ر اين است كه هر كسي علي را بر ابوبكر و عمر (رض) مقدّم شمارد و برتر بداند منحرف و مبتدع است و هر كس علي را بر عثمان مقدم شمارد و برتر بداند، خطا كار است، امّا او را گمراه نمي‌دانند و مبتدعش نمي‌شمارند.(1) 
بايد توجّه داشت كه برخي از علماء و صاحب نظران در مورد كسي كه علي را بر عثمان مقدم شمارد سخن تندي گفته‌اند، آنها مي‌گويند هر كس علي را بر عثمان مقدم شمارد قطعاً چنين فردي اصحاب پيامبر را در ترجيح و اختيار عثمان بر علي خائن مي‌داند.(2) 
ابن تيميه مي‌گويد: عقيده‌ي اهل سنت اين است كه عثمان (رض)بر علي مقدم و از علي فضيلت بيشتري دارد، هر چند اين مسئله ‌از اصولي نيست كه به خاطر اين كسي از اهل سنت جدا و منحرف شود، چنين فردي تنها در مسئله خلافت منحرف شده‌ است، چون اهل سنت معتقدند بعد از رسول الله (ص) به ترتيب: ابوبكر، عمر، عثمان و علي (رض) خليفه بوده‌اند و معتقدند هر كس به خلافت اينها اعتراض داشته باشد، از اُلاغش گمراهتر است.(3) 
علماء در مورد كسي كه علي را بر عثمان مقدّم شمارد، دو نظريه دارند، طبق‌ يك نظر به هيچ عنوان جايز نمي‌دانند كه علي را از عثمان برتر بدانند و معتقدند هر كس علي را بر عثمان ترجيح دهد و برتر بداند از سنّت خارج شده و مبتدع است، چون با اجماع صحابه مخالفت كرده‌است. به همين دليل گفته‌اند: هر كس علي را بر عثمان مقدّم بداند به مهاجرين و انصار خيانت كرده ‌است، اين عقيده كسانی همچون ايوب سختیاني، احمد بن حنبل و دار قطني است. طبق روايت دوّم چنين فردي را مبتدع نمي‌دانند چون از نظر فضيلت با هم نزديك هستند.(4)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مجموع الفتوی 3/101-102
2) حقبة من التاريخ، عثمان خميس/66.
3) مجموع الفتاوی 3/101-201.
4) منبع سابق.ابوطالب چهار پسر داشت که عبارتند از: طالب (این همان فرزندی است که کنیه‌اش با نام او شهرت یافته ‌است) عقیل، جعفر و علی و دو دختر به نامهای ام‌هانی و جمانه همه‌ی اینها دختران فاطمه بودند و فاصله‌ی تولّد هر برادر با دیگری ده سال بوده‌ است. با توجّه به این قضیه طالب که بزرگتر از همه ‌است ده سال از عقیل بزرگتر است و فاصله‌ی بین او جعفر و علی و عقیل به همین روال ده سال بود (1) ‍. اکنون به خلاصه‌ای از زندگی برادران علی می‌پردازیم:
الف- طالب بن ابی طالب
پس از جنگ بدر طالب مشرک از دنیا رفت و گفته‌اند: از کسانی است که به زمین سردرگم شده‌است، وی رسول‎الله (ص) را دوست داشت و در مدح ایشان شعرهایی سروده‌ است و با دلی ناخواسته به جنگ بدر آورده شد و در حین خروج به طرف بدر بین او و قریش جرّ و بحثی در گرفت و به او گفتند: سوگند به خدا شما بنی‌هاشم، تمایل قلبتان با محمّد است، در نتیجه با عدّه‌ای به مکّه برگشت و در مدح رسول‎الله (ص) قصیده‌ای سرود و در آن بر کشته‌های بدر گریست (2) .
(ب) عقیل بن ابوطالب
کنیه‌اش ابو زید است و مسلمان شدنش تا سال فتح مکّه به تأخیر افتاد و گفته‌اند: در سال حدیبیه مسلمان شده، ودر اوّل سال هشتم هجری به مدینه هجرت کرد و در جنگ بدر اسیر گشت و عمویش عباس با پرداخت فدیه ‌او را آزاد کرد و در روایات متعدد صحیح نام او مذکور است. در جنگ مؤته حضور داشت. ابن سعد می‌گوید: در فتح مکّه و جنگ حنین به علّت بیماری نتوانست حضور یابد، با این حال زبیر بن بکار بطور مستند از حسن بن علی روایت می‌کند که حضور عقیل در جنگ حنین ثابت است. عقیل در دوران خلافت معاویه وفات یافت و در تاریخ اصغر بخاری با سند صحیح روایت کرده‌است که‌او در آغاز حاکمیّت یزید قبل از واقعه حره در سن نود و شش سالگی وفات یافت (3) . 
