 وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ) (مائده/18)
و سلطنت آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است، متعلّق به خدا است (و همه‌چيز از آن او است) و برگشت (همگان) به سوي او است (و به حساب و كتاب هركسي رسيدگي مي‌كند.
خدای سبحان می‌فرماید: 
(لِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (مائده / 120)
حكومت آسمانها و زمين و آنچه در آنها است، از آن خدا است و او بر هر چيزي توانا است.
و فرموده: 
(الَّذِي لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَکُن لَّهُ شَرِيکٌ فِي الْمُلْکِ) (فرقان/2).
آن كسي كه حكومت و مالكيّت آسمانها و زمين از آن او است، و فرزندي (براي خود) برنگزيده است، و در حكومت و مالكيّت انبازي نداشته‌ است.
خدای سبحان فرموده: (فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى) (نجم / 25) 
آخرت و دنیا از آن خداوند متعال است.
همانگونه خدای سبحان فرموده است:(قُلْ مَن يَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاکُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ) (سبأ / 24).
(اي پيغمبر! به مشركان) بگو: چه كسي شما را از آسمانها و زمين روزي مي‌رساند.
و خداوند متعال فرمود:(هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ) (فاطر/3)
آیا غیر خدا آفریدگاری هست که از آسمان و زمین شما را رزق و روزی دهد.
و خداوند متعال فرموده است:(فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْکُرُوا لَهُ) (عنکبوت/17)
رزق و روزی را در نزد خدا بجوئید و او را بندگی و عبادت کنید و برای او سپاس‌گذاری کنید.
بنابراین خداوند متعال است که خاصتاً و به تنهایی فرمان‌روایی، رزق و تدