زُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يشْكُرُونَ(الإبراهيم/37)
ترجمه: و یادآور هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا این شهر را محل امن قرار ده و مرا و فرزندانم را دور بدار از اینکه بتان را بپرستیم(35) پروردگارا بدرستی که این بت‌ها بسیاری از مردم را گمراه کردند، پس آنکه از من پیروی کند از من است و آنکه مرا عصیان کند پس محققاً تو آمرزندة رحیمی(36) پروردگارا براستی که من بعضی از ذریة خود را ساکن نمودم در وادی و دامن کوهی بدون زراعت نزد خانة محترم تو تا بر پا دارند نماز را پس دل‌های برخی از مردم را بسوی ایشان متمایل نما و از میوه‌ها به ایشان روزی ده باشد که ایشان شکرگزاری کنند(37). 
نکات: اگر کسی اشکال کند که درخواست ابراهیم(ع) به اینکه شهر مکه، شهر امن و امان باشد و فرزندانش بت پرست نباشند عملی نیست و عملی نشد! زیرا در مکه جنگ‌ها واقع شده و فرزندان او اکثر بت پرست بودند. جواب این است که دعای ابراهیم مستجاب نشد ولی نتیجة دعای او این شد که مردم حجاز و اولاد او بفهمند حضرت ابراهیم از امن بودن مکه و از نپرستیدن بت خرسند و از خلاف آن بیزار است. و ضمیر در «أَضْلَلْنَ» بر می‌گردد به بتها با اینکه بتها غیر ذوی العقول می‌باشند باعتبار اینکه این بت‌ها تمثالهائی برای انبیاء و صلحاء بوده‌اند، چنانکه در سورة انبیاء نیز از قول ابراهیم آمده که به قوم خود فرمود: « مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ». مخفی نماند چون طائفة جرهم در حول و حوش مکه بودند و اینان از فامیل‌ هاجر بودند، لذا حضرت ابراهیم هاجر را به آنجا آورد و إلا عقلانی نیست که بچة خود را در بیابانی بی‌آب و علف تنها بگذارد. آیه 38 الی 41
متن آیه:
رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ(الإبراهيم/38) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ(الإبراهيم/39) رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ(الإبراهيم/40) رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَي وَلِلْمُؤْمِنِينَ يوْمَ يقُومُ الْحِسَابُ(الإبراهيم/41)
ترجمه: پروردگارا براستی که تو می‌دانی آنچه ما پنهان می‌داریم و آنچه آشکار می‌کنیم و بر خدا چیزی در زمین وآسمان پوشیده نیست(38) ستایش مخصوص خدائی است که به من در پیری اسماعیل و اسحاق را بخشید بدرستی که پروردگارم بطور مسلم شنوندة دعاست(39) پروردگارا مرا بر پا دارندة نماز قرار بده و بعضی از فرزندانم را، پروردگار ما دعای مرا بپذیر(40) پروردگار ما مرا و والدینم و مؤمنین را در روزی که حساب بر پا شود بیامرز(41). 
نکات: حضرت ابراهیم قبل از هر دعائی از خدا امنیت خواست سپس دعاهای دیگر را، معلوم می‌شود امن و امنیت بهترین نعمت‌ها است. از بعضی دانشمندان سؤال کردند: صحت بهتر است و یا امنیت؟ در جواب گفت: امنیت! و دلیل بر آن این است که اگر پای گوسفندی بشکند، پس از زمانی خوب می‌شود ولی اگر آن را با گرگی در یکجا نگهداری، چیزی نمی‌خورد تا بمیرد. و مقصود از جملة: هَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ... اینست که در سن پیری خدا به او فرزند داد چنانکه در سورة هود آیة 72 و در مقدمة سورة یوسف ذکر کردیم. آیه 42 الی 46
متن آیه:
وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يؤَخِّرُهُمْ لِيوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ(الإبراهيم/42) مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لَا يرْتَدُّ إِلَيهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ(الإبراهيم/43) وَأَنْذِرِ النَّاسَ يوْمَ يأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ مَا لَكُمْ مِنْ زَوَالٍ(الإبراهيم/44) وَسَكَنْتُمْ فِي مَسَاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَتَبَينَ لَكُمْ كَيفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الْأَمْثَالَ(الإبراهيم/45) وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَإِنْ كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ(الإبراهيم/46)
ترجمه: و البته گمان مبر که خدا غافل است از آنچه ستمگران عمل می‌کنند همانا حساب ایشان را برای روزی که در آن روز چشم‌ها باز می‌ماند عقب می‌اندازد(42) بشتاب می‌دوند در حالی که سرها رو به بالا است چشمشان بسوی ایشان بر نمی‌گردد و دلهاشان خالی است(43) و مردم را بترسان از روزی که عذاب بر ایشان بیاید پس ستمگران بگویند پروردگارا تا مدت نزدیکی ما را تمدید کن که دعوتت را اجابت می‌کنیم و رسولان را پیروی خواهیم کرد، گفته شود آیا شما نبودید که قبلاً قسم می‌خوردید که برایتان زوالی نیست(44) و خود ساکن شدید و نشستید در مساکن و جایگاه آنانکه به خودشان ستم کردند و برای شما معلوم شد که چگونه با ایشان رفتار کردیم و برای شما مثل‌ها زدیم(45) و بتحقیق مکر خود را انجام دادند و نزد خداست جزای مکر ایشان و مکرشان چنین نبود که کوه‌ها از آن زائل شود(46). 
نکات: مقصود از جملة: مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ؛ ناکسی رءوسهم می‌باشد به لغت قریش و این احتمالی است. و مقصود از جملة: لَا يرْتَدُّ إِلَيهِمْ طَرْفُهُمْ، این است که از ترس چشم خود را حرکت نمی‌دهد. و مقصود از جملة مَا لَكُمْ مِنْ زَوَالٍ، این است که می‌گفتند: برای ما زوال و انتقالی از این سرا به سرای دیگر نیست. و جملة: مَكَرُوا مَكْرَهُمْ ... دلالت دارد که ایشان هر چه توانستند برای از بین بردن رسول خدا(ص) کوشیدند و مکر و کیدشان را بکار انداختند و مکرشان برای این بود که کوه رسالت و کوه صبر و کوه وقار و کوه استقامت را از بین ببرند، ولی موفق نشدند، و این مثلی است برای تهویل. وَإِنْ كَانَ در اینجا بمعنی؛ ما کان می‌باشد. آیه 47 الی 52
متن آیه:
فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ(الإبراهيم/47) يوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ(الإبراهيم/48) وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ(الإبراهيم/49) سَرَابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ(الإبراهيم/50) لِيجْزِي اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ(الإبراهيم/51) هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَلِينْذَرُوا بِهِ وَلِيعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِيذَّكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ(الإبراهيم/52)
ترجمه: پس گمان مبر که خدا وعده‌ای که به رسولانش داده خلاف کند زیرا خدا عزیزی است صاحب انتقام(47) روزی که این زمین به غیر این زمین و این آسمان به غیر اینها تبدیل شود و از قبرها ب