کنند(25) آگاه باش متنبه نمی‌شوند تا جان به گلو برسد(26) و گفته شود کیست بردارندة او و یا شفا دهندة او(27) و بداند که هنگام جدائی است(28) و این ساق پا با آن ساق به‌پیچد(29) فقط بسوی پروردگارت است در آنروز وقت راندن.(30)
نکات: إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ، لغت نظر چون متعدی به إلی شود به معنی رؤیت نیست بلکه به معنی توجه است(*)چنانکه خداوند در آیه 77 آل عمران فرموده: (... وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ ...) که مقصود توجه لطف است نه رؤیت چنانکه در آیة198 سورة أعراف فرموده: ( ...وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ )، و نظر به معنی؛ انتظار نیز آمده مانند: «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ...» و« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ ...». و جملة مَنْ رَاقٍ اگر رَاقٍ از مادة رقیة باشد معنی چنین می‌شود کیست که رقیه و شفادهنده‌ای بیاورد، و اگر از مادة رقی و ارتقا باشد یعنی کیست بردارندة او، مأمورین عذاب و یا مأمورین ثواب و یا مشیعین از مردم.
------------------
*) رؤیت و یا دیدار پروردگار متعال در روز قیامت از دایره ایمان به غیب است. دایره ای که خداوند متعال شرط اول تقوی معرفی نموده: «الم(1) ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ(2) الَّذِينَ يؤْمِنُونَ بِالْغَيبِ...»، و قطر این دایره تنها از راه نصوص ثابت قرآن کریم و سخنان گهربار پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم تعیین می شود. و در این میدان عقل را هیچ قدرت و توانی نیست، چرا که این مسأله خارج از محدوده درک عقل و حواس انسانی است.
و چون دلایل ثبوت دیدن مؤمنان پروردگارشان را در بهشتهای برین بسیار روشن و واضح بوده و به مرات و کرات در احادیث صحیحه آمده در امت اسلامی این قضیه همیشه جزء مسلمات و بدیهیات مورد اتفاق بوده است، و کسی از صحابه و یا علماء پس از ایشان آنرا انکار نکرده است. تنها در زمان به قدرت رسیدن بدعتگزاران و فلسفه بافان روی این قضیه ثابت چون بسیاری از بدیهیات دیگر علامت استفهام گذاشته شد، و این بود که فرقه های بدعتگرای جهمیه و معتزله و خوارج و امامیه انکار کردند که مؤمنان در روز قیامت پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد!!.
ومتأسفانه استاد برقعی در این موضوع دقت ننموده و بر اساس آنچه از عقائدی که از پیش در ذهن ایشان رسوب کرده بود، مسأله رؤیت پروردگار را رد کرده اند. و به گمان ما اگر ایشان با روح حق جویی و حقیقت طلبی ای که در نوشته هایشان ملاحظه می کنیم فرصتی می یافت و از این قضیه سرسری نمی گذشت و آنرا با دقت مطالعه می نمود بدون شک به حقیقت بوسه می زد. در هر حال از پروردگار یکتا می خواهیم که از اشتباهات همه ما در گذرد. و در اینجا لازم می بینیم بصورت بسیار مختصری بدور از فلسفه بافی مسأله را برای خواننده محترم روشن سازیم، و اگر باز هم خواننده محترم خواستند در این مورد پژوهش بیشتری داشته باشند در کتابهای عقیده اهل توحید شرح و بسط بیشتری خواهند یافت.
همه دانشمندان امت از صدر اسلام تا بحال ـ بجز آن گروه ناچیز که به آنها اشاره رفت ـ بر این نقطه اتفاق دارند که مؤمنان در روز قیامت پروردگارشان را می بینند، و این بشارتی است که آیه 22 و23 سوره قیامت صراحتا برای آنها به ارمغان آورده: «وُجُوهٌ يوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ(22) إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ(23)» ـ در آن روز چهره هائی شاداب و شادانند * به پروردگار خود می نگرند ـ و همچنین از امیر مؤمنان علی بن ابیطالب، و خادم پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم انس بن مالک ثابت است که در آیه/26 سوره یونس؛ « لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيادَةٌ...» ـ کسانی که کارهای نیکو می کنند، منزلت نیکو از آن ایشان است وافزون دارند ـ گفته اند که: « الْحُسْنَى» یعنی؛ بهشت، و«زِيادَةٌ» یعنی؛ نگاه کردن به پروردگار یکتا. و پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم و یاران ایشان و آنان که پس از ایشان آمده اند این آیه را اینچنین تفسیر کرده اند.
