سوی پروردگارت راجع است( امر آن و علم آن به او منتهی می‌شود)(44) همانا تو انذارکنندة کسی هستی که بترسد از آن(45) گویا ایشان روزی که آنرا ببینند درنگ نکرده‌اند مگر شامگاه و یا چاشتگاهی.(46)
نکات: کفار سؤالات بیجائی داشتند، از جمله سؤال از وقت وقوع قیامت بوده و رسول خدا(ص) مکرر گویا از خدا بیان می‌خواسته، و لذا خدا در جواب او می‌فرماید دانستن وقوع آن مخصوص من است، تو از یاد آن چه فایده می‌بری یعنی از سؤال آن، ویا تو در چه حالی از تذکر و خوف آن، به هر حال عبارت فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرَاهَا را به چند وجه ممکن است معنی نمائیم. و در جملة: لَمْ يلْبَثُوا... مکان لبث ذکر نشده که در دنیا لبث نکرده‌اند مگر شامگاهی و یا در عالم برزخ ممکن است بگوئیم مقصود عالم دنیا است یعنی اوضاع قیامت را که می‌بینند دنیا و لبث دنیا در نظرشان کوچک می‌شود، و ممکن است بگوئیم عالم برزخ مراد است یعنی چون از دنیا رفتند به حالت کم‌هوشی بوده‌اند که متوجه نشده‌اند عالم برزخ چه مدتی طول کشیده و خیال می‌کنند یک شب و یا یک روز بوده است و این معنی دوم مطابق آیة بعث عزیر پیغمبر وجواب او و هم موافق بعضی آیات دیگر است و همچنین موافق جواب اصحاب کهف است به خودشان. و این به نظر صحیح‌تر است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1782.txt">آيه 11-1 (عبس)</a><a class="text" href="w:text:1783.txt">آیه 16-12 (عبس)</a><a class="text" href="w:text:1784.txt">آيه 23-17 (عبس)</a><a class="text" href="w:text:1785.txt">آیه 32-24 (عبس)</a><a class="text" href="w:text:1786.txt">آيه 42-33 (عبس)</a></body></html>سورة عبس مکی و دارای 42 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 11
متن آیه:
عَبَسَ وَتَوَلَّى(عبس/1) أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَى(عبس/2) وَمَا يدْرِيكَ لَعَلَّهُ يزَّكَّى(عبس/3) أَوْ يذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرَى(عبس/4) أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى(عبس/5) فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى(عبس/6) وَمَا عَلَيكَ أَلَّا يزَّكَّى(عبس/7) وَأَمَّا مَنْ جَاءَكَ يسْعَى(عبس/8) وَهُوَ يخْشَى(عبس/9) فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى(عبس/10) كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ(عبس/11)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات والصفات رحمن رحیم. روترش کرد و رخ برتافت(1) که نابینا نزدش آمد(2) و چه می‌دانی شاید او پاکی را طالب است(3) یا پند گیرد که پند و تذکر او را نافع گردد(4) اما کسیکه خود را بی‌نیاز از پند و قرآن تو دانسته(5) پس تو به او می‌پردازی(6) با آنکه بر تو باکی نیست که او پاکی نپذیرد(7) و آنکه نزدت آمده در طلب حق می‌کوشد(8) در حالیکه او از خدا می‌ترسید(9) پس تو از او غافل می‌شوی و به دیگری سرگرمی(10) نه چنین است حقا که این آیات تذکری است.(11)
نکات: در این آیات عتابی لطیف نسبت به رسول خدا(ص) شده زیرا نفرموده: عبستَ بطور خطاب، بلکه فرموده عَبَسَ و نسبت عبوس به مغایب داده شده و کم‌کم عتاب را متوجه مخاطب نموده است که چرا از کوری روگردانیدی و به آنکه طالب هدایت نیست پرداختی. نزول آیه در وقتی است که رسول خدا(ص) با جمعی از اشراف قریش سخن می‌گفت و دعوت به اسلام می‌کرد و انذار می‌نمود، ناگهان عبدالله ابن أم مکتوم که نابینا بود وارد شد و متوجه کسانیکه حضور رسولند نشد و عرض کرد: یا رسول الله علمني مما علمك، رسول خدا(ص) ساکت شد و او تکرار کرد، رسول خدا(ص) عبوس کرد و او را خوش نیامد که سخن او را قطع کرد و نخواست آن کافران بگویند اتباع محمد عده‌ای