دم، رسول خدا(ص) در آن ایام دعایش این بود: «اللهم أنت منزل الکتاب سریع الحساب اهزم الأحزاب اللهم اهزمهم و زلزلهم» و عرض می‌کرد: «لا إله إلا الله وحده وحده أعز جنده و نصر عبده و غلب الأحزاب وحده فلاشئ بعده». 
سلیمان بن صرد نقل کرده که چون أحزاب قریش پراکنده شدند، رسول خدا(ص) فرمود الان ما به جنگ ایشان می‌رویم و دیگر ایشان به جنگ ما نخواهند آمد و همچنین گردید و مسلمین به جنگ ایشان رفتند تا مکه فتح شد. 
حال آیاتی که در این غزوه آمده خواننده خود تطبیق کند. آیه 12 الی 16
متن آیه:
وَإِذْ يقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا(الأحزاب/12) وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِي يقُولُونَ إِنَّ بُيوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِي بِعَوْرَةٍ إِنْ يرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا(الأحزاب/13) وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يسِيرًا(الأحزاب/14) وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا يوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا(الأحزاب/15) قُلْ لَنْ ينْفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا(الأحزاب/16)
ترجمه: و آن دم که منافقان و کسانی که در دلهاشان مرضی بود می‌گفتند: خدا و رسول او جز فریب به ما وعده ندادند(12) و آن دم که گروهی از آنان گفتند: ای اهل یثرب جای ماندن نیست برگردید و گروهی از ایشان از پیامبر اجازه می‌خواستند می‌گفتند: خانه‌های ما بی‌نگهبانست در حالی که خانه‌هاشان محفوظ بود جز فرار قصدی نداشتند(13) و اگر از طرف شهر بر آنان در می‌آمدند و به فتنه دعوتشان کرده بودند رو به فتنه می‌کردند و جز اندکی درنگ نمی‌کردند(14) و بتحقیق از پیش با خدا پیمان کرده بودند که پشت به دشمن نکنند و پیمان خدا بازخواست خواهد شد(15) بگو اگر از مردن یا کشته شدن فرار کنید فرار سودتان ندهد در این صورت جز مدت کمی برخوردار نخواهید شد(16). 
نکات: مقصود از طَائِفَةٌ مِنْهُمْ عبدالله بن ابی و اوس بن قبطی و پیروان ایشان بود که می‌گفتند: در لشگرگاه نمانید و بروید منزلتان و می‌خواستند از لشگرگاه خود را خارج سازند. و مقصود از فَرِيقٌ مِنْهُمُ که می‌گفتند خانه‌های ما خالی از مرد و ممکن است دزد وارد شود و یا دشمن بریزد و ایشان بنو حارثه و بنی سلمه بودند که خدا تکذیبشان کرده. و مقصود از جملة: عَاهَدُوا اللَّهَ همان پیمان لیله العقبه می‌باشد که عهد کرده بودند رسول خدا(ص) را یاری کنند و از جان او مانند جان خود دفاع کنند. آیه 17 الی 19
متن آیه:
قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيا وَلَا نَصِيرًا(الأحزاب/17) قَدْ يعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَينَا وَلَا يأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا(الأحزاب/18) أَشِحَّةً عَلَيكُمْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيتَهُمْ ينْظُرُونَ إِلَيكَ تَدُورُ أَعْينُهُمْ كَالَّذِي يغْشَى عَلَيهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيرِ أُولَئِكَ لَمْ يؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يسِيرًا(الأحزاب/19)
ترجمه: بگو کیست که شما را از سطوت خدا نگه دارد اگر محنتی برایتان خواهد و یا رحمتی برای شما اراده کند و برای خود جز خدا سرپرست و یاوری نمی‌یابند(17) خدا آنان را که شما را باز می‌داشتند و آنان را که به برادرانشان می‌گفتند پیش ما بیائید و جز اندکی به کارزار نمی‌آمدند می‌شناسد(18) نسبت به شما تنگ نظرند و بخل می‌ورزند و چون ترسی فرا رسد ایشان را می‌بینی که سوی تو می‌نگرند در حالی که دیدگانشان دور می‌زند مانند کسی که از مرگ بیهوش شده، پس چون ترس بر طرف شود با زبان‌های تیز بر شما تازند در حالی که بر نفع طلبی حریصند آنان ایمان نیاورده و خدا اعمالشان را هدر کرده و این بر خدا آسان بوده است(19). 
نکات: مقصود از الْمُعَوِّقِينَ عده‌ای از منافقین می‌باشند که مردم را از حضور در جهاد منصرف می‌کردند و می‌گفتند: محمد و اصحابش یک لقمه است برای ابو سفیان و سپاهیانش، و به ضعفای مسلمین می‌گفتند: شما محمد را رها کنید زیرا ما می‌ترسیم همة ما هلاک شوید. و جملة: وَلَا يأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا همان منافقینی بودند که برای جنگ حاضر نمی‌شدند مگر گاهی برای ریا و خودنمائی. اما چون غنیمتی از جنگ بدست می‌آمد آنان با زبان‌های تیز وقت قسمت حاضر می‌شدند و می‌گفتند شما سزاوارتر از ما نیستید در أخذ غنیمت. آيه 130 الي 132
متن آيه:
وَمَنْ يرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَينَاهُ فِي الدُّنْيا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ(البقرة/130) إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ(البقرة/131) وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيعْقُوبُ يا بَنِي إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ(البقرة/132)
ترجمه: و کیست که از ملت وآئین ابراهیم اعراض کند مگر آنکه خود سفیه باشد، و هر آینه ما او را در دنیا برگزیدیم و محققا او در آخرت از شایستگان است(130) ابراهیم آنگاه برگزیده شد که پروردگارش به او گفت مطیع فرمان باش، گفت  من تسلیم پروردگار جهانیانم(131) و ابراهیم فرزندانش را به آن اطاعت و تسلیم سفارش کرد، و یعقوب نیز سفارش کرد، که ای فرزندان من خدا برای شما این دین را انتخاب کرده پس البته نمیرید مگر آنکه در حال مرگ هم مسلمان و تسلیم أمر حق باشید.(132)
نکات: مقصود از ملّت ابراهیم که فرموده هر کس از آن اعراض کند سفیه است همان آئین یکتاپرستی و تسلیم أمر خدا بودن است ونیز خصال ده‌گانه است که از رسول خدا(ص) رسیده و فرمود در سنّت حضرت ابراهیم ده چیز است که در شرع اسلام نیز سنت است: پنج عدد آن در سر و پنج عدد آن در پیکر است، آنها که در سراست مضمضه و استنشاق و گذاشتن ریش وچیدن موی شارب و مسواک است، و أما آنها که در پیکر است ختنه و نوره کشیدن و ناخن‌گرفتن  و موی زیر بغل را برطر‌ف‌کردن و به آب تطهیر‌کردن. و بعضی گفته‌اند در آئین او به سی خصلت أمر شده. به هر حال سنّت ابراهیم یکتاپرستی و تسلیم احکام خدابودن است. و جملة: « وَوَصَّى بِهَا...» دلالت دارد که دین حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) اسلام بوده، و نیز دلالت دارد بر اینکه بر هر عاقلی لازم است اولاد خود را سفارش و و