لی 98
متن آیه:
قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِينِّي مَا يوعَدُونَ(المؤمنون/93) رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ(المؤمنون/94) وَإِنَّا عَلَى أَنْ نُرِيكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ(المؤمنون/95) ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ السَّيئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يصِفُونَ(المؤمنون/96) وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّياطِينِ(المؤمنون/97) وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يحْضُرُونِ(المؤمنون/98)
ترجمه: بگو پروردگارا اگر بنمایانی مرا آنچه وعده داده می‌شوند(93) پروردگارا پس مرا در زمرة مردمان ستمگر قرار مده(94) و محققا ما بر نمایاندن به تو آنچه ایشان را وعده می‌دهیم توانائیم(95) بدی را دفع کن به آنچه نیکوتر است، ما داناتریم به آنچه وصف می‌کنند(96) و بگو پروردگارا به تو پناه می‌برم از وسوسه‌های شیاطین(97) و پناه می‌برم به تو پروردگارا از اینکه بنزدم حاضر شوند(98). 
نکات: جملة: «ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ السَّيئَةَ»، دلالت دارد که رسول خدا(ص) باید بدی‌ها و اذیت‌ و جهل مردم را به صفات نیکو و بطور بهتری از خود دفع کند یعنی جهل ایشان را به حلم و اذیت ایشان را به عفو، و بدگوئی ایشان را به سکوت. «وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يحْضُرُونِ»، دلالت دارد که شیاطین در هر حال به اغوا و گول زدن و وسوسه‌ کردن انسان مشغولند و انسان باید در هر حال به خدا پناه برد. اما حضور شیاطین در سه موقع زیاد اهمیت دارد: 
یکی وقت نماز، و دیگر وقت قرائت قرآن، و دیگر وقت حضور مرگ و قبض روح. 
و در این سه موقع مخصوصا امر وارد شده به استعاذه. و رسول خدا(ص) از دفع شیاطین عاجز است و باید به خدا پناه برد، طبق امر خدا در آیات فوق. آیه 99 الی 100
متن آیه:
حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ(المؤمنون/99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ(المؤمنون/100)
ترجمه: تا وقتی که یکی از ایشان را مرگ بیاید، گوید پروردگارا مرا برگردانید(99) شاید من عمل شایسته کنم در آنچه واگذاردم، نه چنین است این کلمه کلمه‌ایست که او گویندة آنست و از جلو ایشان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند(100). 
نکات: «حَتَّى إِذَا جَاءَ» متعلق است به فعل يصِفُونَ، یعنی همواره به بدگوئی اشتغال دارند تا هنگام رسیدن مرگ. و مقصود از فِيمَا تَرَكْتُ، ماء موصوله عام است آنچه را ترک کردم از مال و عبادات. و جملة: «هُوَ قَائِلُهَا»، جملة اسمیه آمده برای دوام یعنی مدام می‌گوید و از آن ساکت نمی‌شود برای مستولی شدن حسرت بر او و برزخ حائلی است بین دو حیات دنیا و آخرت. آیه 101 الی 105
متن آیه:
فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَينَهُمْ يوْمَئِذٍ وَلَا يتَسَاءَلُونَ(المؤمنون/101) فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(المؤمنون/102) وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ(المؤمنون/103) تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ(المؤمنون/104) أَلَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلَى عَلَيكُمْ فَكُنْتُمْ بِهَا تُكَذِّبُونَ(المؤمنون/105)
ترجمه: پس چون در صور دمیده شود در آن روز نسب‌ها در میان ایشان نباشد و از یکدیگر نپرسند(101) پس هر کس میزان‌های او سنگین شد پس همانان رستگارند(102) و آنان که سبک شود میزان‌هایشان پس همانند که دربارة خودشان زیان کرده و در دوزخ جاودانند(103) آتش صورتهایشان را می‌خورد و ایشان در دوزخ زشت‌رو و ترش‌رویانند(104) (به ایشان گفته شود) آیا آیات من بر شما تلاوت نمی‌شد پس شما به آنها تکذیب می‌کردید(105). 
نکات: مقصود از: «فَلَا أَنْسَابَ....» سلب نسبت حقیقتا نیست بلکه سلب منافع نسبت است زیرا در قیامت هیچ کس به فکر دیگری نیست «يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ* وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ»! و از وحشت و اضطراب و ترس به یکدیگر نپردازند و از حال یکدیگر نپرسند. و مقصود از وَلَا يتَسَاءَلُونَ همین است. و کلمة مَوَازِينُهُ جمع مضاف است و معلوم می‌شود هر کس چندین میزان دارد، و ممکن است یک میزان برای سنجش عقائدش باشد، میزان دیگر برای اخلاق او، میزان دیگر برای اعمالش. و از «فَلَا أَنْسَابَ بَينَهُمْ»، عدم امتیاز بین سيد و غیر سید نیز استفاده می‌شود، که در قیامت فقط اعمال حسنه بکار آید. آیه 106 الی 111
متن آیه:
قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَينَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ(المؤمنون/106) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ(المؤمنون/107) قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ(المؤمنون/108) إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبَادِي يقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيرُ الرَّاحِمِينَ(المؤمنون/109) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ(المؤمنون/110) إِنِّي جَزَيتُهُمُ الْيوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ(المؤمنون/111)
ترجمه: گویند: پروردگارا بدبختی بر ما غالب شد و ما گروهی گمراه بودیم(106) پروردگارا ما را از دوزخ بیرون آر پس اگر عود کردیم محققا ستمگریم(107) گوید دور شوید در آن و با من سخن مگوئید(108) زیرا گروهی از بندگان من بودند که می‌گفتند: پروردگارا ایمان آوردیم، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و توئی بهترین رحم‌کنندگان (109) پس شما ایشان را باستهزاء گرفتید تا ذکر مرا از یاد شما بردند و عادت شما این بود که به آنان خنده می‌کردید(110) بدرستی که من امروز ایشان را جزاء دادم بسبب آنچه صبر کردند براستی که ایشانند بهره‌برندگان(111). 
نکات: نسبت نسیان در جملة: أَنْسَوْكُمْ به مؤمنین باعتبار این است که تمسخر ایشان به مؤمنین باعث نسیان و غفلت آنان از یاد خدا شده، پس باید مسلمان مواظب باشد به اهل توحید تمسخر نکند که یکی از گناهان بزرگ است، و چنانکه در این آیه ذکر شده موجب قطع رحمت گردد، بطوری که خدا به او گوید: اخْسَئُوا و این کمله خطاب به سگ باشد و به فارسی چخ می‌باشد و این کلمه برای کمال تحقیر باشد. آیه 112 الی 115
متن آیه:
قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ(المؤمنون/112) قَالُوا لَبِثْنَا يوْمًا أَوْ بَعْضَ يوْمٍ فَاسْأَلِ الْعَادِّينَ(المؤمنون/113) قَالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَوْ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ(المؤمنون/114) أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَينَا لَا تُرْجَعُونَ(المؤمنون/115)
ترجمه: گوید: چه مقدار در زمین مکث کردید بشمارة سال‌ها(112) گویند: درنگ کردیم یک روز و یا بعضی از روز، از عدد شماران بپرس(113) گوید: درنگ نکردید مگر اندکی اگر شما دانا بودید(114) پس آیا گمان کردید که ما شما را بیهوده خلق کردیم و شما 