ة)</a><a class="text" href="w:text:1629.txt">آيه 24-12 (الواقعة)</a><a class="text" href="w:text:1630.txt">آيه 40-25 (الواقعة)</a><a class="text" href="w:text:1631.txt">آيه 56-41 (الواقعة)</a><a class="text" href="w:text:1632.txt">آيه 62-57 (الواقعة)</a><a class="text" href="w:text:1633.txt">آيه 74-63 (الواقعة)</a><a class="text" href="w:text:1634.txt">آيه 82-75 (الواقعة)</a><a class="text" href="w:text:1635.txt">آيه 96-83 (الواقعة)</a></body></html>سورة واقعه مکی و دارای 96 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 11
متن آیه:
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ(الواقعة/1) لَيسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ(الواقعة/2) خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ(الواقعة/3) إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا(الواقعة/4) وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا(الواقعة/5) فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا(الواقعة/6) وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً(الواقعة/7) فَأَصْحَابُ الْمَيمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيمَنَةِ(الواقعة/8) وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ(الواقعة/9) وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ(الواقعة/10) أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ(الواقعة/11)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. وقتی که واقع شدنی واقع شود(1) نیست برای وقوع آن جای دروغی(2) پست‌کننده و بالا برنده است(3) وقتی است که زمین بلرزد لرزش هول انگیزی(4) و کوهها متلاشی گردد متلاشی عجیبی(5) پس گردی پراکنده گردد(6) و شما سه نوع باشید(7) یاران با میمنت چه یاران با میمنتی(8) و یاران شوم چه یاران شومی(9) و پیش آهنگان که پیشی گرفته‌اند(10) آنانند مقربین(11). 
نکات: إِذَا در جملة: إِذَا وَقَعَتِ.... مبتدا و خبر آن إِذَا در جملة إِذَا رُجَّتِ... می‌باشد. و خدا در این آیات نامی از قیامت نبرده، بلکه عجائب واقعات آن را ذکر کرده برای تهویل. و مقصود از صفات خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ، این است که گروه مؤمنین را بالا می‌برد و گروه منکرین را پائین می‌آورد. و مقصود از الْمَيمَنَةِ که از مادة یمین دست راست باشد، این است که دارای سعادت و میمنت می‌باشند بعکس أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ که اهل شوم و گرفتار و بدبختند. و مقصود از السَّابِقُونَ کسانیند که در ایمان و اعمال خیر از دیگران سبقت گرفته‌اند. آیه 12 الی 24
متن آیه:
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ(الواقعة/12) ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ(الواقعة/13) وَقَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ(الواقعة/14) عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ(الواقعة/15) مُتَّكِئِينَ عَلَيهَا مُتَقَابِلِينَ(الواقعة/16) يطُوفُ عَلَيهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ(الواقعة/17) بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ(الواقعة/18) لَا يصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا ينْزِفُونَ(الواقعة/19) وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يتَخَيرُونَ(الواقعة/20) وَلَحْمِ طَيرٍ مِمَّا يشْتَهُونَ(الواقعة/21) وَحُورٌ عِينٌ(الواقعة/22) كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ(الواقعة/23) جَزَاءً بِمَا كَانُوا يعْمَلُونَ(الواقعة/24)
ترجمه: در باغ‌های پر نعمت(12) آنان گروهی از اولین(13) و اندکی از آخرین(14) بر کرسی‌های عالی مرصع بافته شدة از زر و جواهرات(15) روبروی هم تکیه زده‌اند(16) و پسرهای همیشه جوان بر گرد ایشان می‌گردند(17) با کوزه‌های بلورین و ابریق‌های زرین و جامی از شراب معین(18) از آنها سر درد نکشند و عقل را نبازند(19) با میوه‌ها هر چه انتخاب کنند(20) و با گوشت پرنده از آنچه میل دارند(21) و گرد ایشان بگردند حوران سفید رویان سیاه چشمان(22) مانند مروارید مکنون(23) بپاداش آن اعمالی که انجام می‌دادند(24). 
نکات: نعیم آن باغی را گویند که نعمت آن تمام نشود و دوام داشته باشد. و مقصود از وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ پسران و جوانانی است که پیر نشوند و همواره جوان باشند. و ينْزِفُونَ را به کسر زاء قرائت کرده‌اند و آن بمعنی لا تفنون نیز آمده یعنی؛ تمام نمی‌کنند. و شراب یعنی شراب صاف زلالی که مستی نیاورد. و اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ آن مرواریدی را گویند دست مالی نشده و بسیار خوشرنگ و دلربا باشد. آيه 212 الي 213
متن آيه:
زُينَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَيسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ وَاللَّهُ يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ(البقرة/212) كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَينَاتُ بَغْيا بَينَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(البقرة/213)
ترجمه: زندگی دنیا برای کفار زینت داده شده و مؤمنین را مسخره می‌کنند، و آنانکه پرهیزکارند در روز قیامت از ایشان برترند و خدا هر کس را بخواهد بدون حساب روزی می‌دهد(212) مردم یک أمت بودند، پس خدا پیمبران را برای انذار و تبشیر (ترسانیدن و بشارت‌دادن) فرستاد، و با ایشان کتابی به حق نازل نمود تا اینکه آن کتاب بین مردم در آنچه اختلاف دارند حکم نماید. و اختلاف در آن کتاب نکردند مگر آنانکه کتاب به ایشان داده شده بود، پس از آنکه دلیلهای روشن بر ایشان آمد، برای ستم بین خودشان، پس خدا به إذن خویش مؤمنین را به طرف حقی که در آن اختلاف داشتند، هدایت کرد، و خدا هر کس را بخواهد به راه راست هدایت می‌کند.(213)
نکات: جملة:(كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً) دلالت دارد که ابتدا مردم در راه خداپرستی طبق فطرت و عقولشان، متحد بودند. سپس بواسطة حسد و کینه و حرص و طمع به دنیا، اختلافاتی بین ایشان پیدا شد، و روی اغراض عده‌ای بدنبال باطل رفتند، همچنانکه در سورة یونس آیة 19 نیز فرموده: «مَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ».
و پس از ایجاد اختلاف، خدایتعالی برای دعوت به اتحاد وتوحید و رفع اختلافشان برجوع به کتاب آسمانی، پیغمبران زیادی بینشان مبعوث کرد. أما اینکه گفتیم ابتدا مردم وحدت داشتند، برای اینکه أمور فطری از قبیل دلالت نظم واحد بر ناظم و خالق واحد وأثر بر مؤثر، ذاتی است، و هر بشری می‌داند که احسان خوب است ودورغ و ظلم و تعدی بد است، پس این أمور ذاتی است، و ذاتی مقدم بر عرضی است، یعنی میل به باطل بواسطة حسد و بخل و جاه‌طلبی عارضی است، "وما بالذات مقدم علی ما بالعرض" و أما نقلا ؛ از آیات قرآن همین معنی ظاهر می‌شود، چنانکه در آیة 19 سورة یونس که در بالا ذکر شد جملة: "فاختلفوا" را با "فاء" آورده، یعنی پس از وحدت، خودشان باختلاف پرداختند، و در این آیة سورة بقره فروده خدا پیغمبران را برای رفع اختلاف فرستاد. و نهج‌البلاغه خطبة 1 نیز همین معنی آمده، در فصل چهارم آن خطبه فرموده: " لما بدل أکثر خلقه عهد الله إلیهم فجهلوا حقه، واتخذوا الأنداد معه، واحتالتهم الشیاطین عن معرفته، واقتطعتهم عن عبادته، 