د: أئمّه منشأ رزق و نزول باران و... هستند و مطالبی که سران امامیه روایت می‌کنند، همه از دستاوردها و پس‌مانده‌های تندروان و افراطیون شیعی است، همان کسانی که ائمه، دیدگاه و کیش آنها را انکار نمودند. در روایت‌های آنها آمده است که وقتی به ابوعبدالله گفته شد: مفضل بن عمر مدّعی است که گویا شما قادر به رزق ‌دادن بندگان هستید، گفت: بخدا، جز خداوند متعال کسی روزیهای ما را مقدّر نمی‌کند، در حقیقت من برای طعام دادن خانواده‌ام محتاج شدم و دلم تنگ شد و تا وقتی که قوت آنها را بدست آوردم خیالاتی بر ذهنم خطور کرد، بعد دلم آرام گرفت، خدا او را لعنت کند(که در باره‭ی ما چنین ادعایی کرده)، خدا از او بری است(25) . امّا این چند روایت مانند یک تار موی سفید بر روی گاوی سیاه است، (و مشتی است از خروار) چون تقیه می‌تواند هر عبارتی را که به مزاج آقایان خوش نیاید، در خود جای دهد. برای مثال، به آنچه که شارح الکافی در توضیح سخن ابی عبدالله که هم ‌اکنون آن را نقل کردیم و در آن ابوعبدالله از جماعتی که علم غیب را به او نسبت داده‏اند، اظهار تعجب می‌کند و برای رد نظریه و پندار آنها، به کنیزش مثال می‌زند که در خانه‌اش پنهان شده، ولی نمی‌داند کجاست، (پس چگونه ادعا می‏کند که گذشته و آینده می‌داند؟! ) شارح الکافی می‌گوید: «...هدف از این تعجب این است که نادانان او را بعنوان خدا برنگیرند، یا با این کار، ازاندیشه و خیال بعضی از حاضران که قایل به فضیلت او نیستند، این را بزداید که او علم غیب را می‌داند، تا سلامت و حفظ جان خود را تضمین کند! و گرنه، ایشان(رض) نسبت به آنچه که بوده و خواهد بود عالم بوده است. پس چگونه جای آن جاریه بر او مخفی می‌ماند؟! اگر بگویی: این سخن او مستوجب دروغ گفتن است، می‌گویم: وقتی مقتضی دروغ است که قصد توریه(26)  نکرده، باشد، در حالیکه آن را قصد کرده است. پس معنایی که شما از آن فهم کردی، از آن فهم و برداشت نمی‌شود، یعنی او می‌دانسته که در کدامیک از خانه‌ها پنهان بوده است.(27) 
به ‭این تکلّف و تصنع عجیب و غریب که برای ردّ این روایت‌ بخرج داده، تا ثابت کند که امام از گذشته و آینده با خبر بوده و دست آخر بتواند در این راه، دروغ به امام نسبت دهد و یکی از اصول آنها را که همان عصمت است(28)  ویران سازد، نگاه کنید. شعرانی که ‭یکی دیگر از سران شیعه که ارتباط با آن شرح در پاورقی بیان می‏کند که‭این تکلّف و دردسری برای تأویل این روایت، چندان به مزاجش خوش نیامده و در یک اقدامی ‏عجیب‌تر و سرسام آورتر کل این روایت را کذب می‌خواند. بدینگونه از علمای اهل بیت چنین روایت‌های دروغی را اشاعه می‌دهند، پس وقتی که آن ائمه به تکذیب، ترفند و اتهام آنها می‌پردازند و در مقابل مردم، باطل آنها را رسوا می‌کنند، این آقایان این تکذیب و انکار را حمل بر تقیه می‌کنند... بنابراین، تقیه به حیله‌ای تبدیل شده که در دست شیعیان افراطی افتاده و می‌خواهند شیعه‌گری را (با آن) در دایره غلو و افراط گرایی باقی بگذراند، حق را ردّ کنند و به اهل بیت بدی نمایند.(29) 
یکبار زراره بن أعین مدعی شد که جعفر بن محمّد اهل بهشت و اهل جهنّم را می‌شناسد، وقتی که‭این خبر به گوش جعفر رسید، این سخن را انکار کرد و گوینده آن را تکفیر کرد. امّا زراره وقتی که ‭این دیدگاه و موضع‌گیری جعفر را برای او نقل کردند، گفت: با تقیه با تو رفتار کرده است.(30) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول کافی (1/260-261). 
2) مصدر سابق (1/258). 
3) اصول شیعة الامامیة(2/679). 
4) اصول کافی (1/621). 
5) همان منبع (1/260-261). 
6) تفسیر ابن کثیر (2/85). 
7) تفسیر قرآن عظیم (2/373). 
8) عقیده درباره اهل بیت ص 398. 
9) صحیح سنن ابن ماجه (2/177) الباقی آن را صحیح دانسته است. 
10) بخاری، کتاب احادیث الانبیاء شماره (3445). 
11) عقیده درباره اهل بیت، ص 399. 
12) مسلم، کتاب الاضاحی، شماره (1978). 
13) مسند، 1/119.
14) بخاری، کتاب العلم، شماره (111).
15) بخاری، کتاب جهاد، شماره (3047).
16) فتح الباری (1/204) 
17) منهاج‌السنة (8/136).
18) منهج سابق (5/105).
19) البدایة و النهایة (9/110).
20) بحارالانوار (25/270).
21) همان منبع (25/284).
22) اصول کافی (1/257).
23) رجال کشی، ص 193، عقیده دربارة اهل بیت، ص 402، 
24) منهاج‌السنة (1/3).
25) رجال کشی ص 274، اصول شیعة الامامیة(2/285).
26) توریه معنی اراده کردن چیزی و تظاهر کردن به چیزی دیگر. مترجم.
27) شرح جامع بر کافی (6/34، 30) مازندرانی.
28) اصول شیعة الامامیة(2/686).
29) اصول شیعة الامامیة(2/686).
30) میزان الاعتدال (2/69/70).گمراهی «تجسیم» و (تصوّر کردن خدا بصورت جسم) در میان یهودیان شهرت یافت، امّا اولین کسانی که آن را در میان مسلمانان ابداع کردند، شیعه بودند، به همین خاطر است که رازی می‭گوید: از میان آنها، یهود بیشتر از همه به تشبیه خدا می‌پردازند. آغاز ظهور تشبیه کردن در اسلام توسط روافض همچون هشام بن حکم، هشام بن سالم جوالیقی، یونس عبدالرحمن قمی ‏و ابوجعفر احول صورت گرفت.(1) 
همه‭ این افراد از جمله کسانی هستند که در نظر امامیه استاد و شیوخ رهبر بوده و کسانی هستند که به لحاظ نقل مذهب شیعه مورد ثقه و اعتماد می‌باشند.(2) 
در حقیقت ابن تیمیه عامل اصلی این افتراء و دروغ پردازی را معین کرده، آنجا که می‭گوید: اولین کسی که در اسلام معروف شد به‭اینکه بگوید: خداوند متعال جسم است، همان هشام بن حکم است(3) . فرقه‌شناسان سخنان اغراق‌آمیز در مورد تشبیه و تجسیم خدا از هشام بن حکم و یارانش نقل کرده‏اند، مؤمن از شنیدن آن حرفها موی بدنش سیخ می‏شود! . عبدالقاهر بغدادی می‌گوید: ابن هشام بن حکم ادعا کرده که معبود او دارای جسم محدود و متناهی است و نیز دارای سه بُعد طول، عرض و عمق است، طول و عرضش همانند می‌باشد(4) . در کتاب‌های فرقه‏ها و غیره، از هشام بن حکم و پیروانش مسأله‭ی غلو و افراط در تجسیم، به وفور بیان شده است.(5) 
در حقیقت تشبیه خداوند متعال به خلقش (ابتدا) در میان یهود صورت گرفت و به تشیع نفوذ کرد. عامل اصلی آن (در میان مسلمانان) هشام بن حکم بود، سپس اثر آن به دیگران هم سرایت کرد. آنها در کتاب‌های فرقه‌شناسی، به مذاهب گمراه و افراطی شناخته و تعریف شده‏ اند(6) . امّا شیوخ و بزرگان امامیه از این گمراهان که خبر فتنه‭ی آنها مشهور و شرارت آنها فراگیر شد، هر روایتی را (که مخالف دیدگاه آنها بود) تأویل یا تکذیب می‌کردند.(7)  همانگونه که بعضی از روایت‌های شیعه ذکر می‌کنند، هشام بن حکم و هشام بن سالم جوالیقی شخصاً نقشی آشکار در گرایش «تجسیم» در نزد شیعه داشته‏اند.(8) 
این در حالی است که ائمه از آن دو و از سخنانشان تبری می‌جستند و وقتی یکی از شیعیان نزد امامشان آمد و به او گفت: من سخنان هشام را می‌گویم، امام آنها ابو حسن علی بن محمد گفت: شما به قول و گفته‭ی هشام چکار داری؟! در حالیکه از ما نیست. کسی که گمان ببرد که الله تعالی جسم است، ما در دنیا و آخرت از او بری هستیم(9) . بعضی از روایت‌های آنان از آنچه که درباره‭ی پروردگار عظیم الشأن و 