اءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ(القمر/3) وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ(القمر/4) حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ(القمر/5)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. ساعت قیامت نزدیک شد و ماه بشکافت(1) و اگر آیه و معجزه‌ای ببینند اعراض می‌کنند و می‌گویند جادوئی است کامل(2) و تکذیب کردند و هوس‌های خویش را پیروی کردند و هر کاری را قراری است(3) و بتحقیق از اخبار آنقدر برای ایشان آمد که مایة تنبه و انزجار در آنست(4) حکمتی است رسا پس چه نفعی دادند (و یا بی‌نیاز نکردند) ترسانندگان(5). 
نکات: جملة: اقْتَرَبَتِ و جملة وَانْشَقَّ.... هر دو ماضی است چون مستقبل محقق الوقوع را متکلم بصورت ماضی می‌آورد برای بیان حتمیت و قطعی بودن آن. بنابراین چون وقوع قیامت آمدنی است باید انشقاق قمر نیز مانند آن آمدنی باشد، پس وقوع هر دو در آینده و نفخ صور است. و ممکن است جملة وَانْشَقَّ ماضی حقیقی باشد که انشقاق قمر طبق اخبار کثیرة مشهوره در زمان رسول خدا(ص) قبل از هجرت در مکه انجام یافته باشد، و آیه‌ای که از آن اعراض می‌کرده و سحرش خوانده‌اند همین شق القمر باشد چنانکه از عبدالله بن مسعود و از عده‌ای دیگر از اصحاب رسول خدا(ص) نقل شده که کفار مکه از آن حضرت معجزه‌ای خواستند، فرمود: چه می‌خواهید؟ گفتند: سحر در آسمان اثر نمی‌کند اگر راست می‌گوئی ماه را برای ما دو نصف کن و آن شبی که این درخواست را کردند شب چهاردهم و ماه ماه بدر بود، پس رسول خدا(ص) دعا کرد و ماه به دو نصف گردید. و جملة فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ ممکن است ما در آن نافیه باشد و ممکن است ما استفهامیه، و ما در ترجمه بمعنی استفهام گرفتیم. و بدان که از بسیاری از آیات قرآن استفاده می‌شود که محمد(ص) معجزه‌ای جز قرآن ادعا نکرده است که شق القمر از آنها باشد. ولی بعقیدة ما معجزات دیگری نیز داشته است. آیه 6 الی 8
متن آیه:
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يوْمَ يدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيءٍ نُكُرٍ(القمر/6) خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ(القمر/7) مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يوْمٌ عَسِرٌ(القمر/8)
ترجمه: پس از ایشان اعراض کن و رو برگردان، روزی که خواننده می‌خواند به سوی چیزی ناخوش(6) در حالی که چشمهایشان ذلیل و خاشع است، از قبرها بیرون آیند گویا ایشانند ملخ‌های پراکنده(7) شتابانند به سوی خواننده، کافران می‌گویند این روزی است سخت(8). 
نکات: در جملة فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يوْمَ يدْعُ الدَّاعِ، سه احتمال داده‌اند: 
اول: اینکه اعراض کن از شفاعت ایشان در آن روز. 
دوم: اعراض کن از ایشان که ایشان را عذاب خواهد آمد روزی که چنان است. 
سوم: اعراض کن از ایشان که روز قیامت صفتشان چنین و چنان است. که جواب امر در این دو صورت حذف شده است. آیه 9 الی 16
متن آیه:
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ(القمر/9) فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ(القمر/10) فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ(القمر/11) وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ(القمر/12) وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ(القمر/13) تَجْرِي بِأَعْينِنَا جَزَاءً لِمَنْ كَانَ كُفِرَ(القمر/14) وَلَقَدْ تَرَكْنَاهَا آيةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ(القمر/15) فَكَيفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ(القمر/16)
ترجمه: پیش از ایشان قوم نوح تکذیب کردند پس بندة ما را دروغگو خواندند و گفتند دیوانه‌ای است زجر کشیده(9) پس او پروردگارش را خواند که من مغلوبم یاری کن(10) پس درهای آسمان را به آبی که تند می‌ریخت گشودیم(11) و چشمه‌های زمین را شکافتیم پس آبها به هم پیوست برای امری که مقدر شده بود(12) و او را بر کشتی دارای تخته‌ها و میخ‌ها حمل نمودیم(13) که بمراقبت ما جاری و جزائی برای کافران بود(14) و آن را آیتی (برای قدرت) گذاشتیم پس آیا پندپذیری هست(15) پس چگونه بوده عذاب من و انذار من(16). 
نکات: حق‌تعالی زجرها و توهین‌ها و تکذیب‌هائی که نسبت به انبیاء شده برای محمد(ص) تذکر می‌دهد تا او بداند مقام رسالت مقامی است که صاحبش باید متحمل باشد و دل قوی دارد، و حق‌گویان دیگر نیز بدانند که به کسی بی‌زحمت اجر ندهند و از احوال پیامبران إلهی عبرت گیرند و مردم دیگر نیز بیدار شوند و به سخن مردم گوش ندهند. آيه 210 الي 211
متن آيه:
هَلْ ينْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يأْتِيهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِي الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ(البقرة/210) سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَينَاهُمْ مِنْ آيةٍ بَينَةٍ وَمَنْ يبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(البقرة/211)
ترجمه: آیا انتظار می‌مانند (و اسلام نمی‌آورند) مگر اینکه خدا بر ملائکه در سایه‌های ابر بیاید و کار بگذرد، و بسوی خداست برگشت أمور(210) از بنی‌اسرائیل بپرس که چقدر از آیات برای ایشان آمد و هر کس نعمت خدا را پس از آنکه برای او آمده تبدیل دهد محققا خدا شدیدالعقاب است.(211)
نکات: 
در جملة:هَلْ ينْظُرُونَ ... روی سخن با یهود است، یعنی این یهود که به حضرت موسی(ع) ایمان نمی‌آورند ومی‌گفتند خدا را در میان ابرها با ملائکه برای ما بیاور، آیا در مقابل پیغمبر اسلام نیز چنین انتظاری دارند، اگر چنین انتظاری داشته باشند کار ایشان باید از کار بگذرد به آمدن عذاب، از آیات قبل و بعد پیداست که روی سخن با یهود است و إلّا خدا که رفت و آمد آن هم در میان ابرها، و یا بگوئیم مقصود از آمدن خدا، آمدن عذاب و أمر خداست چنانکه در سورة نحل آیة 33 فرموده: 
(هَلْ ينْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يأْتِي أَمْرُ رَبِّكَ)(نحل: 33)
و همچنین در آیة 26 سورة نحل فرموده: (قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيهِمُ السَّقْفُ) (نحل: 26)
و همانطور که به روشنی معلوم است آمدن خدا در این آیه و مانند این آیه، آمدن أمر و عذاب خداست، همین طور است در آیة ما نحن فیه. و مقصود از جملة: «وَمَنْ يبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ» تبدیل نعمت قرآن است که خدا وعدة شدت عقاب داده است.آیه 17 الی 22
متن آیه:
وَلَقَدْ يسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ(القمر/17) كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ(القمر/18) إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ(القمر/19) تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ(القمر/20) فَكَيفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ(القمر/21) وَلَقَدْ يسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ(القمر/22)
ترجمه: و بتح