني: " تنها نظريه و حربه ي جنگي است."
حباب گفت: يا رسول الله، دراينصورت اين جايگاه مناسبي نيست. و حباب از پيامبر صلى الله عليه و سلم خواست تا لشگر را به نزديك چاه بدر برده و مسلمانان از آن نوشيده و مانع استفاده ي كفار از آن گردند.
پيامبر صلى الله عليه و سلم نظر او را پسنديده و مطابق آن عمل نمود. پس از آنكه نبرد پايان پذيرفته و مسلمانان به پيروزي بزرگي دست يافته و هفتاد نفر از مشركين به اسارت مسلمانان درآمدند، پيامبر صلى الله عليه و سلم خواست تا درباره ي سرنوشت اسرا با اصحابش مشورت نمايد.
نظر حضرت ابوبكر صديق -رضي الله عنه- اين بود كه آنان را مورد عفو قرار داده و از آنان فديه بخواهند، و نظر عمر بن خطاب -رضي الله عنه- بر اين بود كه گردنشان را زده و كشته شوند، رسول خدا صلى الله عليه و سلم راي ابوبكر صديق را برگزيد.
***
بلقيس ملكه ي كشور سبأ در عهد پيامبر خدا حضرت سليمان -عليه السلام- بود و در ميان قومش به عقل و معرفت شهرت داشت. قوم او به جاي خداوند بزرگ، خورشيد را مي پرستيدند. پيامبر خدا سليمان -عليه السلام- نامه اي را به او فرستاد كه در آن او را به ايمان به يگانگي خداوندي كه شريكي ندارد فراخواند.
بلقيس به قومش گفت: {يا أيها الملأ إني ألقي إلى كتاب كريم. إنه من سليمان وإنه بسم الله الرحمن الرحيم. ألا تعلوا علي وأتوني مسلمين. قالت يا أيها الملأ أفتوني في أمري ما كنت قاطعة أمرًا حتى تشهدون} [نمل: 29-32] يعني: "[ملكه سبا] گفت اى سران [كشور] نامه‏اى ارجمند براى من آمده است. كه از طرف سليمان است و [مضمون آن] اين است به نام خداوند رحمتگر مهربان. بر من بزرگى مكنيد و مرا از در اطاعت درآييد. گفت اى سران [كشور] در كارم به من نظر دهيد كه بى‏حضور شما [تا به حال] كارى را فيصله نداده‏ام."  به اين ترتيب ملكه سبأ خواستار مشورت با قومش گرديد، سپس به سوي پيامبر خدا سليمان عليه السلام به راه افتاده و خداوند قلب او را براي پذيرش اسلام باز نمود.
***
نكاتي در رابطه با مشورت:
مشورت يعني آنكه انسان نظرات صائب و انديشه هاي معقول دوستان آگاه خويش را گرفته و از آنان كمك فكري بگيرد تا آنكه به ايده ي درست دست يافته و موارد ن