ِعْمَتَهُ عَلَيكُمْ)	
که مخاطب تمام اهل ایمان است، و از تمام اهل ایمان ارادة طهارت نموده و ارادة طهارت در این آیه قانونی و تشریعی است یعنی؛ خدا از تمام مؤمنین خواسته که پاک و پاکیزه باشند و باختیار خودشان و بدست خودشان خود را پاکیزه و پاک کنند نه بارادة تکوینی. بهر حال اگر مقصود از اراده در آیه‌ای که مربوط به اهل بیت رسول است تکوینی بود، باید در آیه، از امور تکوینی ذکری بمیان می‌آمد چنانکه در آیاتی که کلمة اراده آمده و مقصود از آن ارادة تکوینی است، در آن آیات از امور تکوینی سخن بمیان آمده است، در حالی که در این آیات امور تکلیفی و تشریعی بیان گردیده مانند آنکه می‌فرماید: «وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ» و یا «وَاذْكُرْنَ مَا يتْلَى فِي بُيوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ»، و البته این تکالیف بر سایر اهل ایمان نیز واجب است چنانکه در آیه وضو و آیات مانند آن خدا از تمام اهل ایمان طهارت و ادای تکالیف را خواسته است و خود امامیه در زیارتی که برای حضرت حسین ساخته‌اند می‌گویند: «أشهد أنك قد أقمت الصلاة و آتیت الزکاة». و بعلاوه از جملة لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ: «تا رجس را از شما ببرد» استفاده می‌شود که در اهل بیت رجسی بوده که خدا می‌خواهد آن را ببرد و معصوم نبودند! 
دلیل دیگر آن که ارادة تکوینی موجب جبر است همان طوری که خدا اراده کرده درخت انجیر انجیر دهد و درخت انار انار دهد و این اراده تخلف ندارد یعنی « إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ». پس فرق بین ارادة تکوینی و تشریعی این است که در ارادة تکوینی مراد حق واقع می‌شود و تخلف ندارد و بارادة بندگان موقوف نیست، ولی ارادة تشریعی و قانونی حق موکول شده به اختیار بندگان، و ممکن است مراد حق‌تعالی از اراده تخلف کند یعنی خدا از تمام مردم ارادة ایمان کرده ولی باختیار خود مردم: و مردم ارادة حق را انجام ندادند و ایمان نیاورده‌اند، همچنین طهارت، خدا از همة مردم طهارت خواسته ولی بسیاری از افراد این خواست خدا را اطاعت نکردند! 
حال می‌گوئیم خدا از تمام مردم پاکی را خواسته ولی در این آیة سورة احزاب بخصوصه از اهل بیت رسول پاکی و پاکیزگی را خواسته است، باعتبار اینکه اهل بیت رسول بستگی به رسول دارند و آبروی ایشان آبروی رسول خدا(ص) است، و خدا توقعی که از ایشان دارد و تکلیفی که از ایشان می‌خواهد مؤکدتر و ذکر آن لازم‌تر بوده و لذا در این آیه تذکر داده، اما ارادة حق تکوینی نیست که ایشان بخواست خدا مجبور باشند، یعنی طهارت ایشان ذاتی و تکوینی و بارادة حق باشد نه بارادة خودشان، اگر چنین باشد که طهارت ذاتی و بجبر إلهی باشد، برای ایشان فضیلتی نیست، هر شجر و حجری از خطاء معصوم است و گناه نمی‌کند، بلکه طهارت خانوادة رسول که خدا از ایشان خواسته قانونی و شرعی و بتحصیل خود ایشان است، این تکلیفی است برای ایشان بخصوص، همانطور که داماد و فرزندان رسول باید باختیار خودشان پاک و پاکیزه باشند، زنان او نیز مکلفند وباید خود را پاک وپاکیزه کنند، چه از آلودگی‌های ظاهری و چه باطنی، و نمی‌توان گفت: مثلا أم سلمه و یا حفصه مکلف به طهارت نیستند. پس خدا قانونا و تشریعا از هر زنی از زنان رسول و از سایر بستگان و اولادشان طهارت خواسته با تأکید تَطْهِيرًا که مصدر مؤکد است برای وَيطَهِّرَكُمْ. 
