ندةِ روزه‌گیرِ رکوع‌کنِ سجده‌کنندةِ امرِ به معروف و نهی‌کنندگانِ از منکر که نگهدارندة حدود خدایند، و بشارت بده چنین مؤمنین را.(112)
نکات: جملة:إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى ... دلالت دارد که جهاد معاملة با خداست و این معامله را حق‌تعالی در کتب آسمانی ثبت نموده، مشتری؛ خدا و فروشنده؛ مؤمن و دلال؛ رسول خدا(ص)، متاع؛ جان و مال، ثمن؛ بهشت عنبر سرشت. جملة: فَيقْتُلُونَ وَيقْتَلُونَ دلالت دارد که در جهاد، مؤمنین گاهی غالب وگاهی مغلوبند، و اگر غالب شدند مغرور نشوند و اگر مغلوب شدند مأیوس نگردند، و اوصاف التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ... دلالت دارد که اسلام کسانی را اهل جهاد می‌داند که دارای صفات و کمالات مذکورة در آیه باشند و مانند دولتهای کفر نیست که هر کس بی‌رحم‌تر و بی‌ایمان‌تر باشد اعزام به میدان جنگ نمایند. زیرا جهاد اسلامی برای أمر به معروف ونهی از منکر و ایجاد عدالت و ایمان در جامعه است، و مقصود کشورگیری واستعمار نیست. مقصود از السَّائِحُونَ چنانکه ذکر شد روزه‌داران می‌باشد طبق لغتی. و می‌توان گفت: از مادة سیاحت است یعنی کسانی که برای طلب علم و جهاد و نظر در مخلوقات إلهی در زمین مسافرت می‌کنند.آیه 113 الی 115
متن آیه:
مَا كَانَ لِلنَّبِي وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَينَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ(التوبة/113) وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِياهُ فَلَمَّا تَبَينَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ(التوبة/114) وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يبَينَ لَهُمْ مَا يتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ(التوبة/115)
ترجمه: برای این پیامبر و مؤمنین روا نیست (و اجازه ندارند) که طلب آمرزش کنند برای مشرکین و اگر چه نزدیکانشان باشند پس از آنکه برای ایشان آشکار شد که آنان اهل آتشند(113) و طلب آمرزش ابراهیم برای پدرش نبود مگر از وعده‌ای که او را وعده داده بود پس چون برای او آشکار شد که او دشمن خداست از او بیزاری جست. بدرستی که ابراهیم دلسوز و بردبار بود(114) و خدا چنین نبوده که گروهی را پس از آنکه آنان را راهنمائی نموده گمراه کند تا اینکه بیان کند برای ایشان آنچه را اجتناب کنند زیرا خدا به هر چیزی داناست.(115)
نکات: جملة: مَا كَانَ لِلنَّبِي... دلالت دارد که رسول خدا(ص) نباید برای مشرکین طلب آمرزش کند زیرا وعد ووعید حق‌تعالی بدرخواست هیچکس حتی بدرخواست پیامبران(ص) تغییر نمی‌کند وحق‌تعالی از قول خود تخلف نمی‌کند. بعضی از مفسرین گفته‌اند مقصود از مشرکین در این آیه والدين و اعمام رسولند. ولی باید گفت: اولا: مشرکین عام ومطلق است، و ثانیا: از کجا محقق شده که والدین و یا اعمام رسول مشرک بوده‌اند. اصلا ذکر والدین رسول سزاوار نیست. چنین مفسران طالب غوغا و ایجاد عداوت و تجدید نفاق میان مسلمین شده‌اند. جملة: حَتَّى يبَينَ لَهُمْ مَا يتَّقُونَ دلالت دارد بر اینکه خدا پس از بیان عقاب می‌کند و مؤاخذه می‌فرماید و چیزی از محرمات را که بیان نکرده، ترک آنرا نخواسته، مگر اینکه از مستقلات عقلیه و از واضحات عقول باشد و همچنین است عقاید.آیه 116 الی 118
متن آیه:
إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يحْيي وَيمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِي وَلَا نَصِيرٍ(التوبة/116) لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِي وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ(التوبة/117) وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيهِمْ لِيتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ(التوبة/118)
ترجمه: براستیکه خدایتعالی به او اختصاص دارد ملک آسمانها و زمین، زنده می‌کند ومی‌میراند و پس از خدا برای شما نه سرپرستی هست و نه یاوری(116) به یقین خدا پذیرفت توبة این پیغمبر واین مهاجرین و انصار را که پیروی او کردند در ساعت سختی پس از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از ایشان بگردد. سپس توبة ایشان را پذیرفت زیرا او به ایشان مهربان و رحیم است(117) و پذیرفت توبة سه نفری که (از جهاد) بازماندند تا آنکه زمین با آن وسعتی که داشت بر ایشان تنگ شد و جانشان بر ایشان تنگ آمد و گمان کردند که پناهی از خدا نیست مگر پناه‌بردن بسوی خودش، سپس توبة ایشان را پذیرفت تا توبه کنند به یقین خدا توبه‌پذیر و رحیم است.(118)
نکات: جملة: تَابَ اللَّهُ... دلالت دارد که خدا توبة رسول خود را در ساعت عسرت پذیرفت. در اینجا اشکال شده که رسول خدا(ص) چه گناهی داشت که خدا بیامرزد؟ جواب این است که خدا فرموده گناه مهاجرین و انصار را نیز بخشید و توبة ایشان را پذیرفت، با اینکه مهاجرین و انصار گناهی نداشتند جز عده‌ای از ایشان که دلشان تنگ شد و حوصله‌شان سر آمد و از رفتن به جهاد پشیمان شده و خواستند برگردند، أما همه که گناهی نداشتند، ممکن است رسول خدا(ص) و تمام مهاجرین و انصار که در جنگ تبوک حاضر شده بودند و به سختی افتادند هر یک مقداری بی‌صبری کرده باشند. و سختی جنگ تبوک از جهاتی بود: از جهت دوری راه خصوصا برای پیادگان. واز جهت بی‌آبی. و از جهت تمام‌شدن آذوقه؛ کار به جائی رسیده شد که یک عدد خرما را ده نفر می‌مکید برای آنکه جانشان تلف نشود، و دیگر از جهت گرمی هوا.
و مقصود از سه نفر که از رفتن به تبوک سستی کردند و بعد پشیمان شدند "کعب بن مالک" و"مراره بن ربیع" و"هلال بن امیه" می‌باشد که مدینه بر ایشان تنگ شد و به کوهستانها رفتند وکسانی که برای ایشان طعام می‌بردند با ایشان سخن نمی‌گفتند، پس خودشان به یکدیگر گفتند. حال که مردم با ما سخن نمی‌گوید بیائید ما هم از یکدیگر جدا شویم و با یکدیگر سخن نگوئیم تا خدا توبة ما را بپذیرد و تا پنجاه روز ماندند تا آیة توبة ایشان نازل شد. و طعام اکثر مجاهدین تبوک چیزی نبود جز آرد جو سبوس‌دار و خرمای کرمو و روغن گاو متغیر شده و لذا ایشان را جیش‌العسرة گفتند، و با وجود کمی مرکب گاهی شتری را می‌کشتند و از تشنگی به رطوبت احشا و شکم او دهان را تر می‌کردند. یکی از مجاهدین بنام ابوخیثمه از همراهی رسول خدا(ص) تخلف کرد تا ده روز گذشت تا روزی وارد شد بر دو زن خود که هر یک سایبانی تهیه کرده بودند با طعام و آب سرد. پس برخاست و گفت: سبحان‌الله رسول خدا(ص) که خدا گناه او را آمرزیده در سرما و گرما اسلحه بردوش باشد و ابوخیثمه در سایة سرد و طعام مهیا ودو زن نیک