 آتش است برای ایشان در آن، خانة دائمی پاداشی است بمقابل آنچه به آیات ما انکار می‌کرند(28). 
نکات: مقصود از جملة:  فَزَينُوا لَهُمْ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم  ممکن است زینت اعمال باشد چنانکه ظاهرا همین است، و ممکن است زینت دنیا و آخرت باشد که حیله‌گران برای خرافاتیان دنیای مسعود و بهشت موعود می‌سازند. و مقصود از جملة: وَحَقَّ عَلَيهِمُ الْقَوْلُ همان قول عذاب است که فرموده: «لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ....». آیه 29 الی 32
متن آیه:
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا اللَّذَينِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ(فصلت/29) إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ(فصلت/30) نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ(فصلت/31) نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ(فصلت/32)
ترجمه: و کسانی که کافرند بگویند: پروردگارا نشان بده آن دو کسی که از جن و انس ما را گمراه کردند تا آنان را زیر قدم‌های خود نهیم تا پست‌تر شوند(29) محققا آنان که گفتند پروردگار ما خداست سپس استقامت ورزیدند محققا بر ایشان فرشتگان نازل شوند که نترسید و محزون نشوید و بشارت یابید به بهشتی که وعده داده می‌شدید(30) ما در زندگی دنیا و آخرت دوستان شمائیم و در آنجا هر چه بخواهید برای شماست و برای شما در آنجاست آنچه طلب کنید(31) ما حضری است از خدای آمرزندة رحیم(32). 
نکات: الَّذِينَ تثنیه می‌باشد و مراد از آن دو قرینی است که بشر را گول زده: یکی شیطان وسوسه کن و دیگر دوست نادان که باعث غفلت و گمراهی می‌شود. و مقصود از استقامت، استقامت در عقیده و یا در عمل، و چون اطلاق دارد باید استقامت در هر دو باشد و بشارت به بهشت در وقت موت است و یا در وقت حشر از قبور. و تَدَّعُونَ بتشدید دال از مادة دعا می‌باشد از باب افتعال. و نزل به معنی ماحضر و چیزی است هنگام ورود میهمان برای او حاضر می‌کنند تا تناول کند و بیاساید تا به تفصیل پذیرائی شود. آیه 33 الی 35
متن آیه:
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ(فصلت/33) وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَينَكَ وَبَينَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِي حَمِيمٌ(فصلت/34) وَمَا يلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ(فصلت/35)
ترجمه: و کیست که گفتارش نیکوتر باشد از آنکه به سوی خدا بخواند و عمل شایسته کند و گوید که من از مسلمین می‌باشم(33) و نیکی و بدی یکسان نیست به آنچه نیکوتر است بدی را دفع کن که در آن هنگام آن که بین تو و او عداوتست گوئی دوست گرامی است(34) و این خصلت را نیابد جز کسانی که اهل صبرند و آن را نیابد مگر کسی که دارای بهرة بزرگی باشد(35). 
نکات: جملة: وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا .... دلالت دارد که هیچ گفتاری بهتر از دعوت به سوی توحید نیست و هیچ نسبت و شرافتی بهتر از این نیست که انسان بگوید: من مسلمانم. و مقصود از جملة: ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ .... دفع غضب است به حلم، و دفع فحش است به سلام، و دفع سخن لغو است به حکمت، ودفع درشتی است به نرمی، وچون کار مشکلی است خدا فرموده: وَمَا يلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا... آيه 178 الي 179
متن آيه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِي لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ(البقرة/178) وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ(البقرة/179)
ترجمه: ای مؤمنین مقرر شده بر شما قصاص دربارة کشته‌شدگان، آزاد به آزاد، و بنده به بنده، وزن به زن، پس آنکه برایش چیزی گذشت شود از طرف برادر دینی او، باید پیروی عرف و معروف باشد، و أداء دیه به او به خوبی باشد، این تخفیفی از پروردگارتان و رحمتی است، پس آنکه بعد از این تجاوز کند برای او عذابی است دردناک(178) و برای شما در قصاص، زندگی است ای صاحبان عقول تا باشد که پرهیزگار شوید.(179)
نکات: در جملات: الحر بالحر ... فمسرین گفته‌اند که باید بین قاتل و مقتول در قصاص تساوی را رعایت کرد، مثلاً اگر هر دو عاقل و آزاد ومسلمان باشند، باید قاتل قصاص شود، و اگر یکی از آنان عاقل نباشد و یا مسلمان نباشند، حکم قصاص رعایت نمی‌شود، بلکه به دیه منتقل می‌شود، و یا به طریق دیگر. و همچنین در جملة: " وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى" گفته‌اند که زن را مقابل زن و به عوض او قصاص می‌کنند واگر قاتل زنی مرد باشد، دیة زن نصف مرد است، پس آن مرد باید دیه بدهد. و یا اگر خواستند او را بکشند، باید نصف دیة او را به او بدهند، طبق روایات رسیده، اگرچه در قرآن ذکری نشده. ولی می‌توان گفت آنچه از مفهوم آیه خواسته‌اند استفاده کنند آیه در مقام بیان آن نیست، یعنی نمی‌توان گفت؛ مردی زنی را و یا زنی مردی را کشت، قاتل را نکشیم و قصاص ننمائیم، که آیه چنین دلالتی را ندارد. بلکه آنچه را آیه در مقام بیان آن است، این است که بگوییم در قتل، فقط قاتل باید کشته گردد نه کس دیگر، زیرا در زمان جاهلیت گاهی غیر قاتل را نیز می‌کشتند و اگر زنی زن دیگر را می‌کشت گاهی خانوادة مقتول، از طایفة قاتل، غیر از قاتل، افراد دیگری را نیز که بی‌گناه بودند، می‌کشتند، خدا در این آیه با آوردن الف و لام اشاره کرده که همان قاتل را بکشید، چه حر باشد و چه غیر حر، و چه مرد باشد و چه غیر مرد، چنانکه در آیة بعد نیز فرموده(وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَياةٌ)، و بعلاوه در سورة مائده که آخرین سوره و پس از این سوره نازل شده خدا می‌فرماید: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ، و پس از آن خطاب به پیغمبر(ص) فرموده: فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ. و در سورة شوری فرموده: جَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا. و مقصود از جملة فمن عفی ... همین است که اگر اولیای مقتول به دیه راضی شدند، احسانی نموده‌اند.آیه 36 الی 38
متن آیه:
وَإِمَّا ينْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(فصلت/36) وَمِنْ آياتِهِ اللَّيلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِياهُ تَعْبُد