ت گمراه‌تر از آنکه غیر خدا را می‌خواند کسی را که اجابت او نمی‌کند تا روز قیامت و آنان از دعا و خواندن ایشان غافلند(5) و چون مردم محشور شوند دشمنان ایشان گردند و به عبادت ایشان کافر باشند(6). 
نکات: این آیات راجع به خواندن و صدا زدن غیر خدا می‌باشد. دُونِ اللَّهِ را بمعنی غیرخدا گرفته‌اند و اگر دُونِ را بمعنی؛ پست‌تر بگیریم باز همان معنی را می‌دهد. و مقصود از دُونِ اللَّهِ اولیاء و عقلائی است که مردم به آنان ارادت دارند بدلیل من موصوله و ضمیر «هم» و جمع «غَافِلُونَ» که تمام اینها بر مدعوین عقلا اطلاق می‌شود نه بر بت جامد، باضافه جملة:كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً و جملة: وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ دلالت دارد که مقصود از مدعوین اولیاء و عقلاء می‌باشند که روز قیامت دشمنان خوانندگان خود و به عبادت ایشان انکار می‌ورزند و از ایشان تبری می‌جویند و می‌توان گفت مشرکین که بت را می‌خواندند آن را تمثال و مظهر یکی از بزرگان و اولیاء خدا می‌دانستند و در حقیقت همان بزرگ بشری و اولیاء خدا را می‌خواندند، که در این آیه آنان را گمراه‌ترین مردم خوانده است. و از جملة: بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ استفاده می‌شود در عبادت و دعا که قسمتی از عبادتست آنان را می‌خواندند نه در احتیاجات روزمره و تعاون عرفی، و لذا اگر کسی به دکتر گوید دوا بده و یا مردی را بخواند که فلان چیز را بده و یا فلان کار را بکن اشکالی ندارد زیرا این خواندن حاضر است در احتیاجات عرفی و تعاون همزیستی، ولی آیه خواندن اولیاء خدا را گمراهی خوانده که فعلا از دنیا رفته و دورند و حاضر و ناظر نیستند و خواندن آنان بر خلاف عقل است، لذا رسول خدا(ص) فرموده: «إنه لا یستغاث بی و إنما یستغاث بالله»، یعنی؛ حقا استغاثه به من روا نیست و همانا به خدا باید استغاثه شود. بعضی از گمراهان می‌گویند: اولیاء خدا زنده هستند؟ در جواب ایشان باید گفت: اولا زنده بودن کافی نیست زیرا هر زنده از همه جا با خبر و همه جا حاضر نیست و صداها را نمی‌شنود و به خواندن کسی مطیع نیست که فوری نزد او حاضر شود. و فقط خداست که سمیع و بصیر است که « إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ». آری شهدای بدر و احد و سایر شهدای زمان آدم تا حال و همچنین مؤمنین حقیقی همه زنده و از اولیاء خدا هستند ولی نمی‌توان گفت: ایشان همه جا حاضر و ناظر و همه چیز عالمند و فقط خداست که به همه چیز محیط است. ثانیا اولیاء خدا همه از این دنیا می‌روند و در برزخ که حایل میان دنیا و اولیاء خداست به سر می‌برند، بنابراین ایشان نیز می‌میرند جائی که تمام انبیاء بمیرند و خدا به رسول خود فرموده «إِنَّكَ مَيِّتٌ» چگونه اولیاء خدا نمی‌میرند؟! بنابراین اگر بفرض هم زنده باشند بزندگی اخروی زنده‌اند، زندگی دنیوی با اخروی با هم فرق دارد. و آیات قرآن صریح است که ایشان از دنیا بی‌اطلاعند. بنابراین ملت ما امروز چنانکه در آیات فوق آمده از هر گمراهی گمراه‌ترند زیرا در عبادت غیر خدا را می‌خوانند. آیه 7 الی 9
متن آیه:
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيهِمْ آياتُنَا بَينَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ(الأحقاف/7) أَمْ يقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَينِي وَبَينَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ(الأحقاف/8) قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يوحَى إِلَي وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ(الأحقاف/9)
ترجمه: و چون آیات روشن ما برایشان تلاوت شود آنان که به حق کافرند زمانی که برای ایشان حق آمده گویند این سحری است آشکار(7) و یا می‌گویند این قرآن را بدروغ به خدا بسته و تزویر کرده، بگو اگر آن را افتراء و تزویر کرده باشم از طرف خدا برای من کاری نتوانید کرد او داناتر است به آنچه در سخن می‌گوئید، او میان من و شما گواه کافی است و او آمرزندة رحیم است(8) بگو من نو در آمدی از پیامبران نیستم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهد شد، جز آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و من جز ترساننده‌ای نیستم(9). 
