ُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا(النساء/59)
ترجمه: به تحقیق خدا شما را أمر می‌کند که امانات را به أهل آن برسانید، و چون بین مردم حکم کردید به عدالت حکم نمائید، محققا خدا شما را خوب پند می‌دهد، بدرستی که خدا شنوا و بیناست(58) ای مؤمنین خدا را اطاعت کنید و رسول و صاحبان فرمان از خود را اطاعت کنید، پس اگر در چیزی نزاع کردید آن را برگردانید به خدا و رسول اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و نیکوتر است از جهت عاقبت.(59)
نکات: کلمة: الْأَمَانَاتِ  جمع است و شامل أمانت خالق ومخلوق هر دو می‌شود: أما أمانات خالق همان أوامر و نواهی و احکام کتاب آسمانی اوست که باید به آنها عمل شود، و همچنین أمانت إلهی أعضا و جوارحی است که خدا داده که باید هر یک را برخلاف آنچه او مقرر کرده صرف نکند، با زبان غیبت و دروغ و نمامی و فحش و تهمت و افتراء نیاورد، وبا چشم نظر به محرمات ننماید و همچنین با سایر قوا و جوارح، که قوا و حواس خود را بیهوده مصرف نکند و درک و شعور و عقل خود را که هر یک امانتی از أمانات إلهی است صرف دنیاپرستی ننماید. و أمانات مخلوق، آن است كه ودائع و اسرار و امانات مردم را حفظ کند، و هر أمانتی را به صاحبش برساند، و عیب مردم را فاش نکند، و اگر انسانی از أمراء است با رعیت خود به عدل رفتار کند، و اگر دانشمند است مردم را به تعصبات باطله وعقاید فاسده و خرافی ترغیب نکند، وحقایق را بیان وکتمان نماید، و زن حفظ غیاب همسر خود کند، و مرد حقوق پدری را در حق اولاد و سرپرستی و تربیت را در حق عیال مراعات نماید. و أما أمانات هر کسی نسبت به خودش آن است که برای خودش آنچه در دنیا و آخرت نافع تر است انتخاب کند و به جان خود خیانت نکند. و أما حکام حکومت را پس از خودشان به اهلش واگذارکنند، و سایر مردم در انتخاب حاکم رعایت اهلیت را نمایند وحکام نیز دیات و حدود إلهی را که اجرای آنها بر عهدة زمامدار و امام است اجرا کنند. و جملة:وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَينَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ اشاره به وظائف قضات است و ممکن است به وظائف دیگر حکام و امراء و عدالتشان نسبت به رعیت نیز اشاره باشد، و مراد از کلمة ناس عموم مردمند چه مسلمان و چه کافر. و این أمور انحصار به رسول و یا امام معینی نیست. بنابراین هر أمیری که اجرای عدالت نماید و حدود و دیات را طبق حکم خدا جاری سازد و بیت‌المال را به اهلش برساند، حاکم شرعی است، و اطاعت او بر همه لازم است، پس وظایف حاکم عمل به کتاب خدا وسنت رسول است چنانکه حضرت علی(ع) نیز راجع به وظایف حاکم در خطبة 103 همین مطلب را ذکر فرموده قال(ع): "إنه لیس علی الامام إلا ما حمل من أمر ربه: الابلاغ فی الموعظه، و الاجتهاد فی النصیحه، والاحیاء للسنه، و إقامه الحدود علی مستحقیها، و اصدار السهمان علی أهلها". یعنی به تحقیق نیست بر امام مگر به آنچه پروردگارش به او أمر کرده (و آن پنج چیز است: ) رسانیدن موعظه، و کوشش‌نمودن در پند و اندرزدادن، و زنده‌کردن سنت رسول(ص)، و اجرای حدود بر مستحقین آن، و سهام بیت‌المال را به اهل آن برساند.
