سرعت گام برمي‌داشت، چنانكه گويي از سرازيري پايين می‌آيد، هيچ گاه كسي را مانند او نديدم.(1) 
محمّد بن علي از پدرش روايت مي‌كند كه رسول ‎الله (ص) سری با شکوه، چشماني درشت با مژگاني بلند داشت، (حسن بن موسي به جای أشفار، الشِّفار را بكار برده) چشمانش متمايل به سرخي بود و ريش انبوهی داشت، رنگي گلگون و دست و پاهاي درشت و قوي داشت.قتي راه می‌رفت چنان با هیبت حركت می‌كرد كه گويي به تپه‌اي بالا می‌رود و هنگامی‌که رو به كسي می‌كرد با تمام اندام رومي‌كرد.(2) 
ترمذي از محمد (از فرزندان علي) روايت مي‌كند كه هرگاه علي رسول ‎الله (ص) را توصيف می‌كرد، مي‌گفت: «بيش از حد قد بلند و قد كوتاه و در خود فرو رفته نبود، چهار شانه بود، گيسوانش نه چندان درهم و فرخورده و نه چندان آويخته و فروهشته بود، نه بسيار فربه و تنومند بود و نه صورتي كاملاً گرد داشت، در عين حال صورتش متمايل به گردي بود و سفيد و گندمگون بود، دست و پاهاي قوي و درشت داشت، وقتي راه می‌رفت چنان محکم حركت می‌كرد كه گويي از بلندي به پايين می‌آيد، وقتي رو برمي‌گرداند كاملاً و با تمام اعضاء و اندام رو بر مي‌گرداند.
اميرمؤمنان علي(رض) یکی از صفات رسول‎ الله (ص) را پس از وفات ایشان تشریح کرده كه كسي غير از او از اين صفتش آگاهي نداشته‌است بجز کسانی كه در غسل بدن مباركش با او بودند(3)  و آن اينكه رسول ‎الله (ص) پس از وفات نيز بدني پاك و پاكيزه داشته‌است. – از علي(رض) - روايت است که گفت: «پس از وفات رسول‎ الله – ايشان را غسل دادم، دقّت كردم ببينم آنچه‌ ديگر مرده‌ها دارند رسول ‎الله (ص) هم دارد، ولی خود و پدر و مادرم فدایش شویم هيچ چيز از او مشاهده نکردم، پس سلام و درود خدا بر او باد، هم در حال حیات و پس از وفات همواره پاك و پاكيزه بود(4) .
ب- تبیین اخلاق رسول خدا(ص)
امير مؤمنان علي(رض) در مورد اخلاق پيامبر می‌گويد: «از همه مردم سخاوتمندتر و از همه راستگوتر بود و از همه سینه گشادتر و متواضعتر و بیش از همه دارای طبیعت نرم بود، هر كس براي اوّلين بار او را می‌ديد، از هيبتش بيمناك مي‌شد، هر كس با او زندگي و معاشرت می‌كرد او را دوست می‌داشت، نه قبل از او و نه بعد از او هرگز كسي را مانند او نديدم.(5) 
علي(رض) در توصیف شجاعت، دلاوری و دليري و نيز توانايي و قدرت او آنگونه که در اخبار جنگها آمده خبر داده ‌است و می‌گويد: هرگاه شدّت جنگ به اوج خود مي‌رسيد، همه ما در اطراف پيامبر(ص) جمع می‌شديم و به ‌ايشان پناه می‌بردیم». در همين باره می‌گويد: «اگر در روز جنگ بدر ما را می‌ديدي که چگونه همه ما به رسول‎ الله (ص) پناه ‌آورده بودیم، در حاليكه‌از همه به دشمن نزديكتر بود و بیش از همه می‌جنگید ».(6) 
 در روايتي ديگر می‌گويد: «وقتی که ‌آتش جنگ سخت داغ می‌شد و هنگاميكه به صورت تن به تن رو در روي هم قرار می‌گرفتيم، به رسول‎ الله (ص) نزديك می‌شديم تا در پناه ‌او باشیم، در حالی که هيچ كس از او به دشمن نزديكتر نبود».(7) 
امير مؤمنان علي(رض) در شرح و توصيف مهرباني، سخاوت، شجاعت و تواضع پيامبر در پاسخ‌يهودياني كه ‌از او خواسته بودند رسول‎ الله (ص) را توصيف كند، می‌گويد: او مهربانترين انسان نسبت به مردم بود، براي‌يتيمان همانند پدري مهربان و براي بيوه زنان همچون سرپرستي بزرگوار بود، از همه خوشروتر بود، شجاعترين و دست و دل بازترين مردم بود، لباسش عباء و غذايش نان جو و شير بود، بالشت او پوستي پر از ليف خرما و زيراندازش حصير بود.(8)  دو عمامه داشت كه‌يكي سحاب(9)  و ديگري عقاب ناميده می‌شد. شمشيرش ذوالفقار، پرچمش سفيد و شترش غصباء (اين شتر غير از قصواء است که چیزی از او سبقت نمی‌گرفت) و قاطرش دلدل (رنگش سفيد آميخته به سياه) بود كه مقوقس به او هديه كرده بود، قاطرهاي ديگر هم داشت. (زادالمعاد1/134)
و الاغش‌يعفور و اسبش مرتجز(10) ، بوده‌است، (به اتفاق مورخان اسبهاي رسول‎الله هفت تا بوده‌است). گوسفندش بركت، چوبه دستی اش باریک و دارای لوای حمد و سپاس بود، شترش را عقال (بستن زانوي حيوان) می‌كرد و علفش می‌داد، لباسش را وصله می‌زد، كفشهايش را می‌دوخت(11) .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد 1/96، ش/7468 چاپ الرساله‌اسناد اين روايت صحيح است.
2) مسند احمد 1/89 ش 684 طبع الرساله – اسناد آن صحيح است.
3) مانند: عباس، فضل و قثم بن عباس.
4) صحيح سنن ابن ماجه‌الباني 1/247 – حاكم در مستدرك 3/59 اين عبارت حاكم است، گويد بر شرط شيخين صحيح است و ذهبي او را تأييد كرده‌است.
5) اين قسمت ادامه روايت قبلي است.
6) مسند احمد 2/64 با تحقيق احمد شاكر – اسناد اين روايت صحيح است.
7) مسند احمد – 2/343 – محقق گويد: اسناد اين روايت صحيح است.
8) ابن قيم در زاد المعاد مي گويد: گاهي رسول‎الله بر بستر و گاهي بر حصير، گاهي بر زمين، گاهي بر تخت، گاهي بر روي ريگها و گاهي بر عبايي سياه مي خوابيد-1/155.
9) همين عمامه را به علي داده‌است. 
10) زادالمعاد 1/133.
11) الرياض النفره في مناقب العشره2/163.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:691.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:692.txt">الف - تحریف معنای توحید که اصل دین است، به ولایت و امامت</a><a class="text" href="w:text:693.txt">ب- تحریف معنای اِله به معنای امام</a><a class="text" href="w:text:694.txt">ج- تحریف معنای ربّ در قرآن به معنای امام</a><a class="text" href="w:text:695.txt">د- تحریف معنای (کلمه) به معنای ائمه</a><a class="text" href="w:text:696.txt">ه‍ - تحریف معانی مسجد و کعبه و قبله به معانی ائمه</a><a class="text" href="w:text:697.txt">و- تحریف معنای توبه در قرآن به بازگشت از ولایت ابوبکر، عمر و عثمان به ولایت علی</a></body></html>یکی از اعتقادات شیعه طرح قضیه‭ی ظاهر و باطن قرآن است و می‏گویند: مردم تنها از ظاهر خبر دارند و فقط ائمه و کسانی که دست‌پرورده‭ی آنها هستند از باطن آن باخبر می‌باشند. با چنین طرز فکرهایی است که زندیقان، ملحدان، هواپرستان، مذاهب و مکاتب ویرانگر بستر و فضای مناسب را می‏یابند که به قرآن بازی کنند و همگی بخواهند به آن نیرنگ و حیله کنند! و نور اسلام را با دهانشان خاموش کنند. امّا بی‌خبرند از اینکه خداوند متعال نورش را کامل خواهد ساخت، اگرچه کافران هم از آن خوشایند نباشند. شیعیان با استفاده ازاندیشه‭ی ظاهر و باطن کوشیده‏اند قرآن را تفسیر کنند، تا با معتقداتشان هماهنگ شود و در جهت اعتقاد به امامت آن را به خدمت مذهب خود بکار گیرند. همانگونه که قرآن را بعنوان پایگاهی جهت حمله علیه صحابه‭ی بزرگوار پیامبر(ص) و زخم زبان زدن به آنها قراد داده، همزمان با آن به تعریف و تمجید اهل بیت پرداخته، مطالبی را به آنها نسبت ‌دهند که خود ائمه هم آنها را از خویشتن دفع کنند. در این زمینه رافضیه نظرات و آرایی را از خود درآورده‏اند که با همه ره‌آوردهای تفسیری قرآن مخالف هستند و فاقد پشتوانه‭ی روایتی، عقلی، لغوی و منطقی می‌باشند.(1) 
در حقیقت ریشه‌های تأویل باطنی در خیمه‌گاههای سبئیه سر بر آوردند، زیرا 