وید: هیچ قولی بدون عمل فایده ندارد و عمل بدون نیّت و قصد فایده‌ای ندارد و نیّت زمانی مفید واقع می‌شود که مطابق با سنّت باشد.(4) از فضیل بن عیاض روایت شده که ‌او این آیه را خواند که می‌فرماید: 
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَکُمْ أَيُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا)
(تا شما را بیازماید که کدام یک بهتر عمل انجام می‌دهید)، سپس گفت: بهترین عمل آن است که خالصانه‌تر و صحیح‌تر باشد، به او گفتند: خالصانه‌تر و صحیح‌تر چیست ای ابو علی؟ گفت: اگر عمل خالصانه برای خدا انجام گیرد، اما درست انجام داده نشود پذیرفته نمی‌شود و اگر درست انجام شود اما مُخلصانه انجام داده نشود مورد قبول واقع نمی‌شود و عمل خالصانه عملی است که برای خداوند انجام گیرد. عمل درست و صحیح آن است که مطابق با سنت انجام شود. 
ریاکاری صورت‌های مختلفی دارد، گاهی با اعمال انجام می‌شود، مثل کسی که نماز می‌خواند و قیام و رکوع و سجده را طولانی می‌کند و جلوی مردم خودش را فروتن نشان می‌دهد. گاهی با سخن و گفتار انجام می‌شود مانند موعظه گفتن برای ریا و حفظ روایت و احادیث به خاطر بحث و مجادله و اظهار علم و دانش و از جمله ریاکاری‌ها تکان دادن لب‌ها در محضر مردم و غافل بودن از آن در خانه و گاهی ریا از طریق لباس انجام می‌شود، مانند لباسهای زبر و کُلفت و گذاشتن اثر سجده بر پیشانی اش و پوشیدن لباس‌های کلفت و بالا زدن و کوتاه کردن آن تا مردم بگویند: عابد و زاهد است و یا پوشیدن لباس مخصوص علماء و گاهی ریاکاری با جمع‌آوری دوستان و دیدار کنندگان انجام می‌شود، مثل کسی که می‌کوشد تا عالم یا عابدی را به دیدارش دعوت کند تا بگویند: فلانی به دیدار فلانی آمده ‌است و کسی که مردم را به دیدارش دعوت می‌کند تا بگویند: اهل خیر نزد او رفت و آمد می‌نمایند و همچنین با داشتن اساتید ریا می‌کند تا بگویند فلانی از اساتید زیادی استفاده کرده ‌است و همچنین ریاکاری اهل دنیا مثل کسی که با تکبّر راه می‌رود و یا اخم می‌کند و یا عبایش را می‌پیچاند و یا ماشین خود را به صورت خاصی حرکت می‌دهد و یا اینکه ریاکاری از جهت جسم نشان داده می‌شود مثل کسی که ‌اظهار لاغری می‌کند تا مردم فکر کنند که ‌او زیاد عبادت می‌کند و ترس و هراس او از خدا زیاد است و دیگر صورت‌هایی که ریاکاران برای ریاکاری انجام می‌دهند و می‌خواهند بوسیله ‌آن در دلهای بندگان برای خود جا باز کنند  .(5)
 خلاصه ‌اینکه مداومت بر انجام کارهای خیر و کثرت ذکر و عبادت خدا و هراس از خداوند و بیم نداشتن از مردم در راه خدا و دوست داشتن بندگان صالح و غیره همه ‌از اعمال نیکو و مطلوب هستند، اما باید همه‌ این کارها فقط برای رضای خدا انجام شوند، چون ریا یعنی عملی صالح که برای غیر از الله‌ انجام داده می‌شود، بنابراین مؤمن باید نیّت خود را فقط برای خدا قرار دهد، نه‌ اینکه‌از ترس ریا عمل صالح را ترک کند، پس باید از خطر مرض ریاکاری پرهیز کرد و فرموده‌ی رسول خدا (ص) را به یاد آورد که می‌فرماید: (هر کسی که به دنبال دانش برود تا بوسیله ‌آن با فقها و علما مجادله کند و یا توجه مردم را بسوی خود بگرداند خداوند او را وارد جهنم می‌نماید)  .(6)
امیر المؤمنین علی رضی الله عنه‌از ریاکاری برحذر داشت و توضیح داد که‌ اعمال زمانی پذیرفته می‌شوند که فقط برای رضامندی خدا انجام بگیرند و مطابق با سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم انجام داده شوند و علی رضی الله عنه در مناسبت‌های مختلفی مردم را به تمسک به سنّت پیامبر (ص) تشویق می‌نمود، او می‌گوید: (به رهنمود پیامبرتان اقتدا کنید، زیرا بهترین رهنمود است و از سنّت او پیروی کنید چون سنّت آن حضرت بهترین سنّت است.(7)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الکبائر ذهبی ص 145، فرائد الکلام ص 338
2) مسند احمده / 428، 429
3) الحاکم 4/329 آلبانی در صحیح الترغیب آن را صحیح دانسته‌است 1/18
4) الشریعة آجری 2/638 اسناد آن ضعیف است.
5) مختصر منهاج القاصدین ص 215-212 الشرک فی القدیم و الحدیث ابوبکر محمد زکریا 1/171، 172
6) مسلم 2/1513
7) البدایة و النّهایة 7/319امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (رض) گفت: « خود پسندی آفت خِردهاست ».(1) 
 خود پسندی یکی از آفتهایی است که ‌اعمال را فاسد و بندگان را هلاک می‌کند و یکی از موانع پیش روی کسانی است که به سوی خدا و در راه خدا گام برمی‌دارند و با اخلاص منافات و تضاد دارد و مانع اظهار ذلّت و نیازمندی در مقابل خدا می‌گردد، بنابراین خود پسندی یعنی رعایت نکردن ادب در مقابل خدا، همانگونه که مانع محاسبه‌ی نفس و باز خواست خویش است و انسان را از شناختن بیماری‌ها و عیوب وجود خود کور می‌کند و با این وجود، کمتر از این آفت خطرناک و مضر و شایع سخن گفته شده ‌است.
 عبدالله بن مبارک می‌گوید: خود پسندی یعنی اینکه در خود چیزی را ببینی که در دیگران نیست. (2) 
ابن تیمیه بین خود پسندی و ریاء فرق گذاشته‌است و می‌گوید: خودپسندی با ریاکاری همراه ‌است، ولی ریاکاری یعنی شریک قرار دادن مخلوق و خودپسندی یعنی شریک قرار دادن نفس ریاکار به این گفته ‌الهی که (إِيَّاکَ نَعْبُدُ) عمل نمی‌کند و خود پسند فرموده‌ی الهی (وإِيَّاکَ نَسْتَعِينُ) را محقق نمی‌کند پس هر کسی به (إِيَّاکَ نَعْبُدُ) عمل کند، از ریاکاری بیرون می‌رود.(3)  
غزالی می‌گوید: بدان که‌افت‌های خود پسندی زیاد است، خود پسندی انسان را به تکبّر وامی‌دارد، بنابراین از خود پسندی، خود بزرگ بینی و تکبر پدید می‌آید و از تکبّر آفت‌های زیادی به وجود می‌آید و خود پسندی سبب می‌شود انسان گناهانش را فراموش کند و عبادت‌هایی را که ‌انجام می‌دهد، بزرگ می‌شمارد و به خاطر انجام آن بر خداوند منّت می‌نهد و فراموش می‌کند که خداوند به او توفیق انجام عبادت را داده ‌است و فرد خود پسند به خود و فکر و نظرش مغرور می‌شود و فریب می‌خورد و از مکر الهی و غذاب خداوندی ایمن می‌شود و گمان می‌کند که نزد خدا مقام و جایگاهی دارد و خودپسندی او را به جایی می‌رساند که خود را می‌ستاید و خود را پاک قرار می‌دهد (4) .
 فراقی می‌گوید: راز حرام بودن خود پسندی این است که خودپسندی بی ادبی است در برابر خداوند، زیرا بنده نباید آنچه را که بوسیله آن خود را به سرور و مولایش نزدیک می‌کند بزرگ بداند، بلکه باید کار و عمل خود را نسبت به عظمت آقا و پروردگارش ناچیز و کوچک بداند و بنابراین خداوند متعال می‌فرماید:(وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ ) (الزمر: 67) یعنی: آنگونه که باید خدا را تعظیم می‌کردند او را تعظیم نکردند، پس هر کسی که در مورد خود و کار و عمل دچار خود پسندی شد به راستی که هلاک شده ‌است و خود را در معرض خشم و ناخوشنودی پروردگارش قرار داده‌ است.(5) 
 می‌توان گفت که سبب خود پسندی دو چیز است: 
الف – ندانستن حق خداوند متعال و نشناختن قدر الهی و اندک بودن دانش و آگاهی از نامها و صفات خداوندی و ضعف پرستش خداوند با ای