ه با همين حال وارد بازار شد و با ‌يكي از تاجران درباره‌ي لباسي كه سه درهم ارزش داشت گفتگو كرد، در حين گفتگو تاجر شناخت كه‌ اين اميرمؤمنان است، گويد: همين كه تاجر او را شناخت با او معامله نکرد، بعد از آن پيش نوجواني رفت و از او لباسي به سه درهم خريد و رفت، بعد از آن كه پدرش آمد، پسر جريان را به او گفت: به پدر نوجوان خبر دادند كه خريدار علي بوده ‌است، پدر آن نوجوان درهم‌ها را برداشت و نزد اميرمؤمنان رفت و گفت: اين درهم‌ها چيست؟ گفت: پول پيراهن است، گفت: قیمت آن دو درهم است و شما سه درهم پرداخته‌ای. اميرمؤمنان گفت: من با رضايت خودم از او خريدم و او نيز با رضايت قبول كرد.(1) 
 اين نمونه ديگري از بي توجّهي علي به دنياست، او كه لباس ظاهري‌اش او را صحرا نشين و روستايي نشان می‌داد و در خريد لباس نوع متواضعانه‌ي ارزان قيمتي می‌خريد در حالي كه در آن زمان بالاترين قدرت حكومتي جهان را در اختیار داشت و خليفه‌ی مسلمانان بود و اين گونه خريد كردن بر تواضع و بي اعتنايي ايشان نسبت به دنيا دلالت دارد، اين در حالي بود كه در اموال بيت المال و غنيمت حقوق مخصوصي به خود داشت و منابع درآمدي ديگر غیر اين نداشت، چون او خليفه بود و جز پرداختن به خلافت و تدبير امور و مصالح مسلمانان به کاری دیگر مشغول نبود. اینکه ‌از دو تاجري كه‌ او را شناختند خريد نكرد، نشانه‌ي زهد و پارسايي است، چون نمی‌خواست تاجران به خاطر خليفه بودنش رعايت حال او را بكنند و پولش را قبول نكنند و ‌يا قيمت كمتري بگیرند و او نمی‌خواست كه‌ از مقام مهم و بزرگش براي مصالح شخصي خود بهره برداري كند، اين فهم دقيق از زمينه‌هاي تقوا و پرهيزکاري است، چون خلافت از نگاه ‌اميرمؤمنان عمل صالح و نيكو كاري بود و اگر خليفه عادل باشد، اوّلين فرد از هفت گروهی خواهد بود كه در روز قيامت در سايه‌ي عرش الهي قرار خواهد گرفت و علي نمی‌خواست كه‌ اين عمل صالحش را با مصالح دنيوي آلوده كند كه در آن صورت به جاي پاداش اعمال نیکی، به گناه و معصیّت تبديل می‌شود. اين رفتار عالي الگویي است زیبا برای هر کس که بعداً به او اقتدا كند.(2) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الزهد /130.
2) التاريخ الاسلامي 12/429، حميديعمر بن قيس می‌گويد: به علي گفتند: چرا پيراهنت را وصله می‌زني؟ گفت: قلب كه فروتن می‌شود مؤمن به او اقتدا مي‌كند.(1) 
 اين نمونه‌اي ديگر از زهد و پارسايي است كه علاقمند است مسلمانان را بر زندگي زاهدانه و سخت تربیّت کند وصله‌ی زده بر لباس حاوی دو نكته ‌است:
اوّل: آن كه‌ اين عمل موجب فروتني قلب و تواضع دل می‌شود و انسان از اسباب خودپسندي وتكبر حفظ می‌شود.
دوّم: او با این رفتار الگوي مسلمانان قرار می‌گیرد، وقتي مردم می‌بينند او كه در بالاترين منصب قدرت است، لباس وصله زده می‌پوشد، دل آنان نيز از سبقت در خریدن و پوشیدن لباس‌هاي گران و فاخر سرد می‌شود و با اين رفتار خليفه، زندگي و رفتار زاهدانه‌ي افراد پارسا كه در معرض ملامت مردم هستند تقويت می‌شود.(2) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاريخ الاسلامي، عهد الخلفاء الراشدين، ذهبي /647.
2) التاريخ الاسلامي 12/430عبدالله بن زُرَير غافقي می‌گويد: به خدمت علي(رض) رسيدم: كاسه گوشتی را كه بعد از پختن روي آن آرد می‌پاشند جلوي ما گذاشت، گفتم: خداوند تو را اصلاح كند اگر به ما از آن گوشت مرغابی چه می‌شد؟ در حالي كه خداوند مال فراواني در اختيارات قرار داده‌ است. گفت: اي ابن زُرَير شنديم رسول فرمود: « لايحل للخليفة من مال الله‌الا قصعتان، قصعة‌يأكلها هو واهله و قصة‌يضعها بين‌يدي الناس »(1) : (براي هيچ خليفه‌اي حلال نيست كه‌از مال خداوند بيشتر از دو كاسه ‌استفاده كند، يك كاسه كه با خانواده‌اش بخورد و كاسه‌اي كه جلوي مهمانش بگذارد). آري! امیرالمؤمنین الگوي عالي پارسايي بود كه با وجود اینکه هر چه می‌خواست می‌توانست از بيت المال بردارد تا جايي كه با ثروتمندان مسلمان برابری كند، به خوردن و نوشیدن از دنيا توجه چنداني نداشت، امّا او به زندگي سخت و دور از رفاه قانع بود، چون زندگي دراز مدت را بر زندگي گذرا ترجيح می‌داد و اين گونه با احتياط زندگي می‌كرد تا بتواند دينش را حفظ كند و الگويي برجسته و نيكو براي مؤمنان باشد، زماني كه بالاترين شخصيت دولت اسلامی‌ اينگونه زندگي كند، رفتارش عزت، احترام و اعتماد بنفس براي فقيران و مستمندان است تا بتوانند با صبر و شكيبايي زندگي كنند و به تقدير و قضاي الهي راضي باشند. اين رفتار، پند و نصيحتي است براي ثروتمندان تا شكر خداوند را به جاي آورند و از اصراف و تن پروري دست بردارند.(2)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد 1/78 احمد شاكر مي گويد: اسناد آن صحيح است و برخي اين حديث را ضعيف دانسته‌اند
2) التاريخ الاسلامي 12/431.امير مؤمنان (رض) كيسه ‌آردي را كه ‌از آن می‌خورد نشانه می‌کرد و مهر می‌زد و می‌فرمود: «دوست ندارم چيزي كه‌ از حلال بودن آن‌ يقين ندارم وارد شكمم شود».(1) 
سفيان گويد: علي (رض) براي خانه سازي از خشت پخته و خشت خام و چوب استفاده نكرد (يعني در پي ساختن ساختمان آنچناني براي خود نبود). فقط كيسه‌ي جو وگندم و دگر انواع حبوبات از مدينه برايش می‌آوردند.(2) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الكامل في التاريخ 2/443.
2) همان منبع 2/443.عدي بن ثابت و حبه بن جوين روايت می‌كنند كه ‌یک سینی فالوذج را برای علي آوردند، ولی از آن نخورد و خطاب به غذاي داخل ظرف گفت: بو، رنگ و مزه‌ات بسيار خوب است، امّا دوست ندارم شكمم را به چيزي عادت دهم كه نمی‌توانم دوباره‌ از آن بخورم.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) 	الحلیة (1/81)صحیح التوثیق ص74حسن بن صالح بن حيّ گويد: در مجلس عمر بن عبدالعزيز سخن از زاهدان و پارسان به ميان آمد، گفت: پارساترين فرد دنيا علي بن ابي طالب است.(1) 
ذهبي ‌يادآور شده كه علي بر الاغي سوار شد و پاهايش را به يك طرف قرار داد. گفت: من دنيا را بي ارزش می‌دانم و نسبت به آن بي‌توجه هستم. كار سيدنا علي از باب تربيت عملي بر زهد و تقوا و بي توجهي به دنيا بود، نه ‌از روي تكبر و غرور، همانند متكبران(2) .
ابو عبيد دركتاب الأموال از علي (رض) روايت مي‌كند كه بخششها را در سال سه بار تقسيم کرد، سپس اموالي از اصفهان آمد، گفت: فردا صبح اعلام كنيد كه براي تقسيم بار چهارم جمع شوند، چون نمی‌خواهم اينها را ذخيره كنم، در پي اين برخي از مردم قبول كردند و برخي (به دليل عدم نياز) قبول نكردند(3)  براي مردم سخنراني كرد و گفت: «اي مردم! سوگند به خداوندي كه معبودی بر حق جز او نيست! از مال شما براي خودم برنداشتم بجز اين و شيشه عطري كوچك از آستين پيراهنشش در آورد و گفت: این را دهقانی به من هدیه داد.
راوي می‌گويد: سپس به بيت المال رفت وگفت: برداريد و شعر