ید داشت.یکی از وجوهی که از اعجاز قرآنست خواصّ آیات و سور آنست که خود فرموده: شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ، چه آثار و برکاتی دارد نوشتن و خواندن و تدبر در آن، موجب شفای قلوبست از جهل و خرافات، و شفای ابدانست از امراض، چه دردها و خیالات نفسانی و وساوس شیطانی به برکت آن دفع شده، قساوت دل و غفلت باطل به تدبر در آن زدوده گردد. خود نگارنده پس از فراغ از تحصیلات و رسیدن به درجه اجتهاد تا پس از مدتی از آن، غرق در خرافات و تعصبات مذهبی بودم و به برکت تدبر در قرآن نجات یافتم. 
وجه دیگر ازاعجاز قرآن و قوانین عدالت و احکام صحیحه آن در تساوی و سیاست و تجارت وزراعت و قصاص و عبادات و معاملات و نکاح و جهاد و دیات و آنچه مورد نیاز بندگان و صلاح ایشان بوده طور کلی بیان شده که بهتر از آن تصور ندارد. و دشمنان قرآن نتوانستند در یکی از مسائل آن خدشه کنند، و اگر خدشه و اعتراض کردند جواب کافی شنیدند، حتی بزرگان و مسیحی و مادّی به این مطلب اعترف کرده‌اند. عجب اینکه تمام این قوانین در یک شب و یا 23 سال نازل شده به یک مرد امی درس نخوانده، در صورتی که عقلا و بزرگان ملل صدها سال با تبادل افکار و اجتماع آراء قوانین جعل می‌کنند، و پس از مدتی نقص آن را مشاهده کرده تبدیل، و یا تبصره به آن ملحق می‌کنند، ولی در قرآن قوانینی آمده که تا هزاران سال برای تمام مجامع بشری و ملل مختلفه کافی است، چنانکه رسول خدا(ص) فرموده: "حلال محمد إلی یوم القیامة و حرامه إلی یوم القیامة"، می‌توان گفت برای اعجاز قرآن همین جهت کافی است، متأسفانه دول استعماری و دشمنان داخلی وخارجی وحتی بسیاری از مجتهدان دینی کوشیده‌اند تا قوانین قرآن را تبدیل و یا از رسمّیّت انداخته و قوانین دیگری که از دماغهای بشری خارج شده رسمّیّت داده‌اند، وهمین سبب بیچارگی و بی‌بند و باری ملت اسلام شده، پس نه تنها مسلمین بلکه تمام اهل جهان اگر بخواهند به راحتی و رفاه عمومی نائلی شوند چاره‌ای ندارند جز آنکه قوانین قرآن را اجراء نمایند. آيه 136 الي 138
متن آيه:
وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يحْكُمُونَ(الأنعام/136) وَكَذَلِكَ زَينَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيرْدُوهُمْ وَلِيلْبِسُوا عَلَيهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يفْتَرُونَ(الأنعام/137) وَقَالُوا هَذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لَا يطْعَمُهَا إِلَّا مَنْ نَشَاءُ بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لَا يذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيهَا افْتِرَاءً عَلَيهِ سَيجْزِيهِمْ بِمَا كَانُوا يفْتَرُونَ(الأنعام/138)
ترجمه: و برای خدا از آنچه ایجادکرده از زراعت و چهارپایان بهره‌ای قرار دادند پس گفتند: این برای خدا به گمانشان و این برای بتان ما، پس آنچه برای بتانشان بود به خدا نمی‌رسد، و آنچه برای خدا بود می‌رسد به بتانشان، بد است آنچه حکم می‌کنند(136) و این چنین شرکاء ایشان (یعنی شیاطین و خدام بتها) زینت دادند برای بسیاری از مشرکین کشتن اولادشان را تا هلاک کنند ایشان را و تا دینشان را بر ایشان ملبس کنند، و اگر خدا خواسته بود این کار را نمی‌کردند، پس ایشان را رها کن با آنچه به دروغ می‌بندند(137) و گفتند: این چهارپایان و زراعت ممنوع است نمی‌خورد اینها را مگر آنکه ما بخواهیم بگمانشان و چهارپایانی که پشتهاشان حرام شده و چهارپایانی که نام خدا را بر آنها نمی‌برند برای افتراء بر خدا، بزودی جزا می‌دهد ایشان را به سبب آنچه بدروغ می‌بستند.(138)
