ای امت خود پیرو و ارادتمند نداشت و تمام اصحابش بی‌دین بودند؟ آیا این باورکردنی است که بگوئیم اصحاب رسول یعنی حامیان قرآن و کسانی که اسلام را در عربستان و ایران و مصر و روم نشر دادند همه کافر بودند، ولی چند آخوند قائل بتحریف (که مخالف قرآنند و سعی می‌کنند آن را از حجّت بودن بیندازند) مسلمانند!؟ 
رابعاً: این آیه ردیف آیات قبل و بعد است که خدا به اهل کتاب اعلان خطر داده و طرف شده و ایشان را کافر خوانده، در آیة بعد به پیغمبر می‌گوید به یهود و نصاری بگو: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ و در آخر می‌فرماید: فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ. یعنی: «بگو ای اهل کتاب بر چیزی نیستند تا موقعی که تورات و انجیل را اقامه کنید ... برای قوم کفار غصّه‌ای نخور.» در این آیه صراحتا یهود ونصاری را کافر خوانده نه اصحاب رسول را، آنها را با الف ولام کافر خوانده همانطور که در آیه يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ... با الف و لام کافر خوانده، و الْكَافِرِينَ با الف و لام اشاره به همان کافرین معهود است، و مقصود از ناس و قوم کافرین یهود و نصاری است که این سوره برای مبارزه با ایشان و اعلام خطر به ایشان نازل شده و در آیات قبل نیز صحبت از یهود و نصاری است، همانطور که در آیه 66 می‌گوید: «اگر آنها تورات و انجیل و کتاب‌های آسمانی که به آنها نازل شده اقامه کنند...» در وقتی که این سوره نازل شد رسول خدا(ص) نه از اهل حجاز وحشت داشت، نه از اصحاب خود زیرا اسلام تمام حجاز را فرا گرفته بود و اصحاب آنحضرت تمام برای اسلام و نشر آن جانفشانی می‌کردند و رسول خدا(ص) جز از امپراطوری کفار که دارای قدرت و سطوت بودند ترسی نداشت مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ که در این آیات خدا فرمود: آن را برسان، همان آیات رّد بر یهود و نصاری بوده که در این سوره (مائده) نازل شده به قرینة آیات قبل و بعد. 
خامساً: کسی که می‌گوید مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ راجع به ابلاغ آیاتی است که مربوط به خلافت علی(ع) نازل شده بوده و خدا در اینجا می‌فرماید آن آیات را برسان و رسول خدا(ص) آنها را رسانید، آن آیات را بما نشان بدهد، این آیات کدام است، در کجای قرآن است؟ در کجای سورة مائده است؟ ما که چنین آیه‌ای در قرآن ندیدیم، اگر کسی دیده بما نشان بدهد تا ما هم بدانیم و امام صادق(ع) هم که می‌گوید نام علی(ع) در قرآن نبوده نیز بداند و از اشتباه درآید. چون چنین آیه‌ای در قرآن نیست، پس بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ هم راجع به آن نیست. 
سادساً: جمله ما أنزل إلیک در قرآن مکرر آمده از آنجمله در اول سوره بقره 
يؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيكَ (بقره: 4)
چگونه هیچکدام آنها مربوط به خلافت نبوده و فقط این جمله مربوط به خلافت است!؟ از کجای ما أنزل معلوم می‌شود راجع به خلافت چیزی نازل شده؟ آن کسی که روی تعصبات جاهلانه می‌خواهد بزور نام علی را در آیه داخل کند، ناچار است قرآن را تحریف کند و آن را محرّف بخواند و با قرآن بازی کند و خدا را قادر بر حفظ قرآن نداند، چنین کسی معلوم می‌شود خدا را نشناخته و به کتاب او ایمان ندارد و بیهوده برای علی سینه می‌زند. یقینا علی(ع) که به قرآن ایمان داشت، از او و از خیانتی که بقرآن می‌کند بیزار است، علی(ع) بیزار است از آنکه بنام او قرآن را تخریب و تحریف کند و بگوید آیه: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ...» ربطی به آیات قبل و بعد خود ندارد، و حق تعالی آن را مربوط بهم نیاورده و نعوذ بالله نامربوط گفته، و با این حرف خود قرآن را را از تناسب آیات بیندازد وفصاحت آن را منکر شود. 
