ت بر اهل تقلید. چگونه به چنین آیات استدلال کرده‌اند بر وجوب تقلید و مدرک دیگری هم ذکر نکرده‌اند؟ 
پس مسلم می‌شود که دلیلی برای تقلید نیست. حال خدا کند حسد و تکبّر را کنار گذارند و به سخن ما گوش دهند و بیدار شوند، و به برکت تعلیم و تعلم کتاب خدا و سنّت رسول به توسط احادیث صحیحه به حقائق دین آگاه شوند و خرافات دینی را دور بریزند، و از زیان تقلید دوری جویند. چه نیکو گفته آنکه گفته: 
دم مزن از رأی رأی و اجتهاد
		در بر آیات کفر است و عناد

هان و هان ای رهبران شرع و دین
		هست ما را بس خطر‌ها در کمین 

بس کنید این اختلاف و این نفاق 
		در طریق حق نمائید اتفّاق

خلق را از راه حق آگه کنید 
		نی که از فتوای خود گمره کنید 

شرط اصلاح جهان از این فساد 
		اتّحاد است اتّحاد است اتّحاد

مایة جمعیّت ما جمعه بود
		خصم چون دانست آن را در ربود

حق بگفت ای مؤمنین ارجمند
		چون اذان جمعه صوتش شد بلند


جمله بشتابید از بهر نماز
		بر نماز جمعه رو آرید باز

لیک فتواهای صد عالی جناب
		گشت سدّ بر راه قرآن و کتاب

گفت پیغمبر نماز جمعه بر
		اهل اسلام است فرض و معتبر

هر که او بنمود ترک این صلاة 
		در حیات من و یا بعد از مماة

حق پریشانش کند در روزگار 
		تا أبد ماند ذلیل و خوار و زار

نی پذیرد حق صیامش نی صلاة
		نی بود حجّش قبول و نی زکاة

این پریشانی که اندر جمع ما است 
		زادة نفرین ختم الأنبیاء است 

جمعه در اسلام رکن أعظم است 
		هر چه گویم از مزایایش کم است

جمعه باشد از ضروریّات، پس 
		نیست جایز اندر آن تقلید کس

ای مسلمانان از این خواب گران
		دیده بگشائید و برخیزید هان 

دورة تقلید و فتوی شد تمام 
		بعد از این علم است بهر خاص وعام

سبط پیغمبر ز فتوی کشته شد 
		آری از فتوی به خون آغشته شد 

هست این تقلید چاهی بس عمیق 
		چشم عقلت باز کن باز ای رفیق

گر که آید روز عرض و امتحان
		بانگ واویلا برآرند أمتّان

کای خدا ای ملجأ هر مستمند
		پیشوایان راه ملّت را زدند

مجتهد کز رأی خود آرد دلیل 
		پیش قرآن رأی او باشد علیل

هر که را تقلیدی از ایشان بود 
		دائماً از باد شک و لرزان بود 

الحذر ای مؤمن از تقلید و ظنّ
		نیست این جز پیروی اهرمن

باید از تقلید باشی برحذر
		الحذر ثمّ الحذر ثمّ الحذر

گر تو خواهی باشی از اهل نجات
		ترک کن تقلید رأی بی‌ثبات

خلق چون تقلید و نادانی گزید 
		گشت استعمار را قوّت مزید

ای که اندر بند تقلیدی اسیر
		بند بگسل گوش کن جز پندی پذیر

ما بسی دیدیم قرآن و خبر 
		نیست در تقلید جز لعن و ضرر

جز کتاب و سنّت از خود دور کن 
		هم رسول و آل او مسرور کن

خلق را تقلیدشان بر باد داد
		ای دوصد لعنت بر این تقلید باد

و السلام علی من اتبع الهدی و نعوذ بالله من مضلاّت الفتن و شرور اهل الزمن. (تاریخ 1344)آيه 134 الي 135
متن آيه:
مَنْ كَانَ يرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا(النساء/134) يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَينِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يكُنْ غَنِيا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا(النساء/135)
ترجمه: هر کس پاداش دنیا را بخواهد پس (باید متوجه باشد که) نزدخداست پاداش دنیا وآخرت، و خدا شنوا و بیناست(134) ای مؤمنین همواره بپادارندگان عدالت باشید، برای خدا گواهی دهید، و اگرچه بر ضرر خودتان یا والدین و یا خویشانتان باشد، خواه غنی باشند یا فقیر، پس خدا به آنان سزاوارتر است، پس هوای نفس را پیروی مکنید که از حق عدول کنید، و اگر به پیچانید( ادای شهادت خود را) و یا اعراض کنید پس محققا خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.(135)
نکات: مقصود از جملة: مَنْ كَانَ يرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيا  ... هشداردادن به مجاهدین است که جهادشان برای مملکت‌گیری و غارت و غنیمت نباشد بلکه برای خدا ونشر دین او باشد. و مقصود از جملة: شُهَدَاءَ لِلَّهِ... این است که برای خدا شهادت بدهید و مراعات خویشی و نسب را نکنید، و در شهادت نظر به ثروت و یا فقر طرف نداشته باشید بلکه خدا و أمر او را از هر کس و از هر چیز مهمتر بدانید.آيه 136 الي 138
متن آيه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا(النساء/136) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَمْ يكُنِ اللَّهُ لِيغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيهْدِيهُمْ سَبِيلًا(النساء/137) بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا(النساء/138)
ترجمه: ای مؤمنین ایمان آورید به خدا و پیغمبر او و این کتابی که نازل نموده بر رسول خود و آن کتابی که نازل نموده از پيش، و آنکه به خدا و فرشتگان او و کتابهای او و رسولان او و روز جزاء کافر شود پس به تحقیق گمراه است گمراهی دوری(136) به تحقیق آنانکه ایمان آورده سپس کافر شده سپس ایمان آورده سپس کافر شده سپس کفر خود را زیاد کردند، خدا آمرزندة ایشان نیست و ایشان را به راهی هدایت نمی‌کند(137) منافقین را مژده ده به اینکه برای ایشان عذابی است دردناک.(138)
نکات: أمر به مؤمنین به ایمان تحصیل حاصل است و محال، و لذا در آیة: يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا...
چندین وجه گفته‌اند: بعضی گفته اند مقصود از این خطاب اهل کتاب است که ایمان به کتاب و رسول خود داشته‌اند، خدا فرموده به این کتاب و به این رسول نیز ایمان آورید، و بعضی گفته مخاطب منافقین بوده که به زبان ایمان داشتند خدا فرموده بدل ایمان آورید، و بعضی گفته مخاطب مسلمین بوده، یعنی در ایمان ثابت‌قدم باشید، و بعضی وجوه دیگر گفته‌اند. ولی ظاهر این است که خطاب به مؤمنین واقعی باشد و مقصود بیان این است که به چه چیز واجب است ایمان داشته باشند، فرموده به خدا و رسول و به هر کتابی که نازل شده این قرآن و آن کتب سابقه. اگر کسی بگوید اصول دین ایمانی است و در این آیه اصول دین را خدا بیان کرده و اصول دین منحصر به همین‌هاست، سخن او صحیح می‌باشد. اگر کسی بگوید در أمر به ایمان رسول را مقدم بر کتاب داشته ولی در کفر کتب را مقدم بر رسولان داشته و نکتة آن چیست؟ جواب گوییم؛ برای اینکه طالب هدایت تحقیق می‌کند اگر کتاب پیغمبری را صحیح دانست از صحت کتاب و مطالب آن پی می‌برد به صدق نبوت او، و از صدق نبوت او ایمان می‌آورد به خدای او، ولی در طرف کفر چنین نیست اول کفر به خدا می‌آورد سپس کفر به کتاب و سپس کفر به رسول. و جملة: لَمْ يكُنِ اللَّهُ لِيغْفِرَ لَهُمْ... دلالت دارد بر اینکه هر کس کفر و ایمانش دمدمی باشد ی