 گنبد و بارگاه و مزارها روي آورده‌اند، همّت‌هايشان سست و ضعيف شده و دوران عقب ماندگي و انحطاط و سقوط علمی‌و فرهنگي و جمود فكري مسلمین از آن زمان شروع شد و نور رسالت محمّدي (ص) را كه توانست در چهل سال اوّل از ايران تا مغرب را تابع دين خويش كند، تغيير داده و تحريف كردند.
آري! اين دين را كه سرتاسر فرهنگ و تمدن و پيشرفت بود، به عقب ماندگي، تنبلي و اوهام پرستي تبديل كردند و تلاش و همّت مسلمانان را محدود به مسايلي كردند كه سلف صالح ما از آنها بي خبر بودند، همان كساني كه تمام زندگيشان علم و عمل صالح بود و از هيچ عمل صالح و شایسته‌ای دريغ نمی‌كردند، آنها كوچكترين توجهي به اين اوهام پرستي‌ها و خيالبافيها نمی‌كردند، آيا شايسته نيست از خود سؤال كنيم: آيا در زمان پيامبر(ص) و صحابه‌ی بزرگوار او اين رسم و رسوم در میان مسلمین بوده، وجود داشته ‌است و آيا صحابه بر قبر پيامبر (ص) كه‌ افضل‌ترين قبرهاست چنين گنبدهایی ساخته‌اند؟ آيا براي قبور صحابه كه برترین انسانها بوده‌اند چنين مزارهايي ساخته شده ‌است؟ آيا در زمان پيشوايانی همچون: ابوحنيفه، مالك، شافعي و احمد بن حنبل كه‌اكثريت قاطع مسلمانان از آنها پيروي می‌كنند چيزي از اين قبرسازي‌ها وجود داشته ‌است؟ آيا عدم وجود چنين چيزهايي در بهترين عصر و دوره‌های مسلمانان دليل روشنی بر اين حقيقت نيست كه‌ اين اعمال نه هيچ اصل و اساسی در دين داشته و نه ‌ارتباطي به عبادت و ولايت دارد، بلكه‌ اينها مظاهر عقب ماندگي و جاهليت است كه عده‌اي به نام دين و براي مصلحت شخصی خود از آنها بهره برداري می‌كنند. آري! مصلحت شخصي كه توده‌های زیادی از مردم را تخدير کرده و بر عقل و شعورشان چيره می‌شوند و جیب‌هایشان را خالی می‌کنند و اموالشان را به ناحق و باطل می‌خورند و همواره‌آنها را عقب مانده نگه می‌دارند.
 اين در حالي است كه ‌اسلام قرنهای متمادی زمام رهبري و علم و دانش فرهنگ و قانونگذاري و اخلاق را در دست داشت و موجب رحمت و خیرخواهی بشریّت و پيشرفت به سوي نوآوري مادي و ارزشهاي اخلاقي را به عهده داشت، در آن قرنها مسلمانان واقعاً مسلمان و متعهّد به اسلام بودند و عمل به احكام اسلام را براي خود و ديگران عزت و افتخار می‌دانستند.لی وقتي از حقيقت اسلام فاصله گرفتند و مفاهيم اسلام را عوض كردند و به مغالطه و سفسطه روي آوردند و به نام توكّل بر خدا و در پیش گرفتن مسلک درویشی به تنبلي و اوهام پرستي و دل بستن به مسائل غيبي كه هيچ دليل شرعي معتبري بر آن نداشتند و خداوند دستور و فرمانی به ما نداده بود روی آوردند، در حالي كه علم و هدايت (قرآن و سنت صحيح) در دسترسشان بود و آنها تمامی‌آن اعمال باطل و بي اساس را تبرك جستن به اشياء و اشخاص می‌ناميدند و با اين نامگذاري هر چه مخالف آن بود را خلاف می‌دانستند، ولی شايسته ‌آنکه‌از هدایت و عوامل آن رویگردان باشد، از همه گمراهتر و از برکت دور هستند(19) .
د- ارتباط تهاجم استعماري و ساخت بارگاه و گنبدها بر قبر‌ها
استعمارگران غربي در حملات و‌يورشهای خود نقشه‌ها و دسیسه‌هایی را برای سوق دادن مسلمانان به سمت و سوي خرافات و بدعت طراحی کردند تا از اصل دين فاصله بگيرند. روزنامه تايمز انگليسي از زبان ‌يكي از رهبران استعمار بريتانيا كه مسلمانان را به بدعتها و اوهام پرستي تشويق می‌كرد، می‌نويسد: بدعتها و خرافات و اوهام پرستيها شيوه‌اي قطعي براي دور كردن مسلمانان از اصل اسلام است.
شيخ احمد باقوری می‌گويد: ‌يكي از مستشرقان بزرگ، برخي از شيوه‌هاي استعماري در آسيا را برايش بازگو كرده و گفته بود: ضرورت ايجاب می‌كرد كه كاروانهاي استعماري را از هند به بغداد بياوريم و در طول اين مسير طولاني گرايش و تفكري جديد بوجود آید تا به اهداف استعماري‌مان برسيم و چون راهي براي نقل و انتقال كاروانها نمي‌يافتيم، اخيراً متوجه شديم لازم است در اين مسير بارگاه، قبرها و گنبدهايي با مسافتهاي نزديك ساخته شود و در ميان مردم شايع می‌كرديم كه ‌اين بارگاه و ضریح اولياء خداوند است و كرامات زيادي از آنها ديده شده و تا جايي به اين قبر سازيها و شايعات ادامه داديم که‌ آن راه، راهي پر رونق و پر رفت و آمد و آباد و محل زيارت زائران فراوان می‌شد.(20) 
حكومت انگليسي به وضعيت ديني مصر اهميّت ويژه‌اي می‌داد، زیرا در كمين رشد كمونيستي در منطقه بود و از طرفي پايبندي مردم مصر به باور دينی به حكومت انگليس اميد و آرامش می‌داد، چون در آن سال سه ميليون مسلمان آرامگاه‌ احمد بدوي را در شهر طنطا زيارت كرده بودند، آري، اين دينداري مورد تأييد انگليس است.
‌يكي از علمايي كه‌از طرف اوقاف براي سخنراني و نصيحت زائران اعزام شده بود می‌گفت: کارهایی از زائران می‌دیدم که بایستی آنها را با شلاق می‌زديم، نه با حرف و زبان توبيخ كنيم و اگر از آن زائران می‌خواستيم به يكي از فرائض ديني (مانند: نمازه روزه و جهاد و حج) عمل كنند، با تنفر از عمل به دستورات ديني فرار می‌كردند و همين بس كه بدانی آنان براي وفا کردن به نذرها و صدقات و دعا و تضرع می‌آمدند.
ه- - آيا مزارها از مسايل نوپا در دين هستند؟
رسول‏الله(ص) كه برترین مخلوق و باتقواترين انسان نزد خداوند بود، از همه بيشتر از خداوند ترس و بيم داشت و احترامی‌كه ‌اصحابش نسبت به او داشتند بر كسي پوشيده نیست و محبتي كه نسبت به ايشان داشتند بسيار زياد بود، با اين حال پس از وفات ايشان  در خانه‌اش دفنش كردند و محل قبر شريف ايشان بر همگان بويژه بر اصحابش پوشيده نبود. قبرش افضلترين قبرها در دنياست، امّا با اين حال روي قبر ايشان بارگاه، ساختمان، گنبد و قبه‌اي نساختند و خلفاي راشدين و ديگر صحابه بزرگوارشان هيچ وقت روزي را تعيين نكردند كه براي زنده كردن‌ ياد و نام ايشان بر سر قبر و اطراف روضه شريف اجتماع كنند و آن را فرصتي براي ذكر و عبادت بدانند، البته وقتي از كنار قبر پيامبر(ص) عبور می‌كردند طبق دستور پرودگار بر ايشان سلام و درود می‌فرستادند، علاوه بر اینکه‌ از دستوراتش پيروي می‌كردند و به سنّت و راه وروش ایشان پايبند بودند و در زمان حیات و بعد از وفاتش تسليم امر و نهي او و مطيع فرمان پروردگار بودند كه می‌فرمايد:
(وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا) (حشر/7). 
چيزهائي را كه پيغمبر براي شما (از احكام الهي) آورده‌است اجراء كنيد و از چيزهائي كه شما را از آن بازداشته‌است، دست بكشيد.
و می‌فرمايد: 
(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا) (احزاب/21). سرمشق و الگوي زيبائي در (شيوه پندار و گفتار و كردار) پيغمبر خدا براي شما است. براي كساني كه (داراي سه ويژگي باشند:) اميد به خدا داشته و جوياي قيامت باشند و خداي را بسيار ‌ياد كنند. 
 جانشينان پيامبر (ص) الگوهاي نيكويي هستن