در آیة: ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ... )	
أمر شده به اطاعت خدا و اطاعت رسول... أما اطاعت خدا اطاعت از أوامر کتاب او قرآن است، و أما اطاعت رسول، اطاعت از سنت و روش اوست، نکتة دیگر اینکه اطاعت خدا و رسول واجب است بدلیل أمر در این آیه و آیات دیگر، و أمر برای وجوب است، واطاعت رسول اطاعت دارد در قول و رفتار وتقریر او بدلیل آیة 31 سورة آل عمران که فرموده: 
(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي) (آل عمران: 31)
و در سورة اعراف آیة 158 فرموده: 
(فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِي الْأُمِّي الَّذِي يؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ) (اعراف: 158)
و جملة: و ابتعوه اطلاق دارد که بايد پیروی رسول کرد در گفتار و کردار و رفتار، و این أمر، حقیقت در وجوب است.
نکتة دیگر اختلاف کرده‌اند در أولواالأمر، که اولواالأمر کیانند. عده‌ای گفته‌اند هر سلطانی است که طبق قرآن فرمان دهد و اطاعت او واجب است. عدة دیگر گفته اولوالأمر که جمع است عبارتست از علمائی که استنباط احکام خدا می‌کنند از کتاب خدا و سنت رسول(ص). عده‌ای دیگر گفته‌اند اولوالأمر فرمانداران کشوری و لشکری است که از طرف رسول خدا(ص) اعزام می‌شدند، برای مجاهدین و سایر طبقات مردم اطاعت ایشان لازم و واجب بود. عدة دیگر گفته‌اند مقصود دوازده امام امامیه می‌باشد. وهر قولی برای خود دلیلهایی از کتاب خدا ویا احادیث رسول و یا قرائن دیگر آورده‌اند. ولی چون در این موضوعات تقلید رواه نیست، ما باید به دقت آیات قرآن را ملاحظه کنیم اگر از خود قرآن مسئله حل شد که چه بهتر، واگر حل نشد بپردازیم به دلیلهای دیگران.
پس می‌گوییم حق‌تعالی در آیة قبل از این آیه فرموده: امانت را، یعنی حکومت را نیز به اهلش رد کنید، و به حکام نیز فرموده حکم به عدالت کنید، در این آیه به همین مناسبت می‌فرماید از أولوالأمر اطاعت کنید و اولوالأمر جمع است یعنی صاحبان فرمان، باید دید آن وقت که این آیه نازل شده مؤمنین مخاطبین مأمور به اطاعت أولوالأمر بودند یا خیر؟ و اگر بودند اولوالأمر ایشان که بود. قرائنی که در این آیه و آیات دیگر موجود است می‌رساند که اولوالأمر در زمان رسول خدا(ص) بوده و فرمانداران لشکری و کشوری اولوالأمر بودند که از طرف رسول خدا(ص) اعزام شده بودند، به دلائل بسیاری: 
اولا: خطاب آیه که باید مؤمنین زمان رسول خدا(ص) را شامل گردد و در شمول ایشان حق تقدم دارند، و اگر مشمول چنین خطابی نباشند خطاب به ایشان، لغو است.
ثانیا: خطاب منکم، مؤمنین و اولوالأمر زمان رسول بودند یا غیر ایشان؟ باید گفت قطعا در درجة اول همانها بودند، بنابراین آنان مأمور بودند که از اولوالأمری که از خودشان بوده، اطاعت کنند، و چنین اولوالامری نمی‌توان سلاطین پس از رسول و یا علماء و یا أئمة آیندة غیرموجود در حال خطاب باشند به دلیل خطاب منکم که اولوالأمر از خود حاضرین بوده است. به هر حال باید در زمان نزول آیه وخطاب، اولوالامری باشد آن هم از خود مؤمنین موجودین، و چنین اولوالامری همان سران لشکر و یا حکام مأمورین از طرف رسول خدا(ص) می‌باشند.
ثالثا: مخاطب به جملة: فان تنازعتم ... باید در درجة اول مؤمنین و اولوالأمرزمان رسول خدا(ص) باشند، یعنی اولوالأمر نیز داخل افراد فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ می‌باشند، بدلیل:فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ ، و اگر داخل فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ نبودند باید گفته شود: فردوه إلی الله و الرسول و اولی الأمر، که اولوالامر را مرجع تنازع قرار دهد، و چون مرجع قرار نداده معلوم می‌شود امام معصوم نیست، بلکه از افراد متنازعین است، و اگر امام معصوم باشد، نباید کسی با او نزاع کند، همانطوریکه رسول خدا(ص) مرجع در تنازع اس