نکات: مشرکین برای دفاع از شرک خود و إبطال نبوت رسول خدا(ص) شبهاتی داشتند: اول اینکه او ساحر است. دوم اینکه بر خدا افتراء بسته، چون این شبهات اثری نداشت گفتند: اگر پیامبر است چرا معجزه ندارد، و چرا از غیب خبر نمی‌دهد؟ حق‌تعالی می‌فرماید: بگو من نیز مانند سایر انبیاء وظیفه‌ام انذار و بشارت است و یک پیغمبر نو در آمدی که در صفات با انبیاء فرق داشته باشم نیستم، و از دنیای خودم و این که غالب خواهم شد و یا مغلوب و آیا چه بر سرم خواهد آمد و مقدرات من و شما چیست، نمی‌دانم. بهر حال چنین آیاتی در کتاب خدا وجود دارد ولی ملت زمان ما بدتر از مشرکین شده و مدعیند که اولاد این پیغمبر از همه چیز مطلع و علم به ماکان و ما یکون دارند و عاقبت کار خود و مردم را می‌دانند!! مختصر اینکه پیامبر حقیقی را قبول ندارند و پیامبری را قبول دارند که صفات خدائی داشته باشد و با این حال خود را مسلمان می‌دانند. آیه 10 الی 11
متن آیه:
قُلْ أَرَأَيتُمْ إِنْ كَانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَكَفَرْتُمْ بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(الأحقاف/10) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيرًا مَا سَبَقُونَا إِلَيهِ وَإِذْ لَمْ يهْتَدُوا بِهِ فَسَيقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ(الأحقاف/11)
ترجمه: بگو رأی شما چیست اگر این قرآن از نزد خدا باشد و شما به آن کافر باشید و گواهی از بنی اسرائیل شهادت دهد بمانند گفتار من پس او ایمان آورد و شما تکبر ورزید (آیا ظلم نیست) محققا خدا قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند(10) و آنان که کافرند به مؤمنین گفته‌اند اگر این دین خیر بود دیگران بر ما سبقت نمی‌جستند، و چون بدان هدایت نیافته‌اند پس خواهند گفت این دروغی کهن است(11). 
نکات: یکی از موارد ظلم همین است که حقیقتی را بشر انکار کند آن هم تحقیق نکرده، مانند مشرکین مکه. و جملة وَشَهِدَ شَاهِدٌ ... دلالت دارد که عالمی از بنی اسرائیل گواهی بر صدق رسول و صحت قرآن داده، ولی چون این آیات در مکه نازل شده آن وقت هنوز شخص معروفی از اهل کتاب مسلمان نشده بود، و ممکن است شاهد نوعی باشد مانند عبدالله بن سلام که پس از ورود رسول خدا(ص) به مدینه و بحث آن جناب با یهود، آمد خدمت حضرت مسائلی پرسید و جواب صحیح شنید و ایمان آورد، ولی به رسول خدا(ص) عرض کرد اگر یهودیان از اسلام من مطلع شوند بهتان به من می‌زنند، پس قبل از آن که اسلام مرا بدانند از حال و مقام من نزد ایشان بپرس پس چون یهودیان خدمت حضرت آمدند، حضرت فرمود: عبدالله بن سلام چگونه اس