ابه و برگزیدگان آنها همچون علی، طلحه، زبیر و غیره - رضی الله عنهم - (که بعداً دچار اختلاف و درگیری هم شدند) از جمله کسانی هستند که خداوند متعال آنها را مورد تمجید و ستایش قرار داده و ایشان را پاک نموده و از آنها راضی شده و آنها هم از خدا راضی شدند و به آنها وعده‭ی بهشت داده است، آنجا که می‭فرماید:(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا) 
خداوند به كساني از ايشان كه ايمان بياورند و كارهاي شايسته بكنند آمرزش و پاداش بزرگي را وعده مي‌دهد.
خصوصاً آن ده نفری که از جانب پیامبر(ص) بطور قطعی به آنها نوید بهشت داده شد، الگو و مقتدا هستند. با وجود آنکه، بر بسیاری از فتنه‏ها و اتفاقاتی که بعد از پیامبر(ص) بر سرشان خواهد آمد و پیامبر(ص) در این باره آنها را آگاه نموده بود، آگاه بودند و چیزی از مرتبه و مقام و فضیلت آنها کاسته نشده است؛ چون آن شئون تماماً بر اساس اجتهاد صورت پذیرفتند.(7) 
ه‍ - همچنین خداوند متعال فرمود :
(لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ(8) وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(9)) (حشر / 8-9).
همچنين غنائم از آنِ فقراي مهاجريني است كه از خانه و كاشانه و اموال خود بيرون رانده شده‏اند. آن كساني كه فضل خدا و خوشنودي او را مي‌خواهند و خدا و پيغمبرش را ياري مي‌دهند. اينان راستانند. آناني كه پيش از آمدن مهاجران خانه و كاشانه (آئين اسلام) را آماده كردند و ايمان را (در دل خود استوار داشتند) كساني را دوست مي‌دارند كه به پيش ايشان مهاجرت كرده‏اند و در درون احساس و رغبت نيازي نمي‌كنند به چيزهائي كه به مهاجران داده شده است و ايشان را بر خود ترجيح مي‌دهند، هرچند كه خود سخت نيازمند باشند. كساني كه از بخل نفس خود، نگاهداري و مصون و محفوظ گردند، ايشان قطعاً رستگارند.
بنابراین راستگویان همان مهاجران هستند و رستگاران همان انصار. و این دو کلمه را ابوبکر صدیق(رض) روزی که در سقیفه بنی ساعده انصار را مورد خطاب قرار داد، اینگونه تفسیر کرد و گفت: خداوند متعال ما را «صادق» نام نهاده و شما را «رستگار». به شما دستور داده در هر جا که ما باشیم، شما هم باشید، آنجا که می‏فرماید:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ) (توبه / 119).
اي مؤمنان! از خدا بترسيد و همگام با راستان باشيد.
باری، مهاجرین و انصار از اصحاب رسول خدا همه‭ی این صفات حمیده که در این دو آیه ذکر شده‏اند را جامه‭ی عمل پوشاندند و به همین خاطر صفات مهاجرین را ختم کرد به‭اینکه اهل صداقت و راستگویی هستند و آخرین صفتی که به انصار و حامیان و یاوران آنان و دیگر برگزیدگان داده شد «رستگاری» بود و ممکن نیست هیچ قومی‏این صفات والا و عالی را جامه‭ی عمل بپوشانند که عادل نباشند؟، این آیات بصورت روشن و واضح بیانگر عدالت اصحاب(رض) می‌باشند. به همین خاطر می‌گوییم: با نص قرآن کریم عدالت‌محوری و عدالت‌گستری و عدالت‌خواهی آنان ثابت و نهادینه شده است.(8) 
* - دلالت سنّت رسول خدا (ص) در مورد عدالت صحابه
در مورد دلالت سنّت بر عدالت آنها باید بگوییم که پیامبر(ص) در حدیث‌های فراوانی آنها را توصیف نموده است و با زیبا ترین مدح و ثناگویی آنها را عادل خواندن معرّفی کرده است، از جمله: 
الف- شیخین در صحیحین از حدیث ابوبکر روایت کرده‏اند که پیامبر(ص) فرمود: «... الا لیبلغ الشاهدُ منکم الغائبَ»(9) : (آگاه باشید، این مطالب را هر کس که حاضر است به کسی غایب است برساند). 
وجه دلالت این حدیث بر عدالت آنها این است که پیامبر(ص) این سخن را در بزرگترین همایش واجتماع صحابه، در حجة الوداع بیان فرمود. این یکی از بزرگترین دلایل ثبوت عدالت آنها است، چون پیامبر(ص) از آنها خواست که گفتارش را به گوش کسانی برسانند که در آن جمع حضور نیافته بودند و کسی از آنها را از این کار استثناء نکرد.(10) 
ابن حبّان - رحمه الله - گفته است: در این سخن پیامبر(ص) «آگاه باشید که باید شاهد و حاضر شما (در این اجتماع) به گوش غائب برساند» بزرگترین دلیل است بر این که همه اصحاب عادل بوده‏اند، و افراد مجروح یا ضعیفی نبوده‭اند. اگر کسی ناعادل در میان آنها می‌بود، پیامبر(ص) استثنا می‌کرد و می‌فرمود: آگاه باشید که فلان نفر از شما به آن غائب برساند، پس چون بصورت کلی همه را مأمور به تبلیغ کرده است، این امر نشان می‌دهد که همه آنها عادل هستند(11) . و همین افتخار کافی است برای کسی که پیامبر(ص) او را عادل دانسته است. 
ب- بخاری با اسناد خود که به ابوسعید خدری(رض) می‌رسد روایت کرده که او گفت: پیامبر(ص) فرمود: «لاتسبّوا اصحابی، فلو انّ احدکم انفق مثل احد ذهباً، ما بلغ مدّ احدهم و لا نصیفه» (12) : (به اصحابم بد و ناسزا نگویید! چرا که اگر یکی از شما مانند کوه احد طلا صدقه دهد، به‏اندازه‭ی یک مُدّ از صدقه‭ی آنها یا نصف آن نمی‌رسد.» 
وجه استدلال به‭این حدیث برای عدالت صحابه(رض) این است که: توصیف کردن آنها به ناعدالتی به مثابه‭ی ناسزاگویی به آنهاست! بخصوص که کسانی از تعرض به آنها منع شده‏اند که هم ‌عصر و همدم آنها بوده‏اند، ولی بدلیل مواضع و مواقف بزرگی که صحابه از خود به‭ یادگار گذاشته‏اند، از آنها برتر هستند، حال این مسأله برای همه نسل‌های بعدی از اولویت بیشتری برخوردار است.(13) 
بنابراین صحابه به دلیل اینکه خداوند متعال آنها را عدالت‌محور معرفی کرده و پیامبر(ص) هم آنها را مورد ستایش و تمجید قرار داده است، همگی عادل هستند و نیاز به تعدیل کسی از خلق ندارند.(14) 
اگر هم عدالت‌محوری آنها در کتاب خداوند متعال و سنّت پیامبر(ص) با نص صریح بیان نمی‭شد، با توجه به کارهای بزرگ و خدمات بزرگ و فراوانی که جهت نُصرت و یاری دین پاک خداوند متعال ارائه کرده‏اند، انسان‌هایی که از عقل خرد صحیح و قلب‌هایی سالم و بی‌غل و غش برخوردار هستند، به عدالت‌محوری آنها یقیین پیدا می‌کردند. باید اعتراف کنیم که آنها با همه توان خود در راه پیروزی حق و برافراشتن پرچم آن و محکم‌سازی قواعد و پایه‌های آن و انتشار احکام آن در همه ممالک گام برداشته و هر چه را که در توان داشتند به کارانداختند. رضای خدا بر همة آنها باد! 
البته عدالت مورد بحث ما در اینجا از آن به هیچ وجه بدین معنا نیست که آنها دچار لغزش و گناه نمی‌شوند، چون این ویژگی تنها به انسان معصوم تعلق دارد(15) ، بلکه منظور این است که روایت‌های آنان را بدون ای