ست. بلكه منظور اموال وقفي است كه صدقه داده و اين رقم مربوط به صدقه ‌است كه ‌از درآمد مال شخصي خود پرداخت می‌كرد، چون علي (رض) هيچ مالي پس انداز و ذخيره نمی‌كرد (9)  دليل اين ادعا سخن فرزندش حسن است كه بعد از شهادت پدرش علي فرمود: امروز مردي از ميان ما رفته كه هيچ دينار و درهمی‌ به جز هفت صد درهمی‌كه‌ از بخششهايي باقي مانده ‌است، به جاي نگذاشته ‌است و با اين پول می‌خواست خادمی‌ را خریداری کند.(10) 
علي (رض) مردم را به احترام و پذيرايي خويشاوندان تشويق می‌كرد و می‌فرمود: «خويشاوندانت را احترام كن كه ‌آنان بالهاي تو هستند و تو با آنها می‌تواني پرواز و گردش كني و ادامه حيات دهي و در هنگام سختي برايت كمك و ‌ياورند و بزرگوارانشان را احترام كن و بيمارانشان را عيادت كن و آنان را در كارهايت شريك گردان و بر تنگ دستان آسان بگير».(11) .
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اخلاق النبي(ص) 2/648.
2) البدایة و النهایة8/9.
3) التاريخ الاسلامي 17/127 حميدي.
4) فرائد الكلام /402، موعظة المومنين 2/252
5) موعظة المومنين 1/139.
6) تاريخ االخلفاء سيوطي /304.
7) تراث الخلفاء الراشدين 517.
8) اسد الغابه 4/7.
9) صحيح التوثيق /77.
10) الطبقات 3/38.
11) فرائد الكلام /348.حيا و شرم ‌يكي از شاخصه‌های مهم اخلاقي است، چون بر پاكي دل و زنده بودن ضمير، بيداري وجدان ديني و مراقب دانستن خداوند دلالت دارد. هر كس حيا نداشته باشد نه‌ از مهمان پذيرايي مي‌كند و نه به وعده وفا مي‌كند و نه ‌امانتهايي كه به او سپرده شود به صاحبش برمي‌گرداند و نه به نيازمندان كمك مي‌كند و نه خوبي را بر بدي ترجيح می‌دهد. چنين انساني در پي شناخت زشتيها و دوري و پرهیز از آنها نیست و پرده‌ی حیای كسي را حفظ نمي‌كند و از ارتکاب اعمال زشت و ناروا دريغ نمی‌کند.
 اگر شرم و حيا نباشد بسياري از مردم به فرامين و دستورات الهي توجهي ندارند و حق بندگان خدا را رعايت نمی‌كنند و به حقوق و پيوند خويشاوندي اهميت نمی‌دهند و با پدر و مادرشان نيكي نمی‌كنند، چون آنچه موجب می‌شود كه‌ انسان به اين امور پايبند باشد، يا انگيزه‌اي ديني دارد كه به اميد پاداش نيكو در آخرت به آن پايبندي می‌كنند و ‌يا انگيزه دنيوي دارد كه بر مبناي روحيات بلند اخلاقي استوار است و اين همان شرمی ‌است كه هدف از آن رعايت حال بندگان است و بديهي است كه ‌اگر انگيزه رضاي خداوند و رعايت حال بندگان براي حيا نبود، هيچ كس شرم نمی‌كرد(1) ، هر چه دل زنده‌تر باشد حيا بيشتر و كاملتر خواهد بود و نبود و كمی‌ حيا حكايت از مرگ دل دارد نه زنده بودن آن.(2) 
حيا از شاخه‌هاي ايمان و انگيزه‌اي براي انجام كارهاي نيك است و مانعي قوي بر سر راه گناهان و معاصي به شمار می‌رود(3) . به همين دليل حيا از اخلاق و خصلتهاي والایی است كه قرآن به آن توجه زيادي مبذول داشته ‌است.(4) 
در قرآن سخن از شرم و حياي پيامبر(ص) به ميان آمده و خداوند می‌فرمايد: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَکُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَکِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِکُمْ کَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنکُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ) (احزاب /53).
اي مؤمنان! به خانه‌هاي پيغمبر بدون اين كه به شما اجازه داده شود داخل نشويد (و سر زده به منازل مردم وارد نگرديد)، وقتي داخل شويد كه براي صرف غذا به شما اجازه داده شود، آن هم مشروط به اين كه به موقع وارد شويد ؛ نه ‌اين كه‌از مدّتي قبل بيائيد و در انتظار پخت غذا بنشينيد.لي هنگامی‌كه دعوت شديد وارد شويد و زماني كه غذا را خورديد پراكنده گرديد و (پس از صرف غذا هم) به گفتگو ننشينيد (و در خانه مردم مجلس انس تشكيل ندهيد). اين كار شما، پيغمبر را آزار مي‌داد، امّا او شرم مي‌كرد (چون ميزبان بود آن را به شما تذكّر دهد)، ولي خدا از بيان حق شرم نمي‌كند (و اباء ندارد).
از اين آيه به خوبي مفهوم است که حيا و شرم مانع اين می‌شد كه رسول خدا (ص) به يارانش دستور بیرون رفتن بدهد در حاليكه قلباً به اين امر رغبت داشت، امّا نمی‌توانست به صراحت به آنان بگويد(5)  چون پيامبر از دختران پاک هم باحیاتر بود و می‌فرمود: «الحيا لاياتي الابخير»(6) : (حيا (شرم) چيزي جز خير و نیکی در پي ندارد).
 اين خصلت و اخلاق والا در اميرمؤمنان علي(رض) جلوه‌گر بود و در اين باره می‌فرمود: «من از خداوند شرم مي‌كنم كه گناهي بزرگتر از گذشتم باشد و جهل و ناداني من بزرگتر از بردباريم باشد، يا با عيبي از عيوب مردم روبرو شوم و نتوانم آن را بپوشانم و ‌يا به نيازمندي برخورد كنم و نتوانم نيازش را برطرف كنم.(7) 
اينها چهار مورد از خصلتهاي ناپسند بود كه علي آنها را با چهار خصلت از صفات كمال در مقابل آنها ایستاد، بنابراين حيايي كه ‌از جانب خداوند متعال است، ايجاب مي‌كند در صورت رو در رويي با ‌يكي از گناهان مذكور، به شرطي كه ‌از حدود شرعي و حقوق الله نباشد بردباري كند و عيبهاي مردم را بپوشاند و آنقدر سخاوت داشته باشد كه به نيازمندان كمك كند، ‌يكي از خصوصياتي كه ‌ارزش حيا را به درجه شايسته‌اي می‌رساند، اين است كه ‌اميرمؤمنان آن را به خداوند نسبت داده و چهار صفت فوق از نظر عاقلان از صفات كمال به شمار می‌روند.لی بسياري از عاقلان به اين صفات آراسته می‌شوند تا در دنيا نام آور و مشهور شوند و خشنودی و رضايت مردم را جلب کنند و از این طریق امور سياسي را به دست گيرند، امّا علي اينها را به شرم از جانب خداوند ربط می‌دهد، چون هدف اصلي او از آراسته شدن به اين صفات رضاي خداوند متعال است و بدون ترديد هر كس با چنين هدفي آراسته به اين صفات باشد به مراتب از كسي كه با اهداف دنيوي چنين صفاتي دارد، قويتر خواهد بود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مفتاح دار السعاده 1/377.
2) مدارج السالكين 2/259.
3) شرح مسلم نووي 3/5.
4) اخلاق النبي في اقرآن و السنة.
5) اخلاق النبي في القرآن و السنة 1/478.
6) صحیح مسلم /37.
7) تاريخ دمشق 42/517 به نقل از التاريخ الاسلامي حميدي 15/274.علي به عبادت با مفهوم كامل و شامل آن پايبند بود و عبادت نيمه شب و شب زنده داري جايگاه ویژه‌ای داشت به طوری که‌ این آیه‌او را هم شامل می‌شد که می‌فرماید: 
(تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا) (سجده /16)
پهلويشان از بستر (خواب و استراحت) دور می‌شود (و خوابشيرين) را ترك مي‌كند و پروردگار خود را با بيم و اميد می‌خوانند.
 و فرموده ‌است:
(آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُحْسِنِينَ(16) کَانُوا قَلِيلًا مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ(17) وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ(18)) (ذاريات/16-18).
آنچه پروردگارشان – بديشان مرحم