َرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيةً لِقَوْمٍ يتَفَكَّرُونَ(النحل/69) وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يتَوَفَّاكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ يرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَي لَا يعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ(النحل/70)
ترجمه: و پروردگارت به سوی زنبور عسل وحی نمود که از کوه‌ها خانه‌ها بگیر و از درخت و از آنچه از سقف داربست می‌زنند(68) سپس بخور از تمام میوه‌ها و راه پروردگارت را با طاعت بپو. از درون آنها شربتی با رنگ‌های مختلف بیرون می‌آید که در آن شفاء مردم است براستی که در این نشانة قدرت است برای گروهی که فکر می‌کنند(69) و خدا شما را آفرید سپس شما را می‌میراند و از شما کسی است که به فرومایه‌ترین عمر برگشت می‌شود تا پس از دانستن، چیزی را نداند بدرستی که خدا دانای توانا است(70). 
نکات: مقصود از وحی به زنبور عسل ظاهراً وحی غریزی است که خدا چنین غریزه و عادتی در او ودیعه گذاشته که از گیاه‌ها و میوه‌ها و شبنمی که روی آنها از هوا ایجاد می‌شود بچشد و بدهان خود برداشته و در خانه‌های مسدس خود جمع کند. بعضی گفته‌اند: وحی به آنها تشریعی و امر و نهی است، زیرا ممکن است آنها دارای عقل باشند. ولی به نظر ما نظر اول صحیح است. بهر حال، زنبور عسل در جنگل‌ها و مناطق کوهستانی به حالت اجتماع زندگی می‌کند و گاهی بیش از بیست هزار زنبور عسل در یکجا زندگی می‌کنند و بیشتر آنها ماده هستند و یک زنبور ماده که ملکه نامیده می‌شود و از سایر زنبورها بزرگتر است، رئیس و سرپرست آنها است. این ملکه از اواخر فروردین تا اواخر خرداد هر روز در حدود 1500 تخم می‌گذارد، زنبورهای ماده دارای خرطومی هستند که با آن شیرة گل‌ها را می‌مکند، این شیره‌ها در کیسة عسل که در بدن زنبور جا دارد داخل می‌شود و از آنجا قسمتی وارد رودة زنبور می‌شود و باقی مانده را با دهان خود در خانه‌های کندو می‌ریزد که بتدریج غلیظ می‌شود، موم نیز از غده‌های مخصوصی که در شکم زنبورهای ماده جا دارد تراوش می‌کند و زنبور آن را بوسیلة پاهای عقبی خود به دهان می‌برد و خمیر می‌کند و با آن خانه‌ای مسدس شکل می‌سازد. زنبورهای نر کار نمی‌کنند و فقط عمل توالد و تناسل را انجام می‌دهند. زنبورها فصل زمستان را در کندو بسر می‌برند و از عسل‌های ذخیره شده می‌خورند. 
و بدانکه در هوا شبنمی ایجاد می‌شود و در گلها و ورق میوه‌ها می‌نشیند که مانند ترنجبین می‌باشد، و خدا به زنبور عسل الهام نموده که با دهان آنها را برچیند و آن را غذای خود گرداند و چون سیر شد با دهان خود بردارد و ببرد. و اینکه خدا فرموده: يخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا.... مقصود از باطن دهان است و بعضی گفته‌اند: می‌خورد شبنم‌ها را و از شکم بر می‌گرداند و قی می‌کند و آن قی عسل است. و این شرابی که بنام عسل است، گاهی سرخ و گاهی زرد و گاهی سفید است، و این دلیل بر این است که از طبع و طبیعت نیست و إلا باید همه یکرنگ باشد. و جملة: فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ، دلیل است بر داشتن اثر شفاء فی الجمله. و این تدبیراتی که خدا در تشکیلات زنبور عسل گذاشته از حلاوت عسل و فوائد آن و اختلاف رنگ و تدبیرات در خانه‌های مسدس ایشان، و هم در بزرگ شدن و پیر شدن انسان و از قوه به ضعف تغییر کردن، دلیل بر وجود قدرت قاهرة قادرة مدبری است. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:830.txt">آيه 72-71 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:831.txt">آيه 76-73 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:832.txt">آيه 78-77 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:833.txt">آيه 81-79 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:834.txt">آيه 85-82 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:835.txt">آيه 88-86 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:836.txt">آيه 91-89 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:837.txt">آيه 93-92 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:838.txt">آيه 97-94 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:839.txt">آيه 100-98 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:840.txt">آيه 103-101 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:841.txt">آيه 109-104 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:842.txt">آيه 112-110 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:843.txt">آيه 115-113 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:844.txt">آيه 118-116 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:845.txt">آيه 119 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:846.txt">آيه 123-120 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:847.txt">آيه 125-124 (النحل)</a><a class="text" href="w:text:848.txt">آيه 128-126 (النحل)</a></body></html>آيه 54
متن آيه:
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ ذَلِکُمْ خَيْرٌ لَّکُمْ عِندَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَيْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

ترجمه: و بیاد آرید وقتی که موسی به قوم خود گفت ای قوم من، شما به خودتان محققا ستم کردید بواسطة گوساله‌پرستی، پس بسوی خالق خود برگردید و خودتان را بکشید، این برای شما خوبست نزد خالقتان که توبة شما را می‌پذیرد زیرا او توبه‌پذیر و رحیم است.(54)
نکات: مقصود از جملة:فَاقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ..، به حسب ظاهر کلام این است که خودتان را بکشید، حال اگر کسی بگوید خودکشی طبق آیة 29 سورة نساء که فرموده: 
(َلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ...) (نساء: 29)
حرام است، چگونه به قوم موسی أمر شده خودتان را بکشید؟ جواب این است که ایشان مأمور نشدند که هر کس خود را بکشد، بلکه مأمور شدند به قتل خودیها، یعنی به قتل فامیل و هموطنان خود، برای آنکه عده‌ای از ایشان می‌دانستند گوساله‌پرستی شرکست ولی از ترس دَم نزدند، حق‌تعالی برای جبران این گناه زشت، دستور داد که این جمیعت هفتصدهزار نفری بریزند بر یکدیگر، و هر کس دیگری را بکشد، ولواینکه خودش کشته شود، مانند میدان جهاد با مشرکین، چگونه هر کس احتمال کشته‌شدن خود را می‌دهد، ولی برای اطاعت فرمان خدا باید جهاد کنند. پس برای اینکه بعد از آن همه دلالات و معجزات واضحه به چنین ظلم و شرکی وارد شدند، و سپس توبه واظهار ندامت کردند، خدا خواست ایشان را امتحان کند که آیا در اظهار ندامت صادقند یا کاذب،  لذا مأمور به قتال با یکدیگر شدند، و چون شروع به قتل یکدیگر نمودند تاریکی ایشان را فرا گرفت، و حضرت موسی و هارون(ع) دعا و تضرع به سوی خدا می‌کردند تا اینکه وحی آمد به رفع قتل و قبولی توبه.آیه 71 الی 72
متن آیه:
وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ أَفَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يجْحَدُونَ(النحل/71) وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يكْفُرُونَ(النحل/72)
ترجمه: و خدا برتری داد در رزق بعضی از شما را بر بعض دیگر، پس آنانکه برتری داده ش