اره‌های شب تاریک بر شما مشتبه کرد بر شما باد به قرآن، هر کس آنرا امام و پیشوای خود قرار دهد، قرآن او را به بهشت می‌برد و قرآن راهنمائی است برای بهترین راه». و در ص 19 همان جلد و در وسائل الشیعه باب اول قرائة القرآن روایت کرده‌اند از رسول خدا(ص) که فرموده: «القرآن غنی لا غنی دونه و لا فقر بعده و نجاة لمن تبعه». یعنی: «قرآن سبب بی‌نیازی است و پس از قرآن هیچ احتیاجی به چیزی نیست و برای پیروان خود نجاتست». و در ص 12 همان جلد رسول خدا(ص) فرموده: «من أعطاه الله القرآن فرآی أن أحدا أعطي شیئا أفضل مما أعطي فقد صغر عظیما و عظم صغیرا». و در ص 14 همان جلد روایت کرده از رسول خدا(ص) که فرمود: «من طلب الهدی من غیر القرآن أضله الله». یعنی: «هر کس هدایت را در غیر قرآن طلب کند خدا او را به گمراهی خودش واگذارد».
و أمّا علیّ بن ابیطالب(ع) که کلمات او در فصل سابق ذکر شد، و در خطبة 83 وخطبة 159 و سایر خطب قرآن را هم امام و هم حجّت و کافی دانسته و همچنین در خطبة 86 فرموده: «فألقی ذلکم المعذرة، و اتخذ علیکم الحجة». یعنی: «پس خدا با قرآن جای عذر برای شما تمام کرد» و در خطبة 161 فرموده: «أرسله بحجة کافیة». یعنی: خداوند رسول خود را با حجّت کافیه که قرآن است فرستاد، و در خطبة 90 فرموده: «تمت بنبینا محمد(ص) حجته»، و در جلد 92 بحار ص 26 در خطبة خود فرمود: «فجعل فی اتّباعه کل خیر یرجی، شرع فیه الدین إعذارا أمر نفسه و حجة علی خلقه». یعنی: «خدا در پیروی قرآن هر خیری که امید باشد قرار داد، و در قرآن دین را تشریع کرد برای آنکه عذر را تمام و حجّت را بر خلق برساند».
و أما حضرت زهرا(ع) در خطبة خود که در ج 92 بحار ص 13 ذکر شده فرمود: «کتاب الله بینة بصائرها و آي منکشفة سرائرها و برهان متجلیة ظواهره مدیم للبریة استماعه و قائد إلی الرضوان اتّباعه و مؤدیا إلی النجاة أشیاعه فیه تبیان حجج الله المنیرة و جمله الکافیة». یعنی: «کتاب خدا روشن است دلائل آن، و آیاتی است که رازهای آن آشکار است و برهانی است که ظواهر آن هویدا است، مردم باید همواره آنرا استماع کنند، و پیروی از آن بسوی خوشنودی خدا می‌کشاند و پیروانش را به نجات می‌رساند، در آن است بیان حجت‌های نورانی و جملات کفایت کننده». 
و أما امام باقر و صادق و سایر أئمه(ع)؛ وسائل الشیعه در باب اول از ابواب قرائة القرآن از امام باقر(ع) روایت کرده که فرمود: روز قیامت قرآن به نیکوتر صورتی در محکمة عدل إلهی می‌آید و عرض می‌کند پروردگارا «منهم من ضیعنی و استخف بحقی و کذبنی و أنا حجتک علی خلقک». یعنی: خدایا بعضی از این مردم مرا ضایع گذاشته و بحقّ من استخفاف کردند و مرا تکذیب کردند و حال آنکه من حجّت تو بر بندگانت بودم.
در همان باب روایت کرده از امام صادق(ع) که فرموده: «یدعی ابن آدم للحساب فیتقدم القرآن أمامه فی أحسن صورة فیقول: یا رب أنا القرآن و هذا عبدک المؤمن قدکان یتعب نفسه بتلاوتی». یعنی روز قیامت دعوت می‌شود فرزند آدم برای حساب، پس قرآن جلو او می‌آید در بهترین صورتی، سپس می‌گوید پروردگارا منم قرآن و این بندة مؤمن تو است که خود را بواسطة تلاوت من برنج افکنده.
و در باب سوم روایت کرده از امام صادق(ع) که فرمود: « فعلیکم بالقرآن من جعله أمامه قاده إلی الجنة». یعنی: بر شما باد بقرآن، هرکس او را امام خود قرار دهد، قرآن او را به سوی بهشت سوق می‌دهد.
و ج 92 بحار ص 14 روایت کرده از امام رضا(ع) که: «ذکر الرضا(ع) یوما القرآن، فعظم الحجة فیه و الآیة المعجزة فی نظمه فقال: هو حبل الله المتین و عروته الوثقی و طریقته المثلی المودی إلی الجنة و المنجی من النار لایخلق من الأزمنة لأنه لم یجعل لزمان دون زمان بل جعل دلیل البرهان و الحجة علی کل إنسان». یعنی: روزی امام رضا(ع) یاد قرآن نمود و حجّت در آن و نشانة اعجازیکه درنظم آنست بزرگ شمرد و فرمود: قرآن ریسمانی است متین، و دست‌آویز محکم بسوی خدا است و بهترین راه. او است که بسوی بهشت می‌برد و از آتش دوزخ نجات می‌دهد، به گذشت زمانها کهنه نشود زیرا قرآن برای این زمان و آن زمان نیامده، بلکه قرآن برای هر انسانی دلیل و برهان و حجّت قرار داده شده.آيه 222 الي 223
متن آيه:
وَيسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ(البقرة/222) نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
ترجمه: و از تو از حیض سؤال می‌کنند، بگو آن آزاری است، پس در وقت حیض از زنان کناره‌گیری کنید و به ایشان نزدیکی نکنید تا پاک شوند، که چون تطهیر کردند نزدیک ایشان بیائید از آنجا که خدا امرتان کرده زیرا خدا دوست می‌دارد توبه‌کنندگان و دوست می‌دارد تطهیرکنندگان را(222) زنان شما کشتزار شمایند پس کشتزار خود را بیائید هر وقت که خواسته باشید، و به نفع خود پیش فرستید(اعمال صالحه اندوخته و ذخیره نمائید) و از خدا بترسید و بدانید که او را ملاقات خواهید کرد، و مژده بده مؤمنین را.(223) 
نکات:(الْمَحِيضِ) اسم زمان و مکان و مصدر نیز می‌باشد، دراین آیه کلمة محیض تکرار شده، اگر اول را مصدر و دوم را اسم زمان بگیریم مناسب‌تر خواهد بود، پس معنی(فَاعْتَزِلُوا) این می‌شود که از مکان حیض یعنی فرج و یا زمان حیض کناره‌گیری کنید، نه از معاشرت. بنابراین بوسه و لمس با سایر اعضای زن در ایام حیض اشکالی ندارد برخلاف قوانین یهود و کفار دیگر که در ایام حیض بکلی از معاشرت زن دوری می‌کنند. و جملة:(فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ)، اشاره به این است که زنان محل زراعت و تخم‌افشانی و شخم‌زار شما و اولاد به منزلة محصول آن است، پس با قبل او که محل بذر است نزدیکی کنید نه با دُبر او. و کلمة (أَذًى) دلالت دارد که خون حیض خون فاسد بدبوئی است و زن را آزار می‌دهد و بدرنگ نیز می‌باشد، و اینها نشانة خون حیض و امتیاز آن است از خون بکارت و خون استحاضه. و از سنت رسول(ص) استفاده می‌شود که أقل‌مدت حیض سه روز و أکثر آن ده روز است. و جملة (يطْهُرْنَ) را بسیاری از قراء به تخفیف خوانده‌اند که معنی چنین می‌شود: به زنان نزدیک نشوید تا پاک شوند یعنی خون حیض قطع شود، چه غسل کرده باشد و چه غسل نکرده باشد. و أما اگر به تشدید طبق بعضی از قراء دیگر قرائت شود معنی چنین است؛ تا تطهیر کنند یعنی غسل نمایند. بنابراین قرائت، نزدیکی با ایشان جائز نیست تا غسل نمایند. أما چون قرائت به تخفیف أولی می‌باشد معنی همان است که در تخفیف گفته شد، زیرا قرائت به تشدید برخلاف أصل وموجب تکرار تطهیر است. و مقصود از تطهیر، تطهیر فرج فقط نیست زیرا تطهیر مطلق است ومقید نشده بعضوی از اعضا، پس شامل تمام بدن می‌شود که همان غسل 