دایتشان می‌کنیم و حقا که خدا با نیکوکاران است(69). 
نکات: مقصود از جملة: أَوَلَمْ يرَوْا ... اهل مکه می‌باشد که اطراف مکه مبتلا به قتل و غارت بود و هر کس را می‌ربودند و به اسیری می‌بردند، ولی شهر مکه در أمن بود. در عوض شکران إلهی کفران کردند و بت‌پرستی نمودند. و جملة: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا ... دلالت دارد که اگر بنده‌ای طالب خدا شناسی و هدایت باشد و کوشش کند، خدا وسائل هدایت او را برایش می‌رساند و موفق خواهد شد، ولی اگر کوشش نکند و مبتلا به گمراهی و صید دکانداران شود تقصیر خودش می‌باشد. و جملة: وَمَنْ أَظْلَمُ... دلالت می‌کند بر اهمیت احکام دینی و شامل است کسانی را که عقیده و احکامی را به دین خدا می‌بندند در حالی که در کتاب خدا نشانه‌ای از آنها نیست. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1229.xml">30.الروم (جزء 21)</a><a class="folder" href="w:html:1248.xml">31.لقمان (جزء 21)</a><a class="folder" href="w:html:1261.xml">32.السجدة (جزء 21)</a><a class="folder" href="w:html:1271.xml">33.الأحزاب (جزء 21،22)</a><a class="folder" href="w:html:1301.xml">34.سبأ (جزء 22)</a><a class="folder" href="w:html:1319.xml">35.فاطر (جزء 22)</a><a class="folder" href="w:html:1335.xml">36.یس (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:1358.xml">37.الصافات (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:1383.xml">38.ص (جزء 23)</a><a class="folder" href="w:html:1401.xml">39.الزمر (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:1425.xml">40.غافر (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:1451.xml">41.فصلت (جزء 24)</a><a class="folder" href="w:html:1468.xml">42.الشورى (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:1485.xml">43.الزخرف (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:1503.xml">44.الدخان (جزء 25)</a><a class="folder" href="w:html:1510.xml">45.الجاثية (جزء 25)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1230.txt">آيه 6-1 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1231.txt">آيه 10-7 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1232.txt">آيه 16-11 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1233.txt">آيه 19-17 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1234.txt">آيه 22-20 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1235.txt">آيه 25-23 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1236.txt">آيه 27-26 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1237.txt">آيه 29-28 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1238.txt">آيه 32-30 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1239.txt">آيه 35-33 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1240.txt">آيه 38-36 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1241.txt">آيه 40-39 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1242.txt">آيه 43-41 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1243.txt">آيه 46-44 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1244.txt">آيه 49-47 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1245.txt">آيه 53-50 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1246.txt">آيه 57-54 (الروم)</a><a class="text" href="w:text:1247.txt">آيه 60-58 (الروم)</a></body></html>آيه 120
متن آيه:
وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِي وَلَا نَصِيرٍ
ترجمه: ونصاری و یهود هرگز از تو خوشنود نشوند تا وقتی که پیرو ملت ایشان شوی، بگو هدایت خدا فقط هدایت است، و اگر پس از اینکه به تو علم دادیم پیروی میل ایشان کنی برای تو از طرف خدا سرپرست و یاوری نیست.(120)
نکات: جملة: «إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى» که کلمة هو فاصله شده بین اسم و خبر دلالت بر حصر دارد، یعنی هدایت إلهی فقط هدایت است، و اگر کسی از کلام خدا و هدایت او بهره‌مند نشود به کلام رسول و سایر اولیا و علما هدایت نخواهد شد، و خود رسول خدا نیز به کلام خدا هدایت‌یافته چنانکه در قرآن آمده: "وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي". و رسول خدا(ص) مأمور است به توسط کلام خدا دیگران را هدایت کند چنانچه آیات آن خواهد آمد.سورة روم مکی و دارای 60 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 6
متن آیه:
الم(الروم/1) غُلِبَتِ الرُّومُ(الروم/2) فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيغْلِبُونَ(الروم/3) فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَيوْمَئِذٍ يفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ(الروم/4) بِنَصْرِ اللَّهِ ينْصُرُ مَنْ يشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ(الروم/5) وَعْدَ اللَّهِ لَا يخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يعْلَمُونَ(الروم/6)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. الف، لام میم(1) رومیان مغلوب گشتند(2) در نزدیکتر این سرزمین و آنان پس از مغلوب شدنشان بزودی غالب می‌شوند(3) در چند سالی، مخصوص خدا و بدست اوست در گذشته و آیندة هر کار، و آن روز مؤمنین خوشحال می‌شوند(4) بیاری خدا، او یاری می‌کند هر که را بخواهد و اوست عزیز رحیم(5) وعدة خدائی است و خدا از وعدة خود تخلف نمی‌کند و لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند(6). 
