 يَکُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا) (جن / 19).
چون بنده خدا (محمّد) بر پاي ايستاد (و شروع به نماز و خواندن قرآن در آن كرد) و به پرستش خداوند پرداخت، كافران پيرامون او تنگِ يكديگر ازدحام كردند. 
بدینسان به هنگام نازل کردن قرآن بر پیامبر (ص)، و نزول فرشته به سوی او، او را چنین توصیف کرده است:(تَبَارَکَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَکُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا) (فرقان / 1).
والا مقام و جاويد كسي است كه فرقان، (يعني جدا سازنده حق از باطل) را بر بنده خود (محمّد) نازل كرده است، تا اين كه جهانيان را (بدان) بيم دهد (و آن را به گوش ايشان برساند).
اینها سه مقام و جایگاهی هستند که از همه مقامات بالاتر می‌باشند و در آنها خداوند متعال پیامبر(ص) را به صفت عبودیت و بندگی برای خودش، توصیف و مدح نموده است. پس شیعه کجا و این آیات و احادیث کجا که در زمینه‭ی زیاده روی و غلو و بر حذر داشتن از آن و فراخوان به سوی تحقق عملی به بندگی و عبودیت وارد شده؟! 
کسی که به سخنان امیر المؤمنین علی(رض) و پسرانش(رض) توجّه ‌کند، در می‌یابد که‭ایشان با لحنی کاملاً رسا و بلیغ از این زیاده‏اندیشی و افراط‌گرایی نهی کرده‏اند و بکلی از اقوال شیعه و همه کسانی که درباره‭ی آنها اغراق ورزیده‏اند، مبرّا می‌باشند. همانگونه که دروغ بودن آن روایت‌های نسبت داده شده به آنها و گمراهی آنها، روشن می‌شود(11) . امام مسلم در صحیحش از حدیث ابی طفیل عامر بن واثله(رض) روایت کرده که گفت: من در نزد علی بن ابی طالب بودم، مردی به نزد او آمد و گفت: آیا پیامبر(ص) راز و سرّی را به تو نگفته است (که به ما نگفته باشد؟) عامر گوید: حضرت علی(رض) عصبانی شد و گفت: پیامبر(ص) چیزی را پنهانی به من نگفته که آن را از مسلمانان پنهان داشته باشد، غیر از آنکه چهار مورد. عامر گوید: آن مرد گفت: ای امیر المؤمنین آن چهار مورد چیستند؟ گفت: به من فرمود: «خدا لعنت کند کسی را که پدر و مادرش را لعنت می‌کند و لعنت کند کسی را که برای غیر خدا قربانی می‌کند و لعنت کند کسی را که نشانه‏های تقسیم زمین را تغییر می‌دهد».
در روایتی دیگر آمده است: آیا پیامبر(ص) شما را به (چیزی) اختصاص داده است؟ گفت: پیامبر(ص) ما را به هیچ چیزی اختصاص نداده است.(12) 
در روایتی در نزد امام احمد....: پیامبر(ص) چیز خاصی را - جدا از مسلمانان - به من نسپرده است.(13) 
امام بخاری در صحیح خود از ابی جحیفه(ص) روایت کرده که او گفت: به علی(رض) گفتم: آیا شما کتابی در اختیار دارید؟ گفت: نه، مگر کتاب خدا، یا فهم و برداشتی که به‭یک نفر مسلمان داده شده باشد، یا آنچه که در این صحیفه است، گوید: گفتم: این صحیفه چیست؟ گفت: احکام خون بها، آزاد کردن اسیر و اینکه مسلمانی بخاطر کشتن کافر کشته نمی‌شود(14) . در روایتی دیگر: آیا جز آنچه که در کتاب الله آمده است، شما وحی دیگری هم در اختیار دارید؟ گفت: نه سوگند به آن کسی که دانه را شکافت و نفس را آفرید در این باره چیزی نمی‌دانم مگر فهم و برداشتی که خداوند متعال به من داده باشد (15) ...
