صص: من الآية54)، چون اهل کتابی که ایمان نیاورده بودند این آیات را شنیدند گفتند: ای مسلمین کسی که به کتاب ما و شما ایمان آورد دو اجر دارد و کسی که فقط به کتاب ما ایمان آورد یک اجر دارد پس ما با سایر مسلمین فرقی نداریم، خدا این آیات را نازل فرمود که هر کس ایمان به قرآن آورد از اهل کتاب، دو اجر دارد با زیادی مغفرت و نور، یعنی اگر ایمان نیاورد مغفرت و نور ندارد. و کلبی گفته؛ این آیات در مکه نازل شده راجع به 24 نفر از مردم یمن که به رسول خدا(ص) وارد شدند در مکه و اینان یهودی و نصرانی نبودند ولی انبیاء سابق را قبول داشتند ابو جهل ایشان را مذمت کرد ایشان گفتند: « وَمَا لَنَا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ...»(المائدة: من الآية84) تا آخر، پس این آیات نازل شد و اجر ایشان مزید بر سایر مؤمنین گردید، مؤلف گوید به نظر ما قول کلبی صحیح می‌آید. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1650.txt">آيه 4-1 (المجادلة)</a><a class="text" href="w:text:1651.txt">آيه 7-5 (المجادلة)</a><a class="text" href="w:text:1652.txt">آيه 10-8 (المجادلة)</a><a class="text" href="w:text:1653.txt">آيه 13-11 (المجادلة)</a><a class="text" href="w:text:1654.txt">آيه 17-14 (المجادلة)</a><a class="text" href="w:text:1655.txt">آيه 21-18 (المجادلة)</a><a class="text" href="w:text:1656.txt">آيه 22 (المجادلة)</a></body></html>آيه 215
متن آيه:
يسْأَلُونَكَ مَاذَا ينْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيرٍ فَلِلْوَالِدَينِ وَالْأَقْرَبِينَ وَالْيتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
ترجمه: از تو سؤال می‌کنند که چه انفاق بکنند، بگو آنچه از خیر انفاق کنید پس برای والدین ونزدیکان و يتيمان و مساکین و غرباء در راه‌مانده تعلق دارد، و هر کار خیری بکنید، باید بدانید که خدا به آن داناست.(215)
نکات: در این آیه سائل سؤال کرده از اینکه چه چیز انفاق کند؟ خدا در جواب فرموده مصرف آن را ملاحظه کنید. یعنی هر چه انفاق کنید کم و یا زیاد بایدبه مصرف آن اهمیت بدهید.سورة مجادله مدنی و دارای 22 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 4
متن آیه:
قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ(المجادلة/1) الَّذِينَ يظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ(المجادلة/2) وَالَّذِينَ يظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ(المجادلة/3) فَمَنْ لَمْ يجِدْ فَصِيامُ شَهْرَينِ مُتَتَابِعَينِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ(المجادلة/4)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. حقا که خدا شنید گفتار آن زنی را که دربارة شوهر خود با تو مجادله می‌کرد و به خدا شکایت می‌برد و خدا گفتگوی شما را می‌شنود محققا خداوند شنوای بیناست(1) کسانی از شما که دربارة زنان خود ظهار می‌کنند آن زنان مادران ایشان نیستند، مادران ایشان نیستند جز آنان که ایشان را زائیده‌اند، حقا که ایشان سخنی ناهنجار و زور می‌گویند و بتحقیق خدا دارای گذشت و آمرزنده است(2) و آنان که دربارة زنانشان ظهار می‌کنند سپس بر می‌گردند برای آنچه گفته‌اند وظیفه آزاد کردن بنده‌ایست پیش از آن که یکدیگر را مس کنند، این احکامی است که پند داده می‌شوید به آن، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است(3) پس هر کس نیابد و واجد نباشد پس بر او روزه گرفتن دو ماه پی در پی است پیش از آنکه یکدیگر را مس کنند، پس هر که نتواند بر او اطعام شصت مسکین است، این حکم برای این است که ایمان خود را به خدا و رسول او اظهار کنید، و این است حدود خدا و برای کافران عذاب دردناکست(4). 
نکات: این آیات دربارة زنی از انصار بنام خولة بنت ثعلبة نازل شده است، زوج او اوس بن صامت است، این زن خوش جسم بود شوهر او او را در حال سجده دید، چون از نماز فارغ شد خواست با او هم آغوش گردد او نگذاشت، زوج او غضب کرد و چون خفت عقل داشت به زن خود گفت «أنت علي کظهر أمي» سپس پشیمان شد، و این ظهاری بود که در جاهلیت طلاق محسوب می‌شد، بعد به زن خود گفت: گمانم این استکه تو بر من حرامی، زن گفت: چنین مگو و آمد نزد رسول خدا(ص)، دید عایشه سر آن حضرت را می‌شوید، پس گفت: یا رسول الله، شوی من اوس بن صامت مرا تزویج کرد در حالی که من جوانی بی‌نیاز دارای مال و عشیره بودم مال مرا خورد و جوانی مرا از بین برد و فرزند بسیار از من آورد و مرا به پیری رسانید و اکنون با من ظهار نموده و پشیمانست، آیا تدبیری هست که جمع ما تفرقه نشود و أنس ما از بین نرود، رسول خدا(ص) فرمود: تو بر او حرامی، عرض کرد: یا رسول الله قسم به خدائی که بر تو کتاب فرستاد صیغة طلاق نخوانده و او پدر فرزندانم و محبوبترین مردم است نزد من؟ رسول خدا(ص) فرمود: بر تو حرام است. و او مکرر مراجعه به رسول خدا می‌نمود، حضرت می‌فرمود: حرام است، نالة زن بلند شد و گفت: به خدا شکایت می‌کنم فقر و فاقه و سختی حال خود را، خدایا بر رسولت چیزی نازل کن، عایشه برخاست که سر رسول خدا(ص) را بشوید، عرض کرد: یا رسول الله به کار من نظری کن، عایشه گفت: سخن را کوتاه کن، آیا نمی‌بینی صورت رسول خدا(ص) تغییر نموده و بر او وحی نازل شده، چون وحی تمام شد، رسول خدا(ص) فرمود: زوج خود را حاضر کن، پس رسول خدا(ص) این آیات را بر او خواند، عایشه گفت: «تبارک الذی وسع سمعه الأصوات!»، چون رسول خدا(ص) این آیات را تلاوت کرد فرمود می‌توانی بنده‌ای آزاد کنی، عرض کرد: بنده گران است، تمام مال من از بین می‌رود، مال من کم است، فرمود: می‌توانی دو ماه پی در پی روزه بگیری، عرض کرد: اگر من روزی سه مرتبه چیزی نخورم چشمم بی‌نور می‌شود و می‌ترسم کور شوم، فرمود: می‌توانی شصت مسکین طعام دهی، گفت: نمی‌توانم مگر اینکه شما مرا یاری کنی، رسول خدا(ص) پانزده صاع جو و یا خرما به او داد و فرمود: من دعا می‌کنم خدایت برکت دهد، او گرفت و به شصت مسکین اطعام نمود و فراق ایشان مبدل به وصال گشت. و در بعضی از روایاتست که چون او پانزده صاع را گرفت، عرض کرد: یا رسول الله من از آن مساکینی که باید اطعام کنم خود فقیرترم، رسول خدا(ص) خندید و فرمود: برو استغفار کن، و این کلام دلالت دارد که در صورت عجز استغفار کافی است. و این اولین ظهاری بوده که در اسلام شده و در زمان جاهلیت أشد طلاق بوده است. و برای ظهار شرائطی است که در کتب فقه ذکر شده است. به کتاب جامع المنقول و یا أحکام الق