ای امامت نیست.(2) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر قمی‏(2/274) بحارالانوار (24/174).
2) تفسیر قمی‏(1/314) بحارالانوار (24/175).آنها در رابطه با تفسیر آیه 29 سوره‭ی اعراف که می‭فرماید:(وَأَقِيمُواْ وُجُوهَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ) (و (دستور او) اين (است) كه در هر عبادتي رو به خدا كنيد)
گفته‏اند: منظور امامت است.(1) 
و در رابطه با آیه 31 سوره اعراف که می‭فرماید: 
(خُذُواْ زِينَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ) (اي آدميزادگان! در هر نماز گاه و عبادتگاهي، خود را بيارائيد). گفته‏اند: منظور از مسجد در اینجا ائمه است.(2) 
در رابطه با آیه‭ی 18 سوره جن که می‭فرماید:(وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا)(مسجدها مختصّ پرستش خدا است، و (در آنها) كسي را با خدا پرستش نكنيد.) 	
گفته‏اند: مساجد امام آل محمّد است. پس غیر اینها را به امامت نگیرید!(3)  
امام صادق در مورد خودشان می‌گوید: ما بلد حرام (مکه) وما کعبه الله و قبله خدا هستیم(4) . و سجود: همان ولایت ائمه است و اینگونه آیه 43 سوره‭ی قلم را تفسیر می‌کنند که می‭فرماید:(کَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ)(پيش از اين نيز (در دنيا) بدان گاه كه سالم و تندرست بودند به سجده بردن و كرنش كردن خوانده مي‌شدند).
گفته‏ اند: خدا مردم را به ولایت علی در دنیا فراخوانده می‌شدند.(5) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر عیاشی (2/12) اصول شیعه (1/216) 
2) تفسیر عیاشی (2/13)اصول شیعه (1/216).
3) برهان (4/393) اصول الشیعه (1/216).
4) بحارالانوار (24/303).
5) تفسیر قمی‏(2/383) مراة الانوار ص 176.و آیه‭ی 7 سوره غافر که می‭فرماید:(فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَکَ ) 
پس خدایا در گذر از كساني كه (از گناهان دست مي‌كشند، و از راههاي انحرافي دوري مي‌گزينند) برمي‌گردند و راه تو را در پيش مي‌گيرند.)
این آیه را به سه گونه تأویل کرده‏اند: روایت اوّل می‌گوید:(فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا) یعنی: ببخش کسانی را که از ولایت فلان و فلان (یعنی: ابوبکر و عمر و بنی‌امیه توبه کردند ».
و در روایت دوّم می‌گوید: یعنی از ولایت طاغوت‌های سه گانه (یعنی ابوبکر و عمر و عثمان) و بنی‌امیه برگشتند و توبه کردند.
و در روایت سوّم می‏گویند:(وَاتَّبَعُوا سَبِيلَکَ) (راه تو را پوییدند). منظور از راه خدا امیرالمؤمنین (علی) است(1) . و هر سه روایت فوق را به ابوجعفر محمد باقر نسبت داده شده است، در حالیکه علم و دین او صحّت آن را رد می‌کنند(2) . البته‭ اینها تعداد اندکی از تأویلات پوچ و فراوان آنها می‌باشد، بیشتر مصادر و منابع تفسیری آنها، از این شیوه باطنی برای تأویل، که منشأ آن ابوخطاب، جابر جعفی، مغیره بن سعید و دیگر افراد افراطی هستند الهام می‌گیرند. البته در قرن پنجم رفته رفته‏ اندیشه‭ی کنار نهادن این تفسیر باطنی که گرایش افراطی دارد، پا به عرصه‭ی وجود نهاد، مثلاً شیخ شیعیان ابوجعفر محمد بن حسن طوسی (متوفای 460 ه‍ ) کتابی در این زمینه‭ی تفسیر برای آنها تألیف می‌کند که در آن سعی می‌کند تفسیر را از آفت غلو و افراط که در تفسیر قُمی، عیاشی، و اصول کافی و غیره مشاهده می‌شد، بکلی پاک سازد یا دست‌کم آن را تخفیف دهد. اگرچه او هم از اصول شیعیان دفاع می‌کند و مبانی مبتدعانه‭ی آن را تأیید می‌نماید، ولی به‏اندازه‭ی قمی‏و کسانی که به او گرایش دارند گرفتار سقوط و انحطاط نشده است. فضل بن حسن طبرسی هم مثل او می‏اندیشد و در مجمع‌البیان مسلک وی را پوییده است، همانگونه که ابن تیمیه به‭این نکته‭اشاره کرده و فرموده: طوسی و همراهانشان، در راستای تفسیرهای خود به تفاسیر اهل سنّت مراجعه می‌کنند و اگر در تفاسیر آنها مورد قابل استفاده‌ای مشاهده شود، باید بدانیم که از تفاسیر اهل سنّت برگرفته شده است.(3) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر صافی (4/335)، نفسیر قمی‏(2/255).
2) اصول شیعه (1/218).
3) منهاج‌السنة (3/246).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:699.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:700.xml">1- نمونه‌هایی از اعمال سلیقه‏ایی شیعه در تفسیر آیاتی که ادعا می كنند مربوط به ارتداد صحابه مي باشند و پاسخ به آنها</a><a class="text" href="w:text:705.txt">2- عدالت صحابه(رض)</a><a class="text" href="w:text:706.txt">3- وجوب دوست داشتن اصحاب و دعا و طلب آمرزش برای آنها</a><a class="text" href="w:text:707.txt">4- ناسزاگویی صحابه در قرآن و سنّت تحریم شده</a><a class="text" href="w:text:708.txt">5- عشق و علاقه‌ي علي و فرزندانش به صحابه(رض)</a></body></html>شیعه در مقابل اصحاب بزرگوار پیامبر(ص) موضعی خصمانه، کینه‌توزانه و خشم‌آلود اتخاذ می‌کنند و این موضع در خلال طعنه‌ها و اتهامات شنیع و بزرگی که به آنها می‌زنند و کتاب‌های قدیم و جدیدشان که آکنده از آنهاست، خودنمایی می‏کند. مثلاً معتقدند که جز تعداد انگشت ‌شماری همه از اسلام برگشتند و کافر و مرتد شدند. در صحیح‌ترین و معتبرترین کتاب‌هایشان روایت‌هایی این نکته با صراحت تمام بیان شده است.
کلینی از ابوجعفر روایت کرده که گفت: جز سه نفر همه مسلمانان مرتد شدند، گفتم: آن سه نفر چه کسانی بودند؟ گفت: مقداد بن اسود، ابوذر غفاری وسلمان فارسی، که رحمت و برکات خدا بر آنها باد. بعد از کمی‏مکث، مردمانی را معرفی کرد و گفت: اینها کسانی هستند که سنگ آسیاب بر روی آنها چرخیده و از بیعت کردن امتناع کردند تا اینکه امیرالمؤمنین آورده شد وآنها با ناخشنودی با او بیعت کردند.(1) 
و نعمت الله جزائری گفت: امامیه گفته‏اند نص آشکار و روشنی بر امامت حضرت علی وجود دارد و صحابه را کافر دانسته و به بدگویی از آنها پرداخت و امامت را به جعفر صادق و پس از او به فرزندان معصومش علیهم السلام، کشانده‏اند و مؤلف این کتاب از این فرقه است و ان‌شاءالله، این فرقه، همان فرقه نجات یافته است.(2) 
بدگویی شیعه نسبت صحابه به همین مقدار این محدود نمی‌شود که آنها را کافر و مرتد می‌دانند، بلکه از این فراتر رفته و ادعا می‭کنند که آنها بدترین مخلوق خداوند متعال هستند. زمانی ایمان به خدا و پیامبر (ص) در نظر شیعه تحقّق می‏یابد که از آنها - بخصوص سه خلیفه‭ی راشد، یعنی ابوبکر، عمر و عثمان - و مادران مؤمنان، همسران گرامی‏رسول خدا (ص) ابراز برائت و تنفر شود! ! (3) . 
محمد باقر مجلسی می‌گوید: اعتقاد ما در زمینه‭ی تبری جستن این است که ما از بت‌های چهارگانه: ابوبکر، عمر، عثمان و معاویه، و چهار همسر پیامبر: عایشه، حصفه، هند و ام‌حکم و از همه پیروان و یاران آنها تبری می‌جوییم و معتقدیم که آنها بدترین خلق خدا بر روی زمین هستند، و ایمان به خدا و به رسول خدا و ائمه جز با تبری جستن از دشمنانشان کامل نمیشود.(4) 
خشم و کینه‭ی شیعه نسبت به اصحاب پیامبر(ص) به جایی رسیده که لعنت و نفرین آنها را مباح و جایز می‌دانند و حتی معتقدند که‭ این کار به صورت غیر قابل وصفی آنها را به