ه مادرم گفتم: نگذار فاطمه دختر رسول‎الله (ص) آب بیاورد و در کارها کمکش کن تا او نیز با تو در آرد کردن و خمیر کردن کمک کند، (3)  همچنین رابطه‌ی نزدیک مادر علی با رسول‎الله (ص) موجب شد که با حفظ و روایت مجموعه‌ی حدیث از او، بر شرافت و کرامتش افزوده شود و او در نزد رسول خدا بسیار محترم بود، لذا به او هدیه‌های ویژه‌ای می‌داد. ابن حجر در «الاصابة» نقل می‌کند که علی (رض) گفت: رسول‎الله (ص) به من پارچه‌ای ابریشمی‌داد و گفت ابن روسریها را بین فاطمه‌ها تقسیم کن». (4)  من آن را به چهار تکّه تقسیم کردم: یک چادر از آن برای فاطمه دختر رسول‎الله (ص)، یکی برای فاطمه دختر اسد (مادر علی)، یکی برای فاطمه دختر حمزه و چهارمی‌ را نگفت (5) ، مادر علی در دوران حیات و هنگام مرگ در نزد رسول‎الله (ص) از احترام زیادی برخوردار بود و هنگامی‌که در احتضار مرگ بود، پیامبر حضور داشت (6) ، امّا آنچه ‌از انس روایت شده‌ این است که رسول‎الله (ص) مادر علی را دفن کرده ‌است، بسیار ضعیف (ضعیف جدّاً) است و با طریق‌های دیگر تقویّت نمی‌شود. تمام طرق آن بسیار ضعیف است. روایت به شرح زیر است:
وقتی فاطمه دختر اسد (مادرعلی) وفات یافت رسول‎الله (ص) آمد و کنار سرش نشست و گفت: « مادرم، خدا تو را رحمت کند، تو پس از مادرم برایم مادر بودی، گرسنه بودم سیرم کردی، عریان بودم مرا لباس می‌پوشاندی، غذاهای خوب را خودت نمی‌خوردی و به من می‌دادی، در همه‌ی اینها بدنبال رضایت خداوند و زندگی در سرای آخرت بودی». سپس دستور داد او را سه بار غسل دادند. قتی می‌خواستند آب و کافور را بر رویش بریزند، رسول‎الله (ص) آن را با دستش ریخت و سپس پیراهنش را ار تن در آورد و با پارچه‌ای دیگر او را کفن کرد، بعد از این اسامه بن زید و ابو ایّوب انصاری و عمر بن خطاب و غلامی‌ سیاه پوست را صدا زد و دستور داد قبرش را حفر کردند، وقتی می‌خواستند لحد را حفر کنند، پیامبر (ص) با دستان خود آن را کند و خاک‌هایش را با دست بیرون می‌کرد. بعد از حفر لحد، در آن به پهلو خوابید و گفت: «ای خداوندی که زنده می‌کنی و می‌میرانی و همیشه زنده‌ای و نمی‌میری، مادرم دختر اسد را مورد مغفرت خود قرار ده و حجتش را به او تلقین نما و محل ورودش را به حق پیامبرت و پیامبرانی که پیش از او بوده‌اند وسیع و گشاد گردان، که تومهربان ترین مهربانهایی». در نماز جنازه‌اش تکبیر گفت، سپس او را به کمک عباس و ابوبکر داخل قبر گذاشت. این روایت بسیار ضعیف است(7) . (ضعیف جدّاً)
برخی از این روایت ضعیف بر جواز توسّل به اشخاص استدلال کرده‌اند(8) ، استاد ابو عبدالرحمن جیلان بن خضرالعروسی در رساله‌ی لیسانس خود راههای روایت این حدیث را بررسی کرده و ضعف و بطلان آن را شرح و توضیح داده‌است (9)  و می‌گوید: این حدیث از پنج طریق روایت شده که سه تای آن متّصل و دو تای دیگر مرسل است، امّا توسّلی که گمان می‌کنند جایز است فقط در یکی از طریق‌های آن یعنی همان روایت أنس وجود دارد. البته گفتنی است که ‌این روایات از نظر ارزش و اعتبار در حدّی هستند که فقط می‌توان با آن ایراد‌ها و معلول بودن روایت را ثابت نمود؛ چون همه ضعیف‌اند و ایرادها و ضعف‌های این روایات بگونه‌ای واضح است که به جز بر ضعف و بی پایه بودن آن چیزی افزوده نمی‌شود و متن آن از چند جهت متناقص است.
