اي آنان آشكار گشته است. اگر هم (به فرض محال به دنيا) برگردانده شوند، به سراغ همان چيزي مي‌روند كه از آن نهي شده‏اند. ايشان (در وعده ايمان) دروغگويند.
آری، همه‭اینها به هنگام مرگ و به هنگام روبه‌رو شدن با خداوند متعال و موقع دیدن آتش می‌خواهندکه به دنیا بازگرداند، امّا (در همان اوقات) به آنها جواب داده می‌شود. زیرا در قضا و قدر خداوند متعال قبلاً چنین قید شده که آنها بازنمی‌گردند.
لذا علما، اعتقاد رجعت و برگشتن به دنیا پس از مرگ را بعنوان شدیدترین مراحل زیاده‏اندیشی و افراط در بدعت شیعه‌گری محسوب می‌کنند.(18)  در مسند امام احمد آمده که عاصم بن ضمره که ‭یکی از یاران حضرت علی(رض) بود، به حسن بن علی(رض) گفت: شیعه گمان می‌برد که علی(رض) بازمی‌گردد، حسن گفت: آن کذّاب‌ها دروغ گفته‏اند و اگر این را می‌دانستیم زنانش (بعد از او) ازدواج نمی‌کردند و ما میراثش را تقسیم نمی‌کردیم.(19) 
مقوله‭ی رجعت و بازگشت به‭این دنیا - پس از مرگ - به منظور پاداش دادن به نیکوکاران و مجازات بدکاران، با طبیعت این دنیا منافات دارد، زیرا این دنیا، سرای سزا و حساب و کتاب نیست، خداوند متعال هم می‭فرماید: 
(کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ) (آل عمران / 185)
هر كسي مزه مرگ را مي‌چشد و بيگمان به شما پاداش و پادافره خودتان به تمام و كمال در روز رستاخيز داده مي‌شود و هركه از آتش دوزخ به دور گردد و به بهشت برده شود، واقعاً سعادت را فراچنگ آورده و نجات پيدا كرده است و زندگي دنيا چيزي جز كالاي فريب نيست.
ابن سبأ یهودی در پایه‌گذاری اصل رجعت نقش اصلی را بازی کرده است امّا او فقط قائل به رجعت علی بود، همانگونه که او مرگ علی(رض) را نفی کرد آنگونه که امامیه در مورد مهدی خود ادعا می‌کنند. عقیده به رجعت در نظر شیعه‭ی امامیه، خلاف این قاعده است که ‭یکی از ضروریات و بدیهیّات معلوم دین است مبنی بر اینکه: قبل از روز قیامت هیچ حشری در کار نیست و خداوند متعال هرجا که کافر یا ستمگری را تهدید کرده، وی را صرفاً به روز قیامت تهدید کرده است؛ و از سوی دیگر با آیات و احادیث متواتری که بطور صریح و روشن می‌گویند: قبل از روز قیامت، هیچ برگشتی به دنیا وجود ندارد، منافات و تضاد دارد.(20) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول شیعة الامامیة(2/1103).
2) اعتقادات، ص 90.
3) اوائل المقالات، ص 51.
4) مجمع البیان (5/52)، الا یقاظ من المجعة ص 33.
5) منبع سابق، ص 64.
6) القاموس (3/28)، مجمع البحرین (4/334).
7) روح المعانی (5/27)، ضحی الاسلام احمد امین (3/237).
8) اصول شیعة الامامیة(2/1105).
9) اوائل المقالات، ص 51.
10) اصول شیعة الامامیة(2/1105).
11) اوائل المقالات، ص 95.
12) تفسیر قمی‏(2/76) در بالای صفحه‭این عنوان قرار داده شده: بزرگترین دلیل بر رجعت.
13) تفسیر ابن کثیر (3/205).
14) تفسیر قاسمی‏(11/293).
15) اصول شیعة الامامیة(2/1112).
16) فتح القدیر (3/426).
17) مختصرالتحفة، ص 201.
18) اصول شیعة الامامیة(2/112).
19) مسند احمد (2/312)، احمد شاکر گفته است: سندش صحیح است.
20) اصول شیعة الامامیة(2/1124).یکی از اصول شیعة امامیه تئوری بداء برخداوند متعال است و در این مقوله تا جایی اغراق و افراط کرده‭اند که گفته‏اند: خداوند متعال با هیچ عبادتی همچون بداء پرستش نشده است! (1)  (یعنی ادعای بداء و تغییر تصمیم برای خداوند از هر عبادتی بزرگتر است! ! ! ! ).
نیز گفته‏اند: «خداوند متعال با چیزی مانند بداء تعظیم نشده است.»(2)  «و اگر مردم می‌دانستند که پذیرفتن (تئوری) بداء تا چه‏اندازه برای آنها پاداش آفرین است، همواره پیرامون آن سخن می‌گفتند»(3) ، «وخداوند متعال هیچ پیامبری نفرستاده مگر اینکه شراب را حرام کند و برای خداوند متعال به «بداء» اقرار و اعتراف کند.(4) ».
چنین بنظر می‌رسد بنیان‌گذار این اعتقاد برای امامیه همان آقای کلینی (ت 328 یا 329 ه‍ ) است که در نزد آنها به (ثقة الاسلام) ملقب است. چون، این نظر و اعتقاد را در بخش اصول اعتقادی الکافی قرار داده و آنها را در قسمت کتاب توحید هم گنجانده و بابی را به عنوان باب (بداء) بدان اختصاص داده و شانزده حدیث از احادیث منسوب به ائمه را در آن ذکر کرده است.(5) 
 اگر برای تعریف و شناختن معنای «بداء» به زبان عربی مراجعه کنیم، می‏بینیم که قاموس لغت می‭گوید! (بدا، بدواً، بداءة): یعنی آشکار شد و بدا له فی الامر و بداء و بداة: یعنی در مورد آن رأی جدیدی یافت.(6) 
بنابراین، بداء در لغت دارای دو معنا است: 
1- ظهور بعد از خفا و پنهان شدن، می‌گویی: (بدا سور المدینة): یعنی دیوارهای شهر نمایان شدند. 
2- پدید آمدن نظریه‌ای جدید. فراء میگوید: بدا لی بداءً، یعنی: برای من نظریة دیگری نمایان و ظاهر شد. جوهری گفته است: بدا له فی الأمر بداءً: یعنی در ارتباط با آن، رأی دیگری برایش بوجود آمد(7) . و هر دو معنی در قرآن وارد شده‏اند. 
به معنای ظهور و آشکار شدن این فرموده‭ی خداوندمتعال است :
(وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْکُم بِهِ اللّهُ) (بقره / 284).
و اگر آنچه را كه در دل داريد آشكار سازيد يا پنهان داريد، خداوند شما را طبق آن محاسبه مي‌كند.
و بمعنی پدید آمدن رأی و تصمیم جدید این فرموده‭ی خداوند که می‭فرماید: 
(ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ) (یوسف / 35).
بعد از آن كه نشانه‌ها (و علائم پاكدامني يوسف) را ديدند، تصميم گرفتند او را تا مدّتي زنداني كنند.
روشن است که مفهوم مقوله‭ی بداء با هر دو معنی که دارد، مقتضی سبقت جهل و نادانی بر علم و آگاهی است و البته که محال است خداوند متعال ابتدا در مورد چیزی آگاهی نداشته باشد و بعداً آگاهی حاصل کرده باشد. نسبت دادن چنین چیزی به خداوند متعال از بزرگترین کفرها است! پس چگونه انثی‌عشریه مقوله‭ی بداء را یکی از بزرگترین عبادت‌ها، قلمداد کرده و می‌گوید: هیچ چیز به‏اندازه‭ی بداء نمی‌تواند موجب تعظیم خداوند متعال گردد؟! پاک و منزهی تو خدایا! براستی که‭ این تهمتی بزرگ است.(8) 
این مفهوم زشت و ناپسند در کتاب‌های یهود هم ملاحظه می‌شود؛ در توارت که ‭یهودیان به دلخواه خود آن را تحریف کرده‏اند، عبارت‌ها و نصوصی آمده‏اند که در حاوی نسبت دادن معنای بداء به خداوند متعال.(9) 
و چنین بر می‌آید که ابن سبأ یهودی درصدد بر آمده که‭ این مقوله را که از توارت خودشان اقتباس کرده در جامعه‭ی اسلامی ‏اشاعه دهد. خواسته‭ی او این بود که به نام تشیع و در زیر چتر دعوت به ولایت علی(رض) در جوامع اسلامی‏این مقوله را رواج دهد، چون سبئی‌ها همه قایل به «بداء» هستند و بر این باورند که خداوند متعال (بعداً به مروز زمان) چیزهایی برایش روشن می‌شود.(10) 
سپس این مقوله، به فرقه‭ی کیسانیه، یا مختاریه انتقال یافت. مختار