ابن حجر گفته است: دلیل سؤال ابوجحیفه از علی(رض) این بود که می‌دانست جماعتی از شیعه ادعا می‭کردند که در نزد اهل بیت - به ویژه علی - چیزهایی از وحی هست که پیامبر(ص) خاصتاً به آنها ابلاغ کرده است و دیگران از آن بی‌بهر‌ه‏اند(16) . ابن تیمیه رحمه الله، ضمن ذکر این روایت در توضیح آن می‌گوید: کتاب‌های منسوب به علی(رض) یا دیگر اهل بیت که در ارتباط با پیش‌بینی مسائل آینده آمده‏اند - همگی دروغ می‌باشند، مانند (جفر و بطاقه) و غیره و نیز این مطلب که می‌گویند: پیامبر(ص)از میان صحابه، تنها علی را به علمی‏خاص از طرف خودش برگزیده است، این هم دروغ است و همچنین آنچه که درباره‭ی غیر علی از صحابه نقل می‌شود که پیامبر(ص) او را به دانش باطنی دین اختصاص داده، همه دروغ هستند.(17) 
چیزی که باطل بودن این مسأله را بیان می‌کند، روایتی است که ابن سعد از علی بن حسین زین العابدین نقل می‌کند. (در آن روایت) او درباره‭ی سعید بن جبیر(رض) می‌گوید: این مرد (زین العابدین) از کنار ما می‌گذشت، آنگاه ما درباره‭ی فرایض و چیزهایی که خداوند متعال بوسیله‭ی آنها به ما سود می‌رساند، از او سؤال کردیم. گفت: و ما چیزی در اختیار نداریم که آنها (با دست به عراق اشاره میکرد) ما را بدان متهم می‌کنند! . نقل است که محمّد بن حنفیه ضمن اینکه به شیعه هشدار می‌دهد که بیخود آنها را به علم و دانشی خاص که پیامبر(ص) به آنها اختصاص داده است - متصف نکنند، می‌گوید: بخدا ما جز آنچه که در بین این دو لوح (قرآن) است، از رسول خدا(ص) به ارث نبرده‌ایم.(18) 
از آل بیت به تواتر روایت شده و رسیده که آنها به شیعیان و پیروان خود می‌گفتند: ای مردم، ما را اسلام محورانه دوست بدارید! این نوع از علاقه ومحبّت (افراطی) شما نسبت به ما ادامه خواهد داشت تا مایه‭ی عار و ننگ ما خواهد شد. (و بالفعل هم چنین شده است! ! ) (19) . علاوه بر این، در کتاب‌های شیعه در رابطه با این نوع غلو و افراط‌گرایی هشدار داده شده و بیان شده که آل بیت از این افراط مبراء هستند. همانگونه که مجلسی با سند خود از علی(رض) روایت کرده که گفت: از اینکه در مورد ما اغراق و زیاده‌روی کنید پرهیز کنید! بلکه بگویید که ما بنده‏های تربیت یافته هستیم(20) ! روایت شده که علی(رض) (درمقام دعا) می‌فرمود: خدایا! من از افراطی‌ها بری هستم و نسبتی با آنها ندارم همانند برائت عیسی پسر مریم نسبت به مسیحیان، خدایا آنها را برای همیشه خوار کن! و هیچ یک از آنها را یاری مکن و موفق مگردان! (21) 
کُلینی با سند خود از سدید روایت کرده که گفت: من، ابوبصیر، یحیی بزار و داود بن کثیر در یکی از مجالس ابوعبدالله شرکت داشتیم، ناگهان خشمناک بر ما بیرون آمد، وقتی که نشست، گفت: در شگفتم از جماعتی که گمان می‌برند ما غیب می‌دانیم، جز خداوند متعال کسی غیب نمی‌داند. من خواستم که فلان کنیزم را بزنم، امّا او از دستم در رفت، نفهمیدم در کدام خانه پنهان شده است؟! (22) .
کشی از ابوبصیر روایت کرده که گفت: به ابو عبدالله گفتم: (مردم) حرف‌هایی درباره‭ی شما می‌زنند؟ گفت: چه می‌گویند؟ گفتم: می‌گویند شما قطره‌های باران و تعداد ستارگان و برگ‌های درختان و وزن موجودات دریایی و عدد خاک‌ها را می‌دانید! دست‌هایش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: پاک و منزه است خداوند متعال، نه بخدا، جز خداوند متعال کسی اینها را نمی‌داند.(23) 
اینها (همه) اقوال ائمه اهل بیت پاک است، همانگونه که کتاب‌های شیعه‭ی رافضی بدان تصریح کرده‏اند و آنها از آن اتهامی‏ که رافضیه به آنها می‌زنند بری و پاک هستند، چون در میان انسانها رافضه دروغگوترین هستند و دین آنها نفاق و دروغگویی عادت آنهاست! به همین خاطر است که ابن تیمیه رحمه الله گفته است: شیعه در معقولات جاهل‌ترین و نادان‌ترین مردم هستند.(24) 
روایت‌های شیعه، خود نقاب از چهره‭ی خود برداشته و نصوص خود را به نقد می‌کشاند. این مقوله که می‌گوی