ج- جعفر بن ابی طالب
ایشان یکی از سبقت گیرندگان در اسلام آوردن و دوست و همنشین مساکین بود و به آنها خدمت می‌کرد، به همین دلیل آنها نیز او را دوست داشتند و ضمن خدمت به او درد دلشان را به او می‌گفتند و او همتراز و هم سخن آنها بود. جعفر از کسانی بود که به حبشه هجرت کردند و نجاشی و پیروانش به دست او مسلمان شدند، ودر کتاب « سیرة النبویة » زندگی او را بیشتر مورد بحث و بررسی قرار داه‌ام، وی در جنگ موته در سرزمین شام در حال هجوم به دشمن به شهادت رسید.(4) 
د- ام‌هانی دختر ابوطالب
وی دختر عموی پیامبر (ص) است و گفته‌اند: نامش فاخته‌ است. برخی گفته‌اند: نامش هند است. امّا فاخته مشهورتر است. او زن هبیره بن عمر و ابن عائد مخزومی‌بوده‌است و پسرش عمرو از همین زنش بوده‌است، کنیه‌اش با نام همین پسرش شهرت یافت. او در فتح مکّه دو نفر از بنی مخزوم را پناه داد و به همین مناسبت پیامبر (ص) خطاب به اوفرمود: « ای ام‌هانی هر کس را پناه دادی ما هم پناه می‌دهیم». ام‌هانی از پیامبر (ص) احادیثی روایت کرده‌است که در کتابهای ششگانه (کتب سته) موجود است(5) ، ترمذی و کسانی دیگر گفته‌اند: او پس از علی نیز در قید حیات بوده‌است، (6)  
ه- - جمانه دختر ابوطالب
وی مادر عبد بن ابی سفیان بن حارث بن عبدالمطلب بود که ‌ابن سعد نامش را در زندگی نامه‌ی فاطمه دختر اسد ذکر کرده‌ است، امّا در بخش دختر عموهای پیامبر (ص) زندگیش را به صورت مستقل آورده‌است و جعفر بن ابوسفیان بن حارث از اوست و پیامبر (ص) از درآمد خیبر سی وسق گندم به او داد.(7) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النهایة 223/7، المرتضی /26.
2) الجوهره فی نسب النبی و اصحابه، از کتاب المرتضی/23
3) الاصابة فی تمییز الصحابة 494/2 و المرتضی /24.
4) المرتضی /25.
5) المرتضی/27.
6) الاصابة فی تمییز الصحابة (317 – 318/9).
7) الاصابة 26-259/4 و المرتضی /27.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:191.txt">1- اقامه‌ی حدود شرعی در دوران عثمان</a><a class="text" href="w:text:192.txt">2- مشورت عثمان با علي و بزرگان صحابه در فتح آفريقا</a><a class="text" href="w:text:193.txt">3- رأی علي و جمع كردن مردم بر ‌يك قرائت توسط عثمان</a></body></html>حصين بن منذر روايت مي‌كند: در مجلس عثمان بن عفّان (رض) حضور داشتم كه وليد را آوردند و دو نفر علیه ‌او گواهي دادند كه شراب نوشيده و شخص سوّمی‌گواهي داد كه شراب استفراغ نكرده، عثمان گفت: نوشيده و استفراغ نكرده ‌است؟ و گفت: اي علي برخيز و تازیانه‌اش بزن، علي گفت: حسن تازیانه‌اش بزن، حسن گفت: كار سخت را به عهده‌ي كسي بگذار كه از آن نفع مي‌برد. گويا امام حسن نسبت به او گله‌مند بود، لذا گفت: اي عبدالله بن جعفر! برخيز و شلاقش بزن، عبدالله شلاق مي‌زد و علي مي‌شمرد تا اينكه به چهل رسيد، گفت دست نگه دار و سپس گفت: پيامبر (ص) و ابوبكر شرابخوار را چهل شلاق زدند و عمر(رض) هشتاد شلاق، هردو سنّت است البته ‌از نظر من اين (چهل تازیانه) بهتر است.(1) 
از اين روايت به وضوح فهميده مي‌شود كه علي با عثمان(رض) رابطه نزديك داشته ‌است و در اجراي فرمان الهي همكار و‌ ياور بودند و علي در مقام دفاع از عثمان در پاسخ كساني كه به خاطر كاري كه به وليد نسبت مي‌دادند بر عثمان ايراد مي‌گرفتند، گفت: شما به عثمان چنان ايراد مي‌گيريد كه گويا خودش اين كار را كر