ُ أَتَى(طه/69)
ترجمه: گفتند: ای موسی یا تو بینداز و یا بوده باشیم ما اولین کسی که بندازد(65) موسی گفت: بلکه شما بیندازید پس ناگاه ریسمان‌ها و عصاهایشان (که انداخته بودند) از سحرشان به موسی وانمود شد که آنها می‌شتابند(66) پس موسی در دل خود ترسی یافت(67) گفتیم: ای موسی نترس محققا تو خود برتری(68) و آنچه در دست راستت می‌باشد بینداز می‌بلعد آنچه را ساخته‌اند محققا آنچه ساخته‌اند حیلة ساحر است و ساحر رستگار نشود هر جا که آید(69). 
نکات: جملة إِمَّا أَنْ تُلْقِي... دلالت دارد که ساحران ادب بخرج دادند و همین ادبشان باعث هدایتشان گردید. و جملة: «يخَيلُ....» دلالت دارد که سحر ایشان امر واقعی نبود بلکه چشم‌بندی و خیالی بود و دلالت دارد که همین امر خیالی موسی را به وحشت انداخت. و جملة: وَلَا يفْلِحُ السَّاحِرُ، دلالت دارد که سحر حرام و ساحر از رستگاری دور است. آیه 70 الی 71
متن آیه:
فَأُلْقِي السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى(طه/70) قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيدِيكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَينَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى(طه/71)
ترجمه: پس ساحران سجده‌کنان به زمین افتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم(70) فرعون گفت: آیا پیش از آنکه به شما اذن دهم به او ایمان آوردید بدرستی که او (یعنی موسی) بزرگ شماست آنکه به شما سحر آموخته پس حتماً دستها و پاهای شما را بخلاف یکدیگر قطع می‌کنم و حتما شما را در تنه‌های درخت به دار می‌زنم و البته خواهید دانست که کدام ما عذابش سخت‌تر است و پاینده‌تر است(71). 
نکات: فاء؛ فَأُلْقِي  دلالت دارد که بدون فاصله ساحران برای خدا به سجده افتادند. در اینجا خدای تعالی هارون را مقدم بر موسی داشته برای رعایت سجع اواخر آیات و یا جهت دیگر. و فرعون در کلام خود دو شبهه انداخت: اول: اینکه بدون مشاوره و بحث با من یعنی بدون مناظره ایمان آوردید و این جمله دلیل بر حماقت او می‌کند زیرا مشاوره و استیذان از یک نفر سرکش معنی ندارد. دوم: اینکه موسی بزرگ شما بوده و با او قرار قبلی برای گمراه کردن مردم داشته‌اید. آیه 72 الی 73
متن آیه:
قَالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءَنَا مِنَ الْبَينَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا(طه/72) إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيغْفِرَ لَنَا خَطَايانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيرٌ وَأَبْقَى(طه/73)
ترجمه: ساحران گفتند: ما تو را ترجیح نمی‌دهیم بر آنچه از حجت‌های روشن که برای ما آمده و بر آنکه ما را آفریده (و یا قسم به آنکه ما را آفریده) پس حکم نما آنچه تو حکم می‌کنی همانا حکم میرانی در این زندگی دنیا(72) بتحقیق ما به پروردگار خود ایمان آورده‌ایم تا خطاهای ما را برای ما بیامرزد و آنچه را که تو ما را بر آن واداشتی از سحر (بیامرزد) و خدا بهتر و پاینده‌تر است(73). 
نکات: ساحرانی که مقتدای کفار بودند بیک آن، چنان ایمان در دلشان ثابت و نافذ شد که در راه خدا نهراسیدند و به فرعون گفتند: هر چه خواهی دربارة ما فرمان بده. اما زمان ما پیشواهای مؤمنین که سال‌ها خود را پیرو قرآن می‌دانند دین خود را به بهای کمی می‌فروشند. رؤسای ساحران که 72 نفر بودند از جملة:  وَمَا أَكْرَهْتَنَا... معلوم می‌شود به اکراه سحر آموخته‌اند، یعنی سلاطین آن زمان عده‌ای را مجبور می‌کردند به تعلیم سحر تا همواره عُده‌ای برای حفظ عظمت دستگاهشان باشند و باضافه رؤسای سحر دیده بودند چون حضرت موسی می‌خوابد عصای او را حراست می‌کند و لذا دانستند که موسی ساحر نیست زیرا ساحر چون بخوابد سحر او باطل می‌شود. و باضافه فرعون ایشان را از شهرهای دور بزور احضار کرده و لذا می‌گفتند:  وَمَا أَكْرَهْتَنَا. آیه 74 الی 76
متن آیه:
إِنَّهُ مَنْ يأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يمُوتُ فِيهَا وَلَا يحْيى(طه/74) وَمَنْ يأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى(طه/75) جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى(طه/76)
ترجمه: محققا هر کس در حضور پروردگارش بحال گناهکاری بیاید پس البته برای او دوزخ است که در آن نمی‌میرد و نه زنده می‌ماند(74) و هر کس بیاید در محضر پروردگارش در حالی که دارای ایمان باشد و کارهای شایسته کرده باشد پس آنان برایشان درجات بلندی است(75) باغ‌های همیشگی که از زیر آن نهرها جاری است در آن جاویدانند و اینست جزای کسی که پاک باشد(76). 
نکات: جملة: مَنْ يأْتِ رَبَّهُ... چون در مقابل وَمَنْ يأْتِهِ مُؤْمِنًا ... آمده مقصود از آن کفار است، پس مؤمن مجرم مانند آن نیست. و جملة: لَا يمُوتُ فِيهَا وَلَا يحْيى دلالت دارد که کافر مجرم در دوزخ نه می‌میرد و نه زنده می‌ماند و قسم ثالثی‌ هم که در کار نیست. پس مقصود این است که حیات بهره‌دار ندارد و مردنی که به آن راحت شوند نیز ندارند و حیات ممتعه و موت مریحه نفی شده، و جملة: لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى دلالت دارد که برای مؤمنین عامل به صالحات درجات عالیه، و برای کسی که عمل صالح کافی ندارد، درجات عالیه نیست. و جملة وَذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى دلالت دارد که درجات عالیه مخصوص کسی است که خود را پاک نموده و تزکیه شده باشد. آری، بهشت و درجات آن، مأوای افراد آلوده نیست چنانکه در سورة مریم آیة 63 می‌فرماید: «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيّاً».آیه 77 الی 79
متن آیه:
وَلَقَدْ أَوْحَينَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَى(طه/77) فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيهُمْ مِنَ الْيمِّ مَا غَشِيهُمْ(طه/78) وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى(طه/79)
ترجمه: و بتحقیق به موسی وحی کردیم که بندگان مرا سیر بده و برای ایشان در دریا راه خشکی را بزن و از دستگیری دشمن نه بترس و نه هراسی داشته باش(77) پس فرعون و لشکریانش بدنبال ایشان آمدند پس قسمتی از دریا ایشان را فرو برد آنچه فرو برد(78) و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت ننمود(79). 
نکات: مقصود از جملة: «أَسْرِ بِعِبَادِي» سیر دادن در شب است که دشمن ایشان را نبیند تا همه را جمع کند و ظلمت شب پرده‌ای باشد از فرعون و قومش و اگر لشکر فرعون ایشان را تعقیب کنند عده‌شان معلوم نباشد و نترسند مختصر آنکه بنی اسرائیل از قوم فرعون زیورها و حیواناتی عاریه گرفته بودند که روز عید به حضور فرعون بروند، حضرت موسی فرمان داد که شب از شهر خارج شوند و ایشان بقولی هفتا