اما احادیثی که دیدار مؤمنان پروردگارشان را ثابت نموده بحدی زیاد است که هیچ کسی توان انکار آنها را ندارد. از بیش از 30 صحابه این احادیث روایت شده است. از آن جمله است حدیث صحیحی که ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند که حضرت صهیب رضی الله عنه روایت کرده اند که: " پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم آیه «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيادَةٌ...» را خواندند، سپس فرمودند: آنگاه که بهشتیان وارد بهشت می شوند، و دوزخیان به دوزخ می روند. شخصی صدا می زند: ای بهشتان، شما را بر پروردگارتان وعده ایست و او می خواهد آنچه به شما وعده نموده را ادا کند. می گویند: آن چیست! آیا پروردگارمان میزانهایمان را سنگینی نکرد، و صورتهایمان را نورانی نساخت، و ما را داخل بهشت ننمود و از جهنم نجات نداد؟ اینجاست که حجاب برداشته می شود، و مؤمنان به پروردگارشان نگاه می کنند. و این نعمت دیدار پرودگار در پیششان از همه آنچه بدانها داده شده بود عزیزتر و برتر خواهد بود. و اینست «زِيادَةٌ» در آیه".
و از روایتهای بسیاری ثابت شده که بسیاری از صحابه از جمله: ابوبکر صدیق، و حذیفه، و ابو موسی الاشعری، و ابن عباس رضی الله عنهم « زِيادَةٌ» را به "دیدار پروردگار" ترجمه کرده اند.
و در احادیث بسیاری آمده که مؤمنان از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم پرسیدند که آیا پروردگارمان را در روز قیامت خواهیم دید. ایشان در جواب فرمودند که: آری، پروردگارتان را با وضوح و روشنی تمام خواهید دید آنچنانکه دیدن ماه شب چهارده در آسمان روشن وصاف برایتان واضح است آنچنان روشن و واضح پروردگارتان را خواهید دید. و این احادیث را با روایات بسیاری در کتابهای صحاح ومسانید وسنن می یابید.
اما جهمیه و معتزله و خوارج و امامیه که رؤیت پروردگارشان را انکار کرده اند، آیات صریحه قرآن وگفته های روشن پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را کنار نهاده بر خر لنگ عقل سوار شده اند که به چاه اشتباه افتاده اند!
اینان می گویند که وقتی موسی علیه السلام از پروردگارشان خواستند که او را از شرف دیدار خود با سعادت کنند خداوند فرمودند: «لَنْ تَرَانِي» ـ هرگز مرا نمی بینی ـ الأعراف/143، دیگر اینکه خداوند می فرمایند: " لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ " ـ چشمها او را در نمی یابند ـ  که با دقت در این دو آیه می بینیم که هر دو آیه خود شواهدی گویا هستند بر اثبات رؤیت نه انکار آن!
مثلا در آیه «لَنْ تَرَانِي» می توان گفت: 
1.	موسی با پروردگارش مستقیما سخن می گفت و از همه بهتر او را می شناخت، آیا امکان داشت که او از خداوند چیزی را درخواست کند که برایش جایز نیست؟!
2.	خداوند خواسته ی موسی را مورد مؤاخذه قرار نداد! اگر خواسته ی موسی ناجایز و اشتباه می بود خداوند آنرا رد می کرد آنچنان که با نوح علیه السلام کرد، وقتی نوح علیه السلام از خداوند خواست که فرزند نابابش را نجات دهد خداوند فرمودند: "إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ" 