رديد. از اهداف ديگر اعزام سريه‌ها اين بود كه حمايت برخي قبايل را به دست آوردند و خرابكاري‌ها و یغماگری عشاير مخالف را محدود و کنترل نمایند، علاوه بر تمرين و آمادگي صحابه برای حضور و شركت در جنگهاي بزرگ و آغاز فتوحات اسلامی. این کار میدانی بود براي تربيت عملي فرماندهي، امير مؤمنان علي(رض) که در بسياري از اين سريه‌ها، چه قبل از جنگ بدر چه بعد از آن شركت داشتند، برخي سريه‌های قبل از جنگ بدر كه علي در آنها شركت داشته به شرح زیر است:پيامبر در اين غزوه قصد جنگ با قريش را داشت، به همين دليل ابوسلمه بن عبدالأسد را بر مدينه گمارد و از مدينه خارج شد، اين غزوه «العشيره» نام گرفت، بعد از آنكه پيامبر(ص) ماه جمادي الاولي و چند شبي از جمادي الثانی را نيز در آنجا سپری کرد، با بنی مدلج و هم‌پيمان ایشان از بني ضمره خداحافظی كرد و به مدينه بازگشت، در اين غزوه جنگ صورت نگرفت و علّت خروج پيامبر(ص) آن بود كه به ‌ايشان خبر دادند كاروان قريش چند روز پيش به قصد شام از مكّه حركت كرده‌است(1)  و راه ساحل را در پيش گرفته‌ است، در پي همين موضوع بود كه قريش به دفاع از كاروان مكّه، بيرون آمد و جنگ بدر بزرگ روي داد. عمار بن‌ياسر براي ما از حضور خود و علي در اين غزوه «العشيره» چنين روايت مي‌كند: من و علي در غزوه‌ی «العشيره» با هم بوديم، بعد از آنكه پيامبر‏(ص) در «العشيره» به قصد اقامت اردو زد، گروهي از بني مدلج را ديديم كه در نخلستان كنار چشمه‌اي كار مي‌كنند. علي(رض) به من گفت: اي ابواليقظان! آيا موافق هستی برويم ببينيم چكار مي‌كنند؟ رفتيم و چند لحظه‌اي نحوه كارشان را تماشا كرديم كه خوابمان گرفت، لذا با علي(رض) رفتيم و در كنار تنه‌ی درخت خرما روي زمين صاف خوابيديم و سوگند به خدا كسي جز رسول خدا(ص) ما را بيدار نكرد، ما را با پايش در حالي كه خاك آلود شده بودیم بيدار كرد. در آن روز بود كه پيامبر (ص) خطاب به علي كه خاك‌ها را روي لباسهايش ديد، گفت: اي ابوتراب و فرمود: آيا مي‌خواهيد دو نفر كه بدبخت‌ترين مردم هستند را به شما معرفي كنم؟ گفتيم: آري اي رسول‏خدا(ص). فرمود: «احمير ثمود، همان كسي كه شتر را زخمی‌كرد و آن كسي كه شمشير بر فرق سرت مي‌زند تا ريش تو خون آلود مي‌شود.(2)  اين خطاب را كه پيامبر براي علي به كار برد همواره تكرار مي‌شد و علي به ابوتراب معروف شد، در باره اين موضوع بيشتر بحث خواهيم كرد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد 2/10.
2) فضايل صحابه 2/855، ش/11172اسنادش حسن است.علت بر افروختن جنگ اين بود كه كُرز بن جابر فهري بر رمه‌های شتر و گوسفندان مدينه شبيخون زد و تعدادي از شتران و حيوانات را به ‌یغما برد، پيامبر(ص) او را تا درّه‌اي به نام «سفوان» از بخش‌هاي بدر تعقيب كرد، ولی كُرز فرار كرد و پيامبر(ص) موفق به دستگيری او نشد، پس از آن به مدينه برگشت.(1) 
پيامبر(ص) در اين غزوه پرچم سفيد را به دست علي داد، حركت‌هاي جنگي كه در غالب سريه‌ها صورت مي‌گرفت، آغاز جنگ مسلحانه عليه مشرکین به شمار مي‌آمد، در اين سريه‌ها نيروهاي اعزامی‌و غزواتي كه رسول‎الله (ص) و یاران او از جمله ‌امام علی با آن روبرو بودند، چشم اندازی بود از سنّت تدافعی و به عقب راندن و با تثبيت پايه‌هاي قدرت دين رابطه عميق داشت، خداوند سبحان با اشاره به همين موضوع می‌فرمايد:
(وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ) (بقره 251).
و اگر خداوند برخي از مردم را به وسيله برخي ديگر دفع نكند، فساد زمين را فرا مي‌گيرد، ولي خداوند نسبت به جهانيان لطف و احسان دارد.
و می‌فرمايد: 
(الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْکَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ) (حج/ 40).
همان كساني كه به ناحق از خانه و كاشانه خود اخراج شده‌اند (و از مكّه وادار به هجرت گشته‌اند) و تنها گناهشان اين بوده‌است كه مي‌گفته‌اند پروردگار ما خدا است! اصلاً اگر خداوند بعضي از مردم را به وسيله بعضي دفع نكند (و با دست مصلحان از مفسدان جلوگيري ننمايد، باطل همه‌جاگير مي‌گردد و صداي حق را در گلو خفه مي‌كند و آن وقت) ديرهاي (راهبان و تاركان دنيا) و كليساهاي (مسيحيان) و كنشتهاي (يهوديان) و مسجدهاي (مسلمانان) كه در آنها خدا بسيار‌ياد مي‌شود، تخريب و ويران مي‌گردد. (امّا خداوند بندگان مصلح و مراكز پرستش خود را فراموش نمي‌كند) و به طور مسلم خدا‌ياري مي‌دهد كساني را كه (با دفاع از آئين و معابد) او را‌ياري دهند. خداوند نيرومند و چيره ‌است (و با قدرت نامحدودي كه دارد‌ياران خود را پيروز مي‌گرداند و چيزي نمي‌تواند او را درمانده كند و از تحقّق وعده‌هايش جلوگيري نمايد).
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سيره‌ابن هشام 2/601.نووي – رحمه‌الله- می‌گويد: مورخان اتفاق نظر دارند بر اینكه علي (رض) در جنگ بدر و تمام صحنه‌هاي پيكار با مشركان به جز غزوه تبوك حضور داشته‌است و در بسياري از جنگها پيامبر(ص) پرچم جنگ را به او می‌داد.
علي‌ يكي از مجاهدين است كه در جنگ بدر شركت داشته، لذا شايسته‌است پاي سخن او بنشينيم تا داستان حضورش را براي ما حكايت كند.
حارثه بن مضرب از علي بن ابي طالب روايت مي‌كند كه: رسول ‎الله (ص) اخبار و گزارشات بدر را دنبال مي‌كرد، وقتي به ‌او خبر دادند كه مشركان راهي بدر شده‌اند، پيامبر(ص) هم به سمت بدر حركت كرد (بدر نام چاهي است) علي(رض) می‌گويد: وقتی که مطلع شدیم بسوی ما می‌آیند، از مشركان پيشي گرفتيم و در آنجا دو مرد را یافتیم كه‌يكي از قريش و ديگري مولاي عقبه بن ابي معيط بود، مرد قريشي فرار كرد، امّا مولاي عقبه را دستگير كرديم، از او پرسيديم: شمار افراد مشركين چقدر است؟ گفت: سوگند به خدا تعدادشان زياد و از قدرت زيادي برخوردارند. اين حرفها را كه مي‌گفت، مسلمانان او را كتك مي‌زدند تا اينكه ‌او را پيش پيامبر(ص) بردند، پيامبر(ص) پرسيد: تعداد سپاه مشركان چقدر است؟ گفت: سوگند به خدا زياد و از قدرت بالايي برخوردارند، پيامبر(ص) تلاش كرد تا تعدادشان را بداند، امّا آن مرد از گفتن شمار آنها امتناع مي‌كرد، بعد از اين پرسيد: «هر روز چند شتر ذبح مي‌كنند»؟ گفت: در هر روز ده شتر، پيامبر فرمود: « القوم ألف، کلّ جزور لمئة و تبعها »: (آنها هزار نفرند، هر شتر برای صد نفر).
سپس موقع شب کمی‌‌باران بارید، به زیر درختان و سایبآنها رفتیم، ولی رسول خدا(ص) تمام شب را با دعا و مناجات سپری کرد و می‌گفت: «پروردگارا! اگر اين گروه نابود شوند، ديگر عبادت نمی‌شوي...) وی می‌