ه و بی‌ایمانی یهود است، و موردی نازل شده که زن ومردی از اشراف یهود خیبر زنا کردند ومحصن ومحصنه بودند وحکم آنان در تورات رجم بود ونمی‌خواستند حکم خدا را اجرا کنند، ولذا نوشتند به یهود مدینه که از پیغمبر از حکم آن سؤال کنند بطمع اینکه شاید حکم رسول خدا(ص) رجم نباشد ولذا عده‌ای از بزرگان یهود مدینه آمدند نزد رسول خدا(ص) و از او حکم خواستند، رسول خدا(ص) فرمود: آیا شما به حکم من خشنودید؟ گفتند: بلی، پس جبرئیل آمد و حکم رجم را آورد، ایشان نپذیرفتند جبرئیل آمد که ابن صوریا را که یکی از دانشمندان یهود فدک بود حکم قرار دهد، حضرت از ایشان پرسید ابن صوریا را می‌شناسید؟ گفتند: بلی، فرمود چگونه مردی است؟ گفتند: داناترین فرد یهود است بر روی زمین به آنچه خدا بر موسی(ع) نازل کرده. حضرت فرمود: بفرستید بدنبال او بیاید، عبدالله بن صوریا آمد، حضرت فرمود: تو را قسم می‌دهم به خدائی که لا إله إلا هو الذی أنزل التوراة علی موسی وفلق البحر لکم وأنجاکم و أغرق آل فرعون و ظلل علیکم الغمام و أنزل علیکم المن و السلوی، آیا حکم خدا در کتاب شما راجع به زنانی محصنه چیزی هست؟ ابن صوریا گفت: بلی قسم به آن خدائی که ذکر نمودی اگر خوف این نبود که پروردگار مرا بسوزاند اعتراف نمی‌کردم، ولیکن ای محمد بگو ببینم در کتاب تو حکم آن چیست؟ فرمود: چون چهار شاهد عادل شهادت بدهند واجب است رجم، ابن صوریا گفت: در تورات موسی حکم همین است. رسول خدا(ص) فرمود: پس چه شد که شما حکم خدا را ترک کردید؟ گفت: عادت ما چنین شد که چون شخص شریفی زنا کرد او را رها کردیم، و چون مرد ضعیفی زنا کرد بر او اقامة حد نمودیم تا اینکه به جای رجم جلد آوردیم وقرار بر این شد که چون کسی زنا کرد چهل تازیانه بر او بزنیم وروی او را سیاه کرده و طرفین را بر خری سوار کنیم و روی ایشان را به طرف دم الاغ قرار دهیم واو را در میان مردم بگردانیم، یهودیان بر ابن صوریا اعتراض کردند که چرا حقیقت را بیان کردی؟ ابن صوریا گفت: او مرا قسم به تورات وخدای تورات داد وگرنه نمی‌گفتم، تا اینکه ابن صوریا مسائلی از رسول خدا(ص) سؤال کرد وفهمید او رسول خداست براستی، و مسلمان شد، پس این آیات نازل شد. ومقصود از سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ این است که یهود جاسوسی می‌کردند و سخنان رسول خدا(ص) رامی‌شنیدند برای آنکه دروغ وارد کنند. و یهود مدینه به نفع خیبر جاسوسی می‌کردند چنانکه در جملة سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ اشاره کرده. و مقصود از يحَرِّفُونَ الْكَلِمَ... همین است که فرمان خدا را تغییر می‌دادند و به جای رجم جَلد گذاشته بودند. و مقصود از جملة: ...إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ... این است که یهود خیبر گفته بودند اگر محمد(ص) برای زنان محصنه جلد را گفت قبول کنید و اگر رجم را گفت قبول نکنید. کما فی مجمع البیان.آيه 44
متن آيه:
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يحْكُمُ بِهَا النَّبِيونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيهِ شُهَدَاءَ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَنًا قَلِيلًا وَمَنْ لَمْ يحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ
ترجمه: به تحقیق که ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت ونور است، پیامبرانی که تسلیم حکم خدا بودند به آن حکم می‌کردند برای یهود و خداپرستان و دانشمندان به آنچه از کتاب خدا حفظ شده بودند به آن حکم می‌کردند و بر آن گواهان بودند، پس از مردم نترسید و از من بترسید و آیات مرا به بهای کمی نفروشید، و هر کس به آنچه خدا نازل کرده حکم نکند پس ایشان خود کافرند.(44)
نکات: حق‌تعالی تورات را هدایت و نور خوانده و تمام انبیاء پس از موسی(ع) طبق آن حکم می‌کرده‌اند. و جملة: ... الَّذِينَ أَسْلَمُوا دلالت دارد که دین تمام انبیاء اسلام بوده و ممکن است بگوئیم پیغمبر اسلام نیز داخل کلمة النبیون در این آیه می باشد و به حکم تورات باید حکم کند در جائیکه از طرف خدا حکم دیگری نباشد. وجملة: ...وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ... دلالت دارد بر مدح دانشمندانی که طبق کتاب خدا حکم می‌کردند و کتاب خدا را حفظ داشتند نه مانند زمان ما که مراجع مسلمین قرآن را رها کرده و به اخباری که گفتار بشری است چسبیده‌اند و حکم خدا و آیات او را برای ثمن قلیلی بیان نمی‌کنند، پس به صریح قرآن هر کس حکمی غیر از آنچه خدا نازل کرده بگوید کافر است.خدایتعالی برای حضرت موسی(ع) عصا را اژدها کرد به مناسبت اینکه سحرة زمان او کارهائی شبیه به آن داشتند، و معجزه حضرت عیسی(ع) شفاء مرضی و أحیاء أموات بود، به مناسبت اینکه دکترهای زمان او در فنّ معالجه به درجة عالی رسیده بودند، ولی مرضهای مزمن را معالجه نکردند. خدا برای صدق ادّعای او چنین امراض سخت را به دعای او شفا می‌داد و اکمه و ابرص را به ارادة خود خوب می‌کرد. زمان حضرت محمد(ص) مردم در فنّ خطابه و سخن‌پروری و زیباگوئی استاد بودند، خدا برای صدق نبّوت او کتابی به او نازل کرد که از هر کلامی زیباتر و شیرین‌تر و دلنشین‌تر باشد، به طوری که سخنرانان در مقابل آن عاجز باشند.آيه 45
متن آيه:
وَكَتَبْنَا عَلَيهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَينَ بِالْعَينِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَمَنْ لَمْ يحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
ترجمه: و در تورات بر ایشان نوشتیم که جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و بینی در مقابل بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و جراحتها را قصاصی است، پس آنکه قصاص را عفو کند و بگذرد پس آن کفاره‌ای است برای او، و آنانکه حکم نکنند به آنچه خدا نازل نموده پس ایشان خود از ستمگرانند.(45)
نکات: این حکم قصاص که در تورات بوده چون نسخ نشده و در اسلام تصویب شده باید اجرا شود، این آیه شامل قصاص جانی و قصاص اعضائی است بطور عموم اما در سنت شرائطی برای اجرای آن ذکر شده، و همچنین باید محل جنایت و صفاتشان در قصاص ملاحظه شود مثلا چشم راست را به عوض چپ و گوش راست را به عوض چپ نمی‌توان قصاص کرد، دندان کرم‌خورده و سیاه را به عوض صحیح و گوش شنوا را به عوض گوش کر نمی‌توان قصاص کرد، و همچنین در قصاص جراحات نیز شرائطی است مثلا اگر بخواهیم قصاص کنیم احتمال خطر و غرر باشد نمی‌توان قصاص کرد بلکه باید دیه گرفت.آيه 46 الي 48
متن آيه:
وَقَفَّينَا عَلَى آثَارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيمَ مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَينَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ(المائدة/46)