وند و صحیح نیست که بگوییم این کتاب سند متصل به پیامبر(ص) را یا آورشده، و ادعا شود که سخنان موجود در آن اقوال پیامبر(ص) هستند، مگر بر این اساس که اقوال امامانشان همان اقوال پیامبر(ص) و دین خداوند متعال می‌باشد...
بیشتر روایات موجود در الکافی نزد امام صادق متوقف می‌شوند و اندکی از آنها به پدرش امام باقر ارتقاء می‌یابد، و کمتر روایتی به امیرالمؤمنین علی(رض) می‌رسد و به ندرت روایتی تا پیامبر(ص) توقف نکند.(16) 
همانگونه که کتاب دیگری به نام (من لایحضره الفقیه) دارند، که آن را ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه که وی را شیخ صدوق لقب داده‏اند تدوین نموده است. او نیز از بزرگترین دانشمندان شیعه در خراسان بوده و در سال (381 ه‍(وفات یافته است. از جمله‌ کتاب‌های مورد اعتماد نزد شیعیان دو کتاب (تهذیب الکلام) و (استبصار فیما اختلف من الاخبار) که اثر محمد بن طوسی هستند. این کتاب‌ها سرشار از ده‌ها هزار حدیث و روایت هستند که اثبات صحّت آنها ممکن نیست، بلکه بیشتر آنان روایات جعلی وساختگی می‌باشند، (17)  همانطور که قبلاً به احادیثی که در دفاع از شایسته‌تر بودن امام علی به امامت و جانشینی به آنها تکیه کرده‏اند و به هنگام ارائه نمودن آراء و نظریات اهل تشیع، اشاره نمودیم. تشیع و یا حداقل برخی از آنان به ‭اینکه در این کتاب‌ها بعضی از روایات جعلی موجود است، اعتراف می‌کنند همانگونه که خودشان برخی از راویانشان را مجروح کرده و به آنان لطمه زده‏اند و اگر واقعیت امر چنین است آیا ممکن است که شیعه به توصیه‭ی امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(رض) عمل کنند که فرموده است: به دینتان ملتزم و پایبند باشید و به رهنمود پیامبرتان ره‭یابید و از سنّت او پیروی کنید. آنچه را که بر شما مشکل آمد بر قرآن عرضه نمایید اگر موافق آن بود بدان تمسک جویید و اگر با قرآن مخالفت داشت آنرا مردود شمارید.(18)  و نیز اینکه فرموده است: به راه و روش پیامبرتان اقتدا کنید، چرا که بهترین راه و روشهاست و به سنّت او تمسک جویید، چون سنّت وی برترین راه و روش‌هاست(19) .
آیا ممکن است که شیعیان به روش امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(رض) در رابطه با فهم احکام و دستورات از قرآن کریم و معانی آیات ملتزم شوند، تا اینکه به ظاهر قرآن کریم التزام داشته باشند و مجملات آن را بر مفسّر و مطلق آن را بر مقیّد حمل نمایند. اینکه ناسخ و منسوخ را مراعات نموده و به لغت عرب نگاه کنند و نصوص را به واسطه‭ی نصوص دیگر درک نموده و از مشکل آن سؤال کنند، به تناسب آیات و تخصیص عام آگاهی یابند. از امیرالمؤمنین علی(رض) یاد بگیرند که چگونه مقام نبوّت را ارج نهند و با سنّت پیامبر(ص) طبق راهنمایی وی که در این کتاب بیان داشتم رفتار نمایند، سپس روایات موجود در کتابهایشان را بر دو معیار دادگر و عادل، کتاب خدا و سنّت پیامبرش عرضه دارند و آنچه را که موافق کتاب خدا و سنّت رسولش باشد بپذیرند و آنچه را که مخالف آنها باشند رها سازند و پیروانشان را از آن بر حذر نمایند، به خصوص آن روایاتی که نه تنها اسلام، بلکه خود أئمه نیز از آن ضررمند خواهندشد.
دین خدا کامل شده است، زیرا خداوند متعال فرموده: 
(الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا) (مائده/3). 
امروز (احكام) دين شما را برايتان كامل كردم و (با عزّت بخشيدن به شما و استوار داشتن گامهايتان) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند براي شما برگزيدم
پیامبر خدا(ص) تمام آنچه را که بر وی نازل شده تبلیغ نموده است و فرمان پروردگارش را به جای آورده است که می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ) (مائده / 67)
اي فرستاده (خدا، محمّد مصطفي! ) هر آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است (به تمام و كمال و بدون هيچ گونه خوف و هراسي، به مردم) برسان (و آنان را بدان دعوت كن) و اگر چنين نكني، رسالت خدا را (به مردم) نرسانده‌اي. 
قطعاً پیامبر(ص) آشکارا رسالتش را تبلیغ نمود و برجهانیان اقامه حجّت کرد، و این را میان مسلمانان اعلان نمود و هیچ چیزی از شریعت را از هیچ کس پنهان نداشت و مخفی ننمود، خداوند متعال می‌فرماید: 
(لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَکْتُمُونَهُ) (آل عمران/187): (براي مردمان آشكار سازيد و توضيح دهيد و آن را كتمان و پنهان نسازيد)
(إِنَّ الَّذِينَ يَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْکِتَابِ أُولَئِکَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ(159) إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَئِکَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ(160)) (بقره / 159-160).
بي‌گمان كساني كه پنهان مي‌دارند آنچه را كه از دلائل روشن و هدايت فرو فرستاده‌ايم، بعد از آن كه آن را براي مردم در كتاب (تورات و انجيل) بيان و روشن نموده‌ايم، خدا و نفرين‌كنندگان (چه از ميان فرشتگان و چه از ميان مؤمنان انس و جان)، ايشان را نفرين مي‌كنند. اگر كساني كه توبه كنند (از كتمان حق) و به اصلاح (حال خود و جبران مافات) بپردازند و (آنچه را كه از اوصاف پيغمبر و اسلام و ديگر حقائق مي‌دانستند و پنهان مي‌كردند) آشكار سازند. چه توبه چنين كساني را مي‌پذيرم و من بسي توبه‌پذير و مهربانم. 
و فرموده است:(وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (نحل / 64).
ما كتاب (قرآن) را بر تو نازل نكرده‌ايم مگر بدان خاطر كه چيزي را براي مردمان بيان و روشن نمائي كه (جزو امور ديني است و) در آن اختلاف دارند و (هم بدان خاطر كه اين كتاب) هدايت و رحمت براي مؤمنان گردد.
بنابر این دین تمام و کامل گشته است و فزونی و کاستی نمی‌پذیرد و تغییر نمی‌یابد(20) ، نه از جانب امام موهوم و غائب و افسانه‌ای(21) . پیامبر(ص) در حالی دنیای فانی را وداع گفت که تمام دین را تبلیغ کرد و همه‭ی آن را طبق دستور پروردگارش تبیین و روشن ساخت، رسول خدا فرموده است: «ترکتکم علی مثل البیضاء لیلها کنهارها، لا یزیغ عنها بعدی الا هالک»: (من شما را بر راه روشن باقی گذاشتم که شب آن همانند روزش روشن است و پس از من کسی از آن منحرف نمی‌شود مگر گمراه شده‭ی تباه گشته)(22) 
ابوذر(رض) گفته است: محمد(رض) در حالی ما را ترک کرد که هیچ پرنده‌ای با بال‌هایش در آسمان پرواز نمی‌کرد مگر اینکه دانشی در مورد آن را برای ما بیان داشته بود.(23) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اضوأ علی خطوط محب الدین، ص 68، 65، 48.
2) الفرق بین الفرق، ص 322و 327و 346.
3) منهاج السنة (2/175).
4) صحیح الکافی (1/11)، اصول شیعة الامامیة(1/373).
5) اصول شیعة الامامیة (1/373).
6) الاصول العاقة فی ا