است، ابن عباس فرمود: پيوند خويشاوندي قطع شدني است، خوبي‌ها و نيكي‌ها فراموش مي‌شود، امّا هيچ پيوندي همانند پيوند دلها نديده‌ايم! (7) 
شاعر مي‌گويد: 
ولقد صحبت الناس ثم خبرتهم
فإذا القرابة لا تقرب قاطعًا
		وبلوت ما وصلوا من الأسباب
وإذا المودة أقرب الأسباب

یعنی:
با مردم نشست و برخواست داشتم و از وضعيت آنان اطلاع پيدا كردم و اسباب پيوند و روابط بين شان را آزمودم 
ديدم پيوند خويشاوندي قابل گسيختن است، 
و دوستي قلبي نزديك ترين پيوندها است.(8) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسير الطبري 26/110-111 و تفسير القرطبي 6/292-294.
2) تفسير طبري 26/112.
3) تفسير ابن كثير 6/365.
4) بر گرفته شده‌از(من هدي الاسلام)، عبدالحسن العباد/86.
5) عقيده‌اهل السنة من الصحابه 1/76.
6) منهاج السنة 1/158.
7) الدر المنثور في تفسير المأثور 4/100.
8) همان منبع 4/100.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:209.xml">مبحث اوّل: بیعت با علی(رض)</a><a class="folder" href="w:html:223.xml">مبحث دوم: پاره‌ای ازفضايل صفات و قوانين نظام دولت علي(رض)</a><a class="folder" href="w:html:255.xml">مبحث سوم: زندگي اجتماعي علي(رض) و اهتمام او به امر به معروف و نهي از منكر</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:210.txt">نخست: شيوه‌هاي بيعت با علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:211.txt">دوّم: سزاوارتر بودن علي (رض) به خلافت</a><a class="text" href="w:text:212.txt">سوم: بيعت طلحه و زبير (رض)</a><a class="text" href="w:text:213.txt">چهارم: تأييد خلافت علي(رض) با اجماع صحابه</a><a class="folder" href="w:html:214.xml">پنجم: اولين سخنراني و شرایط بيعت علي(رض)</a></body></html>ابن عبدالبرّ می‌گوید: بهترین روایتی را که در توصیف علی دیدم این است که ‌او: مردی چهار شانه و کوتاه قد با چشمانی مشکی و دارای صورتی زیبا همچون ماه شب چهارده بود. شکمش نسبتاً بزرگ، شانه‌هایش پهن و عریض، دستانش درشت، بازوانش قوی، گردنش همچون آفتابه ای نقره‌ای (کشیده)، وسط سرش صاف و بی مو بود. تنها پشت سرش مو داشت، ریشی بزرگ داشت و دارای شانه‌های قوی و درشت بود، تا جایی که کسی را می‌گرفت (و فشار می‌داد) مانع تنفسش می‌شد، تقریباً چاق بود، بازو و دستهایی قوی داشت، وقتی به جنگ می‌رفت می‌دوید، روحیه‌ای قوی و پایدار داشت و شجاع و با شهامت بود (1) .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاستیعاب فی معرفة الاصحاب 1123/3.بيعت با علي اختیاری و به شيوه‌ي انتخاباتي صورت گرفت، ماجرا از اين قرار بود كه پس از شهادت خليفه‌ي راشد عثمان بن عفان (رض) توسط عوامل خاجی و بيگانه‌ي شورشي، همان افراد منحرف كه‌از گوشه وكنار ممالك اسلامی‌آمده و هر کدام از شهر و قبيله‌اي بودند و هيچگونه سابقه خير و خوبي در دين نداشتند، آنان که سيدنا عثمان (رض) را مظلومانه و با بهانه‌های دروغين و از روي دشمني وكينه‌توزي در روز جمعه هيجدهم ماه ذي الحجه‌ي سال (35 هجري) به قتل رساندند.(1)  
پس از اين ماجرا تمام اصحاب پيامبر(ص) كه در مدينه بودند با علي (رض) بيعت كردند، چون در آن وقت نه كسي از علي برتر بود و نه‌ او هم مدعي خلافت بود و حتّي تمايل چنداني هم به خلافت نداشت. به همين دليل خلافت را بعد از اصرار شدید دیگر اصحابي كه نگران بودند و از فتنه‌ی بيشتر و فراگير بیمناک بودند.
با اين حال هم علي (رض) به عنوان خليفه بعد از حادثه‌ي جمل و صفين از نقد و اعتراض برخي افراد سالم نماند، چون بدون تردید آتش آن فتنه‌ها را كينه توزان و دشمنان اسلام از جمله‌ابن سبأ و پيروانش که ‌آنها را فرومايه و ناآگاه بارآورده بود و در فسق و انحراف اعتقادي از حق و هدايت از او پيروي می‌کردند و در آن شرايط انتقاد و اعتراض نسبت به خلافت وامانت سيدنا علي براي برخي فراهم شد. 
برخي از علماء شيوه‌ي بيعت با علي را به شرح ذیل روايت كرده‌اند.(2)  
ابوبكر خلال با سندش تا محمد بن حنيفه روايت مي‌كند: وقتی که عثمان(رض) در محاصره قرار داشت همراه علی بودم، مردي آمد و گفت: امير مؤمنان كشته شد! می‌گويد: علي از جای برخواست، محمد بن حنيفه می گويد: او را گرفتم كه نرود، چون بيم آن داشتم كه شورشيان بلايي سرش بياوردند! گفت: بي‌مادر بگذار بروم! تا در خانه‌ي عثمان رفت، ديد بله ‌او به شهادت رسیده بود! به خانه‌اش برگشت و درب خانه را بر روي خود قفل كرد، آمدند و در زدند و بالاخره وارد خانه شدند و گفتند: خليفه را كشته‌اند، بايد مردم خليفه‌اي داشته باشند و ما كسي از تو سزاوارتر نداريم، علي به آنها گفت: مرا به عنوان خليفه نخواهيد، چون براي من وزير بودن از خلافت بهتر است، گفتند: هرگز به خدا سوگند كسي جز تو شايسته‌ي اين كار سراغ نداريم، گفت: اگر چنین است و كسي را جز من انتخاب نمی‌کنید، بدانيد كه من پنهاني بيعت نمي‌گیرم، به مسجد مي‌روم، به ‌اين ترتيب به مسجد آمد و مردم با او بيعت كردند.(3) 
در روايت ديگري از سالم بن ابي جعد، از محمد بن حنيفه روايت است: اصحاب رسول الله (ص) پيش او آمدند و گفتند: اين مرد(خلیفه) كشته شده و ناگزير بايد مسلمانان امامی‌داشته باشند و هيچ كس از تو بيشتر در اسلام سابقه ندارد و به اندازه‌ی تو به رسول الله (ص) نزديك نيست، علي گفت: اين كار را نكنيد، چون براي من وزير بودن از امير بودن بهتر است، گفتند: نه بخدا سوگند تا با تو بيعت نكنيم دست بردار نيستيم، گفت: اگر می‌خواهيد با من بيعت كنيد بايد در مسجد باشد چون براي فردي مانند من شايسته نيست كه پنهاني بيعت بگيرد و بيعت با من بايد با رضايت مسلمانان باشد، سالم بن ابي جعد گويد: عبدالله بن عباس گفت: به نظر من رفتن به مسجد به دليل احتمال غوغا و سر و صدا خوب نيست، امّا علي بيعت را قبول نكرد مگر در مسجد، در نتيجه به مسجد رفت و مهاجران و انصار آمدند و مردم بيعت كردند.(4) 
در اين آثار صحيح درسها و پندها و عبرت‌هايي است، از جمله:
1- علي، عثمان (رض) را‌ياري و از او دفاع كرد، اين حقيقت به تواتر از علي ثابت است و حتّي بیش از ديگران از او دفاع كرده ‌است، با سندهاي متعدد و بسياري ثابت است و مروان بن حكم نيز به اين گواهي داده‌ است، آنجا كه مي‌گويد: در ميان مردم هيچ كس به ‌اندازه‌ي علي از عثمان دفاع نمي‌كرد.(5) 
2- علي از قبول خلافت پرهيز مي‌كرد و به دنبال آن نبود و هيچ طعمی‌هم بر آن نداشت و در خانه‌اش ماند تا آن كه صحابه براي بيعت با او به دنبالش رفتند.
3-تمام صحابه ‌اعم از مهاجران، انصار و عموم مردم در مدينه با علي بيعت كردند كه ‌اهل حل و عقد (صاحب نظران معتبر و شناخته شده) نيز در ميانشان بودند و آنها بودند كه علي را تعيين كردند و با اصرار از او خواستند بيعت را قبول كند. اين بيعت به وسيله‌ي شورشيان و آن طور كه در روايت ضعيف و جعلي آمده صورت نگرفته ‌است.
4-در آن زمان علي از همه به خلافت سزاوارتر بود، چون صحابه علي را براي خلافت در نظر گرفتند و با اصرار از ايشان خواستند بيعت را قبول كند و تصريح كردند كه كسي از شما سزاوارتر به اين امر نيست.
5- اهميت خلافت: