 هذا، وأكل مال هذا، وسفك دم هذا، وضرب هذا. فيعْطَي هذا من حسناته، وهذا من حسناته، فإن فنيتْ حسناته قبل أن يقْضِي ما عليه أُخِذَ من خطاياهم فطُرحت عليه ثم طُرح في النار) [مسلم و ترمذي]
يعني: " مفلس در ميان امتم کسي است که به روز قيامت با نماز و روزه و زکات مي آيد در حاليکه اين را دشنام داده و اين را به زنا متهم ساخته مال اين را خورده، خون اين را ريخته و اين را زده است، و به اين از نيکي ها و حسناتش داده مي شود به اين هم از حسنات و نيکي هايش داده مي شود، اگر حسناتش قبل از اداي حقوق که بر وي است، تمام شود از گناهان شان گرفته شده و بر دوشش نهاده شده و سپس به آتش افگنده مي شود."
پيامبر صلى الله عليه و سلم بر اداي حق و حقوق افراد، پيش از آنكه روز قيامت و حسابرسي آنان توسط خداوند متعال فرابرسد،تاكيد فراوان داشته و مي فرمود:  (لَتُؤَدَّن الحقوقُ إلى أهلها يوم القيامة، حتى يقَاد (يُقْتَص) للشاة الجلحاء من الشاة القرناء) [مسلم] يعني: " بخداوند قسم که حقوق را به صاحبانش در روز قيامت خواهيد پرداخت و حتي قصاص گوسفند بي شاخ از گوسفند شاخدار گرفته مي شود."
حق تمامي مخلوقات در روز قيامت بازپس گرفته خواهد شد و حتي به بز بدون شاخي كه توسط بز شاخدار مضروب شود، شاخ داده مي شود تا حقش را از ديگري گرفته بگيرد. پيامبر صلى الله عليه وسلم مي فرمايد: (من ظلم قيد شبر من الأرض، طُوِّقَه من سبع أرضين) [متفق عليه] يعني: " کسيکه باندازهء يک وجب از زمين ظلم نمايد، از هفت زمين آن وجب بر گردنش حلقه مي شود."
بنابراين هركس كه ستمي رواداشته و چيزي را كه حق او نيست تصاحب نمايد، در روز قيامت آن چيز وبال و مايه ي ننگ وي گشته و خداوند متعال وي را در روز قيامت بخاطر ستمي كه در اين جهان رواداشته است عذاب خواهد داد.
پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم در اين باره مي فرمايند: (إن الله لَيمْلِي للظالم (أي: يؤخر عقابه)، حتى إذا أخذه لم يفْلته) [متفق عليه] يعني: " خداوند براي ظالم مهلت مي دهد و چون او را بگيرد و مورد مؤاخذه قرار دهد رهايش نمي کند." و سپس اين آيه را تلاوت فرمود: {وكذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى وهي ظالمة إن أخذه أليم شديد} [هود: 102] يعني: "و اين گونه بود [به قهر] گرفتن پروردگارت وقتى شهرها را در حالى كه ستمگر بودند [به قهر] مي گرفت آرى [به قهر] گرفتن او دردناك و سخت است."
رسول خدا صلى الله عليه و سلم از خداوند رب العزة چنين نقل مي فرمايد: : (يا عبادي، إني حرَّمتُ الظلم على نفسي وجعلتُه بينكم محرَّمًا فلا تَظَالموا) [مسلم] يعني: " اي بندگانم، من ظلم و ستم را بر خويش حرام کردم، آنرا در ميان شما نيز حرام ساختم، پس به يکديگر ظلم و ستم نکنيد."

لذا فرد مسلمان شايسته است كه از ظلم و ستم دوري جسته و پشتيبان ستمكاران نباشد. اين گفته ي شاعر بايد همواره به ياد داشت كه مي گويد:
لا تظــلمنَّ إذا مـا كنـتَ مُقْتَــدِرًا
فالظلـم ترجـع عُقْبَاهُ إلى الـنَّـــدَمِ
تنـام عيـناك والمظلوم مُنْتَبِـــــهٌ
يـدعو عليـك وعَيـنُ الله لم تَـنَــمِ

يعني:
ستم روا مدار چون توان آن داري
كه جز پشيماني ستم ندارد باري
تو در خوابي و مظلوم بيدار است
دعايت مي كند و بيدار است خدايت
..................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com	روزي پيامبر صلى الله عليه وسلم از کنار قبرستاني مي گذشت. زني را ديد که در کنار قبري نشسته و براي فرزندش که مرده بود ميگريست. پيامبر صلى الله عليه وسلم به او فرمودند: (اتقي الله و اصبري) يعني: " از خدا پروا كن و صبر پيشه كن." آن زن گفت: رهايم كن! مصيبتي که بر من وارد آمده است، بر سر تو نيامده است.
 پيامبر صلى الله عليه وسلم از او روي بر گردانيده و رفت، زن او را نشناخته بود. به او گفتند: آن شخص رسول خدا صلى الله عليه و سلم  بود. زن با عجله به سوي خانه ي پيامبر صلى الله عليه و سلم رفت و از وي معذرت خواهي نمود. او گفت: ببخشيد، شما را نشناختم. پيامبر صلى الله عليه و سلم به او گفت: (إنما الصبر عند الصدمة الأولى) [متفق عليه]  يعني: " صبر (واقعي) تنها در لحظه ي نخست بروز مصيبت است". آري، انسان بايد بهنگام وارد آمدن مصيبت صبر پيشه كند. 
عمار بن ياسر و پدرش ياسر و مادرش سميه -رضي الله عنهم- اسلام آوردند. کفار از اسلام آوردن آن ها آگاه شدند، آنها را گرفته و در بندشان کردند. آنان را به سختي شکنجه دادند. هربار که پيامبر  صلى الله عليه وسلم از کنار آنها مي گذشت به آنها مي فرمودند: (صبرًا آل ياسر! فإن موعدكم الجنة) [حاكم] يعني: " خاندان ياسر! بردبار باشيد كه وعده گاه تان بهشت است."
آل ياسر صبر نموده و در برابر تمام شکنجه هايي كه بر آنها وارد مي شد تاب مي آوردند. تا اينکه پدر و مادر عمار رضي الله عنهم از شدت شکنجه شهيد شدند. پسر نيز بعدها در يکي از ميادين جنگ شهيد شده و همگي جزو گروه سبقت کنندگان به سوي بهشت گشتند و به صورت ضرب المثلي براي بردباري و تحمل اذيت و آذار درآمدند. 

صبر (شكيبايي) چيست؟
صبر و شكيبايي آن است که انسان بر آنچه که خداوند بدان امر فرموده پايبند باشد و آن را بطور کامل ادا کند. از چيزي که باعث نهي آن مي شود دوري نمايد. قلباً به سختي ها و مشکلاتي که برايش پيش مي آيد راضي باشد. آراستگي فرد مسلمان پايبندي اش به صبر، تحمل سختي ها، گريه و زاري نکردن و ناراحت نبودن او در هنگام بدبياري و تلخي ايام است. خداوند متعال مي فرمايد:  {يا أيها الذين آمنوا استعينوا بالصبر والصلاة إن الله مع الصابرين} [بقرة: 153] معني آيه ي شريفه: " اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از شكيبايى و نماز يارى جوييد زيرا خدا با شكيبايان است "
پيامبران خداوند درود خدا بر آنان باد، شگفت آورترين مثال براي صبر و تحمل آزار به خاطر دعوت به سوي خداوند مي باشند. رسول الله صلى الله عليه و سلم سختي هاي بسياري را در راه گسترش اسلام تحمل کرده است، چنانکه اهل قريش  دعوت اسلام را رد کرده و به او دشنام مي دادند. او را قبول نداشته و همسايگانش که مشرک بودند به آزار ايشان مي پرداختند و خس و خاشاک را در مقابل خانه اش مي گذاشتند. پيامبر صلي الله عليه و سلم در مقابل آن جز صبري زيبا و پسنديده كاري نکرد. عبد الله بن مسعود -رضي الله عنه- درباره ي شكيبايي پيامبر صلى الله عليه و سلم و بردباري ايشان در برابر اذيت و آزار مشركان، مي گويد: {كأني أنظر رسول الله صلى الله عليه و سلم يحكي (يُشْبِه) نبيًّا من الأنبياء -صلوات الله و سلامه عليهم- ضربه قومه فأدموه (أصابوه وجرحوه)، و هو يمسح الدم عن وجهه و يقول: اللهم اغفر لقومي فإنهم لا يعلمون} [متفق عليه] يعني: " گويي همين الآن پيامبر صلي الله عليه و سلم را مي نگرم! در حاليکه او از يكي از پيامبران صلواة الله عليهم حکايت مي کند که قومش او را زدند و آغشته به خونش کردند و او خون را از چهره اش پاک مي کرد و مي گفت: خداوندا قومم را بيامرز، زيرا آنها نمي دانند."  
خداوند متعال پيامبرانش را بخاطر صبرشان بسيار توصيف کرده است و مي فرمايد: {و إسماعيل و إدريس و ذا الكفل كل من الصابرين. و أدخل