نکات: یکی از اخبار غیبیة قرآن خبر غلبة رومیان بود که پس از مغلوب شدن به فاصلة چند سالی شد و چنانکه خدا خبر داده بود واقع شد و ضمنا خدا خبر داد که وقت غلبة روم بر فارس مؤمنین خوشحالند، و آن نیز طبق خبر إلهی واقع گردید. و قضیه چنین است که: در بصری و دمشق رومیان از لشکر فارس شکست خوردند. و در زمان بعثت رسول خدا(ص) دو کشور با قدرت بودند؛ یکی روم و دیگری فارس و سال‌ها بین این دو کشور جنگ و لشکرکشی بر پا بود. در سال هفتم بعثت که سال 617 میلادی بود سورة روم بر رسول خدا(ص) نازل شد، برای اینکه مسلمین بدحال و در تحت فشار مشرکین بودند و در این حال که رومیان شکست خوردند مشرکین خوشحال بودند از پیروزی ایران، زیرا مشرکین عرب در بی‌اعتقادی به خدا و قیامت با ایرانیان فرقی نداشتند، ولی روم دم از خدا پرستی می‌زد و مسلمین از این جهت افسرده بودند، خدا خبر داد که باین زودی روم غالب خواهد شد در بضع سنین، و بضع سنین از سه سال است تا نُه سال، چون هفت سال گذشت لشکر فارس در ارمنستان شکست خورد و روم غالب شد، و در همان حال مسلمین نیز در جنگ بدر فاتح و خوشحال بودند که خبر فتح رومیان رسید. 
در مکه چون لشکر فارس غالب شده بود و مشرکین خوشحال بودند و این آیه آمد، ابوبکر به مشرکین گفت: شما فعلاً شادید، ولی باین زودی رومیان غالب خواهند شد، گفتند: از کجا می‌گوئی؟ گفت: از رسول خدا(ص) شنیدم، ابی بن خلف گفت: دروغ می‌گوئی یا اباالفصیل، ابوبکر گفت: تو دروغ می‌گوئی ای دشمن خدا، أبی گفت: اگر راست می‌گوئی بیا تا گرو بندیم که اگر بوقت معین چنانکه تو می‌گوئی واقع شد من گرو بدهم و اگر نه تو، ابوبکر از آنجا که به خبر رسول خدا(ص) ایمان و اعتقاد کامل داشت حاضر شد و گرو بست به سه سال و به ده شتر و رفت بر رسول خدا(ص) خبر داد، حضرت فرمود: بضع میان سه و نه می‌باشد برو در مال و مدت بیفزا، ابوبکر برگشت و مدت را نه سال و عدد شتر را صد قرار داد، و چون ابوبکر خواست هجرت کند ابی گفت: تو را رها نکنم تا ضامن بدهی، ابوبکر پسرش عبدالله را ضامن قرار داد، و چون ابی قصد کرد به جنگ رسول خدا(ص) برود عبدالله بن ابی بکر گفت: تو را رها نکنم تا ضامنی تعیین کنی، ابی ضامن بداد و در جنگ احد و یا بدر مجروح شد و مرد، ابوبکر نزد ورثة ابی بن خلف رفت و شترها را گرفت و نزد رسول خدا(