سابعاً: دلیل بر رسالت و نبوت محمد(ص) همین قرآن و فصاحت و بلاغت و تناسب آیات آن است. اگر کسی قرآن را از تناسب و فصاحت بیندازد، اصل اسلام بی‌دلیل می‌ماند، پس آنکه نام علی(ع) را روی تعصب جاهلانه می‌خواهد وارد آیه کند و قرآن را از فصاحت و بلاغت و تناسب می‌اندازد، دوست اسلام نیست، یا دوست نادان است، و علی(ع) احتیاجی به چنین دوستانی ندارد. وقتی که خود آنحضرت زنده بود چنین دوستان نادانی او را در مقابل معاویه و طلحه و زبیر یاری نکردند. حال که علی(ع) از دنیا رفته و خلافت و زعامتی باقی نمانده و کفار سال‌ها بر ممالک اسلامی چیره‌ شده‌اند، لازم نیست که ما قرآن و اسلام را از اعتبار بیندازیم برای خلافت که امروز موضوعی ندارد. 
روایت هشتم: مجلسی روایت کرده (جلد 92 بحار جدید صفحة 48) که راوی گفت: خدمت امام صادق(ع) بودم، آن امام قرآن خود را باز کرد، در آن قرآن آیة 43 سوره الرحمن چنین بود: 
" هذه جهنم التی کنتما بها تکذبان فاصلیا فیها لاتموتان و لاتحییان " یعنی: الأولین!
«این دوزخی است که شما آن را تکذیب می‌کردید، پس در آیید در آن نه می‌میرند و نه زنده می‌مانید ای دو خلیفه»!
حال باید ملاحظه کنید در این آیه و روایت، آیا خدا اشتباه کرده (نعوذ بالله) چون قبل از این آیه خطاب به گروه جن و انس کرده و فرموده: "یا معشر الجن و الإنس" در صورتیکه باید گفته باشد یا أیها الشیخان که با ذیل آن جور بیاید، یا امام صادق(ع) عربی نمی‌دانسته و از صدر آیه (یا معشر الجن و الإنس) خبر نداشته؟! یا راوی خواسته قرآن را مسخره کند و به بازی بگیرد، یا آن کسانی که این روایات را در کتب خود آورده‌اند دشمن اسلام بوده‌اند، یا دو خلیفه آنقدر مهم بوده‌اند که خدا در عوض جنّ و انس به ایشان خطاب نموده است. به اضافه این سوره مکی است و در آن زمان شیخان خلیفتان نبوده‌اند تا آیه نازل شود. 
روایت نهم: مجلسی در صفحه 50 جلد 92 بحار روایت کرده است که امام صادق(ع) به ابن سنان فرمود: یابن سنان إن سورة الاحزاب فضحت نساء قریش من العرب و کانت أطول من سورة البقرة ولکن نقصوها وحرفوها. یعنی: «ای پسر سنان سوره احزاب زنان قریش را رسوا کرد و این سوره از سوره بقره طولانی‌تر بوده ولیکن آن را کم و تحریف کردند.»
 از راویان چنین روایت می‌پرسیم: خدا چه دشمنی با زنان قریش داشته که احدی از مردان را رسوا نکرده و خود از اینکار نهی کرده ولی زنان را رسواکرده؟ به اضافه زنان ممالک دیگر که بدتر از زنان عرب بوده‌اند رسوا نکرده و زورش به زنان عرب (آنهم قریش) رسیده؟ به اضافه خلفا و اصحاب رسول بد کردند (که همه مرتّد شدند جز سه نفر طبق خبر جعالین و کذابین) چرا که زنان قریش باید رسوا شوند؟ به اضافه چه کس قرآن را برای خاطر رسوائی زنان قریش کم و تحریف نموده؟ چگونه احدی از این قضایا خبر نداشته جز ابن سنان؟ شما ملاحظه کنید با چنین روایات و اخبار آحاد که کذب از سر و روی آن می‌بارد، اینان به جنگ قرآن آمده و می‌خواهند نقص قرآن را با چنین اخباری ثابت کنند و قدرت خدا را که فرموده إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ  منکر شوند. 
روایت دهم: کافی از امام باقر(ع) روایت کرده که به سعد الخیر نوشت: و کان من نبذهم الکتاب أن أقاموا حروفه و حرفوا حدود‌ه فهم یروونه و لایرعونه و الجهال یعجبهم 