نکات: در زمان جاهلیت قوانین و احکام غلطی بوجود آورده بودند و متولیان بتکده از آن احکام سوءاستفاده می‌کردند وجاعل آن احکام خود متولیان بودند، از آن جمله این بود که هر چه خدا به ایشان داده بود از زراعت و چهارپایان مانند جو وخرما و بز و میش و گاو و شتر یک سهم و قسمتی از آنها را بنام خدا قرار می‌دادند و یک سهم برای بت ومتولی بتکده و اگر سهم بتکده هلاک و یا فاسد می‌شد از آنچه سهم الله بود می‌زدند به حساب بتکده و می‌دادند به متولی آن، ولی اگر از سهم الله فاسد می‌شد و از بین می‌رفت چیزی به جای آن نمی‌گذاشتند و اگر به قحط گرفتار می‌شدند سهم الله را تصرف می‌کردند ولی به سهم بتکده کاری نداشتند، واگر سهم الله نمو می‌کرد و یا می‌زائید آنرا به حساب بتکده می‌آوردند و می‌گفتند: این بتان خرج دارند. به هر حال از سهم بتان به حساب خدا نمی‌آمد ولی از سهم خدا خرج بتکده می‌شد.
قسم دوم: از احکام فاسدة ایشان این بود که دخترهای خود را از ترس فقر وتزویج زنده زنده دفن می‌کردند و پسرهای خود را نذر و قربانی بت‌ها می‌کردند، واین اعمال جنایتکارانه در نظرشان تسویل وتزیین شده بود.
قسم سوم: از احکام باطلة ایشان بود که مقداری از چهارپایان وزراعتی که کنار می‌گذاشتند می‌گفتند این ممنوع وحرام است،لَا يطْعَمُهَا إِلَّا مَنْ نَشَاءُ، هیچکس نباید از آن بخورد جز متولیان بتکده.
قسم چهارم: از احکام باطلة ایشان این بود که حیواناتی را بنام بحائر و سوائب وحوامی آزاد می‌گذاشتند و می‌گفتند بر پشت آنها سوارشدن حرام است: حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا.
قسم پنجم: أَنْعَامٌ لَا يذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيهَا افْتِرَاءً عَلَيهِ ، بر پشت حیوانات معینی حج نمی‌کردند و نام خدا یعنی لبیک اللهم را نمی‌بردند وهمچنین در ذبح، نام خدا را بر آنها ذکر نمی‌کردند. واقسام دیگری از احکام داشتند که در آیة ذیل خواهد آمد:آيه 139 الي 140
متن آيه:
وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِنْ يكُنْ مَيتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ(الأنعام/139) قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهًا بِغَيرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ(الأنعام/140)
ترجمه: و گفتند آنچه در شکمهای این چهارپایان است مخصوص مردان ما وحرام است بر زنان ما، و اگر آنچه در شکم مرده بود پس مرد و زن در آن شریکند، بزودی جزا دهیم ایشان را بر سخنشان، براستی که او حکیم داناست(139) محققا زیان کردند آنانکه اولاد خود را به بی‌خردی بدون دانش کشتند وحرام کردند آنچه خدا روزی ایشان نموده با افتراء بر خدا، به تحقیق گمراه شدند و طالب هدایت نبودند.(140)
نکات: قسم ششم: از احکام فاسدة ایشان این بود که هر چه در شکم حیوانات بود اگر زنده متولد می‌شد می‌گفتند این خالص برای مردها می‌باشد و بر زنان حرام است و اگر مرد