از نابینایان و سفله‌اند، و لذا حق‌تعالی برای تأدیب رسول خدا این آیات را نازل نمود. و جملة وَمَا يدْرِيكَ لَعَلَّهُ يزَّكَّى دلالت دارد که رسول خدا(ص) علم و اطلاع به احوال مردم نداشته و همه چیز را نمی‌دانسته است. و این عبدالله بن ام مکتوم در عین کوری مؤذن پیامبر(ص) نیز بود و با اخلاص و ایمانی که داشت پیامبر(ص) نتوانست او را شفاء دهد و چشمان نابینای او بینا نشد، و همچنین علی(ع) برادرش عقیل نابینا از دنیا رفت و آن حضرت نتوانست برادرش را شفاء دهد، معلوم می‌شود انبیاء و اولیاء قادر به همه چیز نیستند و شفاء و معجزه بدست ایشان نیست و ایشان در امور تکوین قدرتی ندارند، ولذا در دعاها می‌خوانیم یا من لا یشفي المرضی إلا هو. بهرحال عتاب پروردگار به رسول خود در این سوره و سوره‌های دیگر موجب افتخار و مزید بر اعتبار رسول خدا(ص) و تأدیب او خواهد بود و در قرآن از این عتابها زیاد است مانند « لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ»، و «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ». فوائد این عتابها زیاد است: 
1- اینکه خدا رسول خود را در تحت نظر گرفته و او را به خود واگذار نکرده و این دلیل بر لطف اوست زیرا «مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هَادِيَ لَهُ»، و رسول خدا(ص) عرض می‌کرد: اللهم لا تکلنی إلی نفسی طرفة عین أبدا. و قال علی(ع): إن أبغض الخلائق عند الله رجل وکله الله إلی نفسه.
2- باعث توجه و مراقبت رسول است از خودش تا بشدت از خود مواظبت کند و حسابش را از دیگران جدا بداند.
3- باعث می‌شود که در حق رسول خدا(ص) مردم غلو نکنند، زیرا کسیکه مورد عتابست آزاد نیست و صفات إلهی ندارد.
4- در تربیت مسلمین تأثیر دارد زیرا وقتی رسول خدا(ص) برای کاری مورد عتاب باشد دیگران حساب خود را بکنند.
5- نشان‌دادن موارد عتاب تا معلوم شود مرتکب گناه کبیره نشده است.
6- عتابها دلیل است که قرآن از محمد(ص) نیست بلکه سخن خدای اوست و لذا بسیاری از عقلا بواسطة همین عتابها فهمیده‌اند که قرآن کلام خداست و ایمان آورده‌اند.آیه 12 الی 16
متن آیه:
فَمَنْ شَاءَ ذَكَرَهُ(عبس/12) فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ(عبس/13) مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ(عبس/14) بِأَيدِي سَفَرَةٍ(عبس/15) كِرَامٍ بَرَرَةٍ(عبس/16)
ترجمه: پس هر که خواهد آنرا یاد گیرد(12) آن قرآن در نامه‌ها و نوشته‌هائی است گرامی(13) که رفیع‌الشأن و پاکیزه (از دروغ و باطل است)(14) که بدست کاتبان وحی و سفیران است(15) که بزرگواران و نیکوکارانند.(16)
نکات: این آیات راجع به عظمت قرآن است پس از آنکه در جملة: كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ به رسول خود فهمانید که دیگر چنین نکند، یعنی از فقراء و پاکدلان طالب حق رونگرداند برای خاطر چند نفر توانگر نادان حق‌ناشناس مغرور جاه‌طلب پست آلودة ناپاک، و اضافه کرده که قرآن تذکر همان روحیات و فطریات انسانست، که انسان بواسطة غفلت از آن غافل شده وخدا او را یادآوری می‌کند هر کس خواست متذکر شود و هر کس نخواست نشود، و مقصود از صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ و مُطَهَّرَةٍ و سَفَرَةٍ و كِرَامٍ بَرَرَةٍ  همان نویسندگان و کاتبان رسول خدا(ص) و اصحاب او هستند که آن مطالب پاکیزه را در آن صحیفه‌ها می‌نوشتند و این تجلیل بسیار ارجمندی است از ایشان. ولی بسیاری از مفسرین گفته‌اند: مقصود از این صفات فرشتگانند که این آیات را در صحائف نور می‌نوشتند. ولی به نظر ما کلام مفسرین صحیح نباشد زیرا اولا مخاطبین قرآن و قاریان آن، کیفیت صحائف نور و فرشتگان را درک نمی‌کنند و برای ایشان فایده‌ای ندارد، اما اگر مقصود نویسندگان اصحاب باشد ترغیب و تحریص از 