پس نزاعی که بین نویسندگان ایجاد شده که مقصود از کلمة أَهْلَ الْبَيتِ کیست؟ یکی گفته فلان است، دیگری گفته بهمان است، این نزاع‌ها از تعصبات بوجود آمده، و باید گفت: تما خانواده و کسان رسول خدا(ص) مکلفند به تحصیل طهارت، هر کس خود را پاک و پاکیزه کرده مقام بیشتری آن هم نزد خدا دارد، و هر کس خود را آلوده نموده مقام پائین‌تری دارد و نباید این آیات إلهی را بهانه‌ای برای نزاع قرار داد، و روایاتی هم که وارد شده هر کدام موافق با قرآن باشد باید پذیرفت. 
باضافه برای اینکه دانسته شود أئمة اهل بیت(ع) نیز از گناه مصون نمی‌باشند پاره‌ای از کلمات ایشان را می‌آوریم: حضرت علی بن الحسین(ع) در دعای 32 صحیفة سجادیه فرموده: «کثر علي ما أبوء به من معصیتك»، یعنی؛ بسیار است معصیت تو بر من که اقرار می‌کنم، و فرموده: «اللهم إنك أمرتني فترکت و نهیتني فرکبت» یعنی؛ خدایا تو مرا امر نمودی پس سر باز زدم و نهی نمودی، پس بجا آوردم، و فرموده: «کبائر ذنوب اجترحتها» یعنی؛ گناهان عظیمی که مرتکب شدم، و در دعای رمضان از خدا خواسته که: «تطهرنا به من الذنوب»، و در دعاهای 11 و 12 و 16 و 20 و 45 از صحیفه فرموده: «و اجعل ختام ما تحصي علینا کتبة أعمالنا توبة مقبولة، لا توقفنا بعدها علی ذنب اجترحناه و لا معصیة اقترفناها و لا تکشف عنا سترا سترته، لیس لحاجتی مطلب سواك و لا لذنبی غافر غیرك و اغفر ذنبی، خلصني من الحسد و احصرني عن الذنوب، هذا ظهري قد أثقلته الخطایا، لیس عندي ما یوجب مغفرتك، و اغفرلنا ما خفي من ذنوبنا و ما علن». و حضرت امیر(ع) در بعضی از دعاهای خود فرموده: «و اغفر لي ذنوبي و استر علي عیوبي، أتمنی علیك العظائم فواسوأتاه و قبیح صنیعاه! أیة جرأة تجرأت، و اغفر لي بسعة رحمتك کبائر ذنوبي، لا تفضحني بما جنیته علی نفسي، أتوب إلیك من کل خطیئة ارتکبتها و من کل ذنب عملته و لکل فاحشة سبقت مني، و اعطني في مجلسي هذا مغفرة ما مضی من ذنوبي، اللهم إن عفوك عن ذنبي و تجاوزك عن خطیئتي و صفحك عن عظیم جرمي فیما کان من خطاي و عمدي، اللهم إن ذنوبي و إن کانت فضیعة، لا أستتم التوبة لما أعلمه من ضعفي و أن تغفر لي جمیع ما أحصیت من مظالم العباد قبلي، إلهي إن لم تنلنا ید إحسانك یوم الورود اختلطنا في الجزاء بذوي الجحود، موقرة من ثقل الأوزار ظهورنا». 
و صدها کلمات دیگر حضرت امیر و سایر ائمه(ع) در دعاها و نهج البلاغه و جاهای دیگر که هر کس بخواهد باید خود مراجعه کند و ببیند و بداند. 
بهر حال ائمه(ع) چنین اظهار کرده‌اند تا مردم در حق آنان غلو ننمایند، و هیچ پیغمبر و امامی ادعای عصمت نکرده و دلیلی بر آن در کتاب خدا و سنت رسول نیست. آیه 35
متن آیه:
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا
ترجمه: محققا مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان با ایمان و زنان با ایمان و مردان فرمانبردار و زنان فرمانبردار و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان صبور و زنان صبور و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان صدقه ده و زنان صدقه ده و مردان روزه‌گیر و زنان روزه گیر و مردا