 آن برايت بيشتر ناتواني مي‌آورد، من به تو مي‌گويم عمر مسح كرده، تو از نظر من می‌پرسي! ، در حالي كه عمر از من و از تمام كساني كه روي زمين را پر كرده‌اند بهتر است، گفتم: اي ابو محمد! كساني هستند كه مي‌گويند شما اين سخن را از روي تقيه مي‌گوييد، در حالي كه با مابين قبر رسول الله (ص) و منبر نشسته بوديم، خطاب به من گفت: خداوند مي‌داند كه ‌اين عقيده‌ام در دل (نهان) و بر زبان و بر صورت آشكار است، بنابراين از اين بعد حرف كسي را درباره‌ي من گوش مكن و نپذير و گفت: اين كيست كه گمان مي‌كند علي مردي مغلوب و مقهور بوده و رسول الله (ص) به او فرماني داده كه ‌اجرا نكرده ‌است؟ همين براي گنه كار دانستن علي و ايراد بر او كافيست كه گمان مي‌كنند از اجراي فرمان رسول خدا (ص) سرباز زده‌ است (1)؟!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) النهي عن سبب الاصحاب و ما فيه من الاثم والعقاب، محمد عبدالواحد مقدسي /57<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:183.txt">اوّل: بيعت علي(رض) با عثمان(رض)</a><a class="folder" href="w:html:184.xml">دوّم: دروغ‎پردازی‌های رافضیه برای لکه دار کردن شورا</a><a class="text" href="w:text:189.txt">سوم: عثمان برتر است یا علی؟</a><a class="folder" href="w:html:190.xml">چهارم: علي(رض) در خلافت عثمان حدود را اجرا و در امور حكومتي با او مشورت ميكرد</a><a class="folder" href="w:html:194.xml">پنجم: موضعگيري علي در فتنه ترور و شهادت عثمان(رض)</a><a class="folder" href="w:html:199.xml">ششم: ‌اقوال علي(رض) درباره‌ي خلفاي راشدين(رض)</a><a class="text" href="w:text:207.txt">هفتم: وصف اصحاب پيامبر(ص) در قرآن كريم</a></body></html>هنوز کاملاً از دفن عمر بن الخطاب (رض)فارغ نشده بودند که‌ اعضای شورا و رجال مجلس اعلای دولت در خانه‌ي ام المؤمنين عائشه رضی الله عنها تشکیل جلسه دادند. گفته‌اند: در خانه‌ي فاطمه دختر قيس فهري خواهر ضحاك بن قيس گرد آمدند تا در بزرگترين فضيه‌اي كه بعد از وفات عمر بن خطاب (رض)در زندگي مسلمانان پيش آمده بود، تصميم‌گيري كنند، در آن رایزنی هم آراء خود را ابراز کردند و هم بحثهاي مفصلي بیان شد، در نتيجه به توفيق خداوند به نقطه‌اي مشترك دست‌ يافتند كه رضايت خداوند به طور خاص و مسلمانان به طور عام در آن بود.(1)  
برنامه‌ي شورا زير نظر عبدالرحمن بن عوف(رض) آغاز شد، تا خليفه را انتخاب كنند، اولين چشم انداز و مظهر شورا را به صورت سازمان‌ يافته عملي كنند و خليفه را برگزينند تا اعمال سخت و طاقت فرساي خلافت و رهبري امور مسلمانان را بر عهده گيرد. عبدالرحمان چنان با آرامش و شكيبایی و با اراده‌ي استوار و محکم و حسن تدبير و اجراي نيكو عمل كرد كه موفقيتش را در اداي آن امر بسيار مهم و عظيم، تضمين نمود(2)  و شورا را با مهارت و آزادي كامل چنان دسته‌بندي كرد كه واقعاً شايسته‌ي بزرگترين قدرداني است(3) . 
ذهبی گفت: از افضل‌ترين كارهاي عبدالرحمن در امر شورا اين بود كه ‌اوّل خودش را از خليفه شدن عزل كرد و گفت هر كس از شوراي حل و عقد خلیفه‌ای براي امّت برگزيند، من هم قبول دارم و با اين كارش توانست به كاملترين شكل، امّت را بر بيعت با عثمان (رض)جمع و متحد گرداند و اگر خودش دوست دار خلافت و حاكميّت مي‌بود، مي‌توانست و اگر براي خودش نمي‌خواست مي‌توانست براي پسر عمويش و نزديكترين فرد آن گروه به خود‌ يعني: سعد بن ابي وقاص تلاش كند تا خليفه شود.(4)  در نتيجه همه به توافق رسيدند كه با عثمان بن عفان بيعت كنند و بعد از نماز صبح آخرين روز ماه ذي الحجه سال /23 هجري برابر با 6 نوامبر /644 ميلادي بيعت با عثمان صورت گرفت.
به اين صورت كه در آن روز امام جماعت صهيب رومی‌بود، در حالی که عمامه‌ای پوشیده بود که رسول خدا (ص) بر سرش پیچید و عبدالرحمن در حالي آمد که ‌اعضاي شش نفره‌ي شورا در اطراف منبر جمع شده بودند، عبدالرحمن كساني را فرستاد تا تمام مهاجران، انصار و اميران و فرماندهان لشكر اسلام كه در مدينه بودند، بيايند، از جمله معاويه ‌امير شام، عمير بن سعد امير حمص، عمرو بن عاص امير مصر كه همه‌ ايشان در آن سال آمده بودند تا با عمر مراسم حج را به جاي آورند، بعد از حج نیز همه تا مدينه عمر را همراهي كرده بودند.(5) 
 در روايت بخاري آمده که بعد از اقامه‌ی نماز صبح، اعضاي شورا در كنار منبر جمع شدند و عبدالرحمن دنبال افراد حاضر در مدينه ‌از مهاجران و انصار و فرماندهان لشكر فرستاد كه به حج آمده بودند، بعد از اين كه همه جمع شدند، عبدالرحمن كلمه‌ي شهادت را خواند و گفت: اي علي من نظر مردم را جويا شدم، هيچ كس را با عثمان برابر نمي‌دانند، به دل خودت چيزي راه مده و خطاب به عثمان گفت: با تو بر سنّت خدا و پیامبر او و سنّت و روش دو خليفه‌اش بيعت مي‌كنم، بعد از عبدالرحمن، مهاجران، انصار، فرماندهان لشكر و عموم مسلمانان با عثمان بيعت كردند.(6) 
 در روايت صاحب التمهيد آمده: علي بن ابي طالب بعد از عبدالرحمن، اوّلين كسي بوده كه با عثمان بيعت كرد.(7) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عثمان بن عفان، صادق عرجون /62-63.
2) عثمان بن عفان، صادق عرجون/70-71.
3) مجله‌البحوت الاسلامية، ش/10 ص 255.
4) سيراعلام النبلاء، 1/86.
5) شهيد الدار /37.
6) بخاري كتاب الاحكام/7207.
7) التمهيد و البيان /26.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:185.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:186.txt">1- متهم كردن صحابه به پارتی بازی در تعيين سرنوشت رهبري مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:187.txt">2- ماجراي حزب اموي و حزب‌ هاشمي</a><a class="text" href="w:text:188.txt">3-دروغ و تهمت‌هايي كه قهراً به علي نسبت داده‌اند</a></body></html>روايات باطل رافضی که با دسیسه ساخته شده و وارد تاريخ اسلام کرده‌اند تا از این طریق آن را لکه‌دار و مخدوش كنند، از جمله روايات جعلی داستان شورا و انتخاب عثمان بن عفّان است. مستشرقان اين روايات را گردآوري كرده و به صورت گسترده‌اي اقدام به ‌انتشار آنها كرده‌اند، بسياري از مورخان و روشنفکران جديد تحت تأثير آنها قرار گرفته‌اند، حال آنکه بدون بررسي و پژوهش در مورد متن و سند، اينگونه روايات را در بين مسلمانان منتشر كرده‌اند. مورخان شيعه به داستان شورا اهميّت ويژه‌اي داده‌اند و روايات باطل و دروغي ساخته‌اند تا جايي كه برخي كتابهاي مخصوص و مستقلي در اين زمینه نوشته‌اند، ابو مخنف كتاب شورا را تألیف کرد و نيز ابن عقده و بن بابويه كتابهايي مستقل در همين موضوع نوشته‌اند.(1)  ابن سعد نُه روايت از طريق واقدي درباره‌ی شورا و بيعت عثمان(رض) و تاريخ خليفه شدن وي نقل کرده؛ ‌يكي از رواياتش از طريق عبيدالله ‌ابن موسي است كه ترور و شهادت عمر(رض) و منحصر نمودن شورا در آن شش نفر و وصيتش به علي و عثمان در صورت خليفه شدن هر‌ يك از آن دو و سفارشي كه صُهيب رومی‌در اين باره كرده را نوشته ‌است.(2)  
بلاذري هم داستان شورا و بيعت با عثمان را از طريق ابي مخنف روايت كرده و نيز هشام كلبي روايتي آورده‌ كه ‌از ابن مخنف و روايت ديگري را از واقدي 