ينَ فِيهِ وَسَاءَ لَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا(طه/101) يوْمَ ينْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يوْمَئِذٍ زُرْقًا(طه/102) يتَخَافَتُونَ بَينَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا(طه/103) نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يقُولُونَ إِذْ يقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يوْمًا(طه/104)
ترجمه: بدینگونه برتو بیان می‌کنیم بعضی از اخباری که گذشته است و بتحقیق به تو دادیم از نزد خودمان قرآنی(99) آنکه از آن اعراض کند پس محققا روز قیامت بار گناهی را به دوش می‌کشد(100) همواره در گناه بوده و بد بار سنگینی است برای ایشان روز رستاخیز(101) روزی که در صور دمیده شود و مجرمین را در آن روز در حالی که كبود چشمند محشور می‌کنیم(102) بین خود بطور پنهانی می‌گویند درنگ نکردید مگر ده روزی(103) ما داناتریم به آنچه می‌گویند زیرا آنکه راه بهتری داشته می‌گوید شما درنگ نکردید مگر روزی(104). 
نکات: مقصود از ذکر، در جملة: مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا، قرآن است و آن را ذکر می‌گوید برای اینکه در آن ذکر ما یحتاج إلیه الناس از امر دین و دنیاست و یا برای اینكه انواع نعمت‌ها در آن ذکر شده و انواع مواعظ و مثال‌ها بیان شده و یا برای اینکه ذکر و شرافت رسول خدا(ص) و قومش در آن آمده که خدا فرموده: «وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ»، و خدای تعالی کتاب‌های آسمانی را ذکر نامیده و در آنها وعد و وعید إلهی ذکر شده و و ظاهر إِنْ لَبِثْتُمْ درنگ در عالم برزخ و یا قبر است. آیه 105 الی 111
متن آیه:
وَيسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ ينْسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا(طه/105) فَيذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا(طه/106) لَا تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا(طه/107) يوْمَئِذٍ يتَّبِعُونَ الدَّاعِي لَا عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا(طه/108) يوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِي لَهُ قَوْلًا(طه/109) يعْلَمُ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا(طه/110) وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَي الْقَيومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا(طه/111)
ترجمه: و تو را از کوه‌ها سؤال می‌کنند، بگو پروردگارم آن را منتشر سازد و ریزه کند ریزه کردن کاملی(105) پس آن را صاف و هموار گذارد(106) نه می‌بینی در آن کجی و نه برآمدگی(107) در آن روز خواننده را پیروی کنند برای او انحرافی نیست و صداها برای خدای رحمن خاشع شود پس نمیشنوی مگر همهمه‌ای(108) در آن روز شفاعت نفعی ندهد مگر آن کسی که خدای رحمن اذن داده و به قول و گفتار از او خشنود بوده(109) می‌داند آنچه جلو ایشان و آنچه در پس ایشان است و ایشان احاطة علمی به او ندارند(110) و خوار و ذلیل است صورت‌ها برای (خدای) زندة پاینده و بتحقیق هلاک است آنکه ستمی را به دوش دارد(111). 
نکات: سائلین از جبال مشرکین مکه بودند و قصدشان از این سؤال این بوده كه می‌خواستند تمسخر کنند و یا بفهمند کیفیت زمین را در قیامت، معلوم نیست. بهر حال از این آیات استفاده می‌شود که زمین صاف شود و در قیامت پستی و بلندی در زمین نمی‌ماند. و مقصود از داعی در جملة: يتَّبِعُونَ الدَّاعِي، آن ملکی است که ظاهرا برای حساب دعوت می‌کند. و مقصود از مَنْ أَذِنَ لَهُ  ممکن است مشفوع له باشد بقرینة يعْلَمُ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ... که بنده شناس فقط خدا می‌باشد و او احوال گذشته و آینده و جلو و عقب بندگان را می‌داند. و ممکن است مقصود از مَنْ أَذِنَ لَهُ ، شافع مأذون له باشد. بهر حال چه شافع و چه مشفوع له باشد کلمة أَذِنَ ماضی است و گذشته را می‌رساند که اگر شفاعت را همان استغفار انبیاء و ملائکه به اذن پروردگار برای مؤمنین و یا استغفار خود مؤمنین دربارة یکدیگر فرض کنیم، ممکن است بگوئیم در آن روز فایده دهد. و می‌توان گفت: منظور از شفاعت ابلاغ رحمت خداوند است به مؤمنین که انبیاء آن را ابلاغ کنند. بنابراین باید گفت: شفاعت به آن طوری که در بین مردم گفته می‌شود وجود ندارد. و از بعضی ائمه(ع) نقل شده که فرمود: «إنما أمروا بالصلاة علی المیت لیشفعوا له و یدعو له بالمغفرة لأنه لم یکن في وقت من الأوقات أحوج إلی الشفاعة فیه». یعنی، مسلمانان مأمور شده‌اند که بر میت نماز گذارند تا برای او شفاعت کنند و برای او به آمرزش دعا کنند زیرا در هیچ وقتی از اوقات این میت محتاج‌تر به شفاعت از آن ساعت نیست. بهر حال شفاعت در روز قیامت یک نوع ابلاغ رحمت خداوند برای مؤمنین است. و ممکن است استثناء در آیه را استثناء منقطع بگیریم. 
و جملة: وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا، بطور مؤکد دلالت دارد که ظالم در آن روز از رحمت حق دور است. آیه 112 الی 114
متن آیه:
وَمَنْ يعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا يخَافُ ظُلْمًا وَلَا هَضْمًا(طه/112) وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يتَّقُونَ أَوْ يحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا(طه/113) فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يقْضَى إِلَيكَ وَحْيهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا(طه/114)
ترجمه: و هر کس از کارهای شایسته انجام دهد در حالی که ایمان داشته باشد پس نباید از ستم و پامال شدن حقش بترسد(112) و بدینگونه آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن از وعید مکرر بیان نمودیم، باشد که بپرهیزند و یا برای ایشان ایجاد تذکری کند(113) پس برتر است خدائی که پادشاه ثابت الوجود است و به قرآن شتاب مکن پیش از آنکه وحیش انجام شود و بگو پروردگارا دانش مرا زیاد کن (114). 
نکات: جملة: وَهُوَ مُؤْمِنٌ دلالت دارد که عمل شایسته اگر با ایمان شد مفید است. و چون رسول خدا(ص) در قرائت آیاتی که به او وحی می‌شد عجله می‌کرد برای آنکه فراموش نکند، خدا به او وحی کرده که عجله مکن، و در سورة اعلی آیة 6 فرموده: سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى «بزودی بر تو می‌خوانیم پس فراموش نمی‌کنی».
و عجله سه نوع است: اول، عجله در خواندن آن پیش خودش. دوم، عجله کردن در خواندن برای دیگران و بیان برای آنان. سوم عجله در تفهم معانی آن قبل از آنکه کلام به آخر برسد زیرا توقف در أخذ ظهور لازم است تا کلام بپایان برسد و اگر استثناء و یا ضمیمة دیگری داشته باشد بیان شود. و یکی از نام‌های خدا حق یعنی ثابت الوجود است.آیه 115 الی 119
متن آیه:
وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِي وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا(طه/115) وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى(طه/116) فَقُلْنَا يا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى(طه/117) إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى(طه/118) وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى(طه/119)
ترجمه: و بتحقیق پیمانی با آدم نمودیم از پیش پس فراموش نمود و 