الف – این روایت با روش و سنّت رسول‎الله (ص) در غسل جنازه‌ی زن در چند مورد مخالف است، در این روایت آمده: پیامبر (ص) با دستش آب روی جنازه ریخت، این مطلب فقط در این روایت آمده ‌است، در حالی که در روایتی که در رابطه با غسل زینب دختر پیامبر (ص) آمده که پیامبر به زنها دستور داد تا او را غسل دهند و خودش آب نریخت. بخاری و مسلم از محمّد بن سیرین و او از امّ عطیه روایت کرده‌اند که گفت: رسول خدا (ص) بر ما وارد شد در حالی که دخترش را غسل داده بودیم، خطاب به ما فرمود:
 «اغسلنها ثلاثًا أو خمسًا أو أكثر من ذلك إن رأيتن ذلك بماء وسدر، واجعلن في الآخرة كافورًا، فإذا فرغتن فآذننى»(10)  
یعنی: او را سه بار، پنج بار یا بیشتر، اگر لازم دیدید با آب و سدر بشویید و بار آخر با کافور بشویید، وقتی که‌از شستنش فارغ شدید، مرا خبر کنید. می‌گوید: وقتی فارغ شدیم لباسش را انداخت و گفت با این او را کفن کنید و چیزی بر آن نیفزود.
ب – حفر قبر به دست مبارک پیامبر و بیرون نمودن خاک‌ها و به پهلو خوابیدن در آن، هیچ اصلی ندارد و در آن زمان هم مرسوم نبوده ‌است، بلکه فقط در همین حدیث ضعیف آمده و باورش معمول و مشهور از پیامبر (ص) مخالف و مبالغه و زیاده روی است.
ج – وانگهی شروع دعا با لفظ غائب و سپس با لفظ خطاب، از اسلوب معمول در دعاهای مأثور، مانند: «اللهمّ أنت... ». به دور است و بجز در این دعا که ‌آمده: «الله ‌الذی... ». در هیچ دعای دیگر سراغ نداریم.
د – از آنچه بر ضعف این روایت دلالت دارد این است که راوی اعتراف کرده پیامبر(ص) این کارها را فقط همین انجام داد! و به این صورت خواسته ‌آنچه می‌گوید درست جلوه دهد. امّا هرگز نادرست، درست نخواهد شد.(11)  
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیرة ابن‌هاشم 46-45/1 و المرتضی /26
2) فضائل الصحابه 985/2
3) مجمع الزوائد 359/6 و می‌گوید: رجال این سند، صحیح است.
4) سنن ابن ماجه کتاب الیاس ش/3596
5) الاصابة (1153/27/8).
6) امیر المؤمنین علی بن ابی طالب، احمد السید/24.
7) السلسلة الصحیحة شیخ آلبانی (23/32/1)
8) السمهودي في وفاء الوفاء (4/1373)، والكوثري في محق التقول: ص (379- 391)، والبوطي في السلفية مرحلة، (155)، والعلوي في مفاهيم: ص (65)
9) الدعاء و منزلته /794 تا 798
10) الدعاء و منزلته من العقیدة الاسلامیه (794 تا 798).
11) منبع سابق.عمر بن خطاب(رض) در میان غنائم فارس دختر ‌يزدگرد پادشاه‌ ايران را به حسين بن علي داد كه علي بن حسين، زين العابدين از او متولد شده، همان زين العابدينی كه‌ از نسل حسين كسي غير از او باقي نماند و تمام نسل حسين از او و منتسب به ‌اوست.(1) 
 بنابراين كساني كه سيدنا عمر(رض) را دشنام و ناسزا می‌گویند و خود را پيرو و منتسب به حسين مي‌دانند، بايد از اين كار زشت برحذر باشند، چرا که ‌اگر او نبود آنها هم وجود نداشتند.(2)  و عمر خواهر همين زن را به محمد بن ابي بكر داد و به ‌اين ترتيب هر دو همطراز شدند و قاسم بن محمد بن ابوبكر از همين زن اوست، بنابراين قاسم بن محمد بن ابي بكر و زين العابدين با هم پسر خاله‌اند.(3) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اذهبوا فأنتم الرافضة.
2) سير اعلام النبلاء 6/254.
3) ايشان ابو محمد‌هاشمي فردي سخاوتند، خوش زبان و با شرافت بوده كه در نزد عمر بن عبدالعزيز مقام و منزلتي داشته در سال 145 وفات كرده، الأعلام زركلي 4/207 وتاريخ بغداد 9/431.از حفص بن قيس روايت شده ‌است كه ‌از عبدالله بن حسن درباره‌ي حكم مسح بر موزه سؤال كردم، گفت: مسح كن كه عمر بن خطاب مسح كرده‌ است، وی می‌گويد: گفتم: سؤالم اين بود كه‌ آيا تو مسح مي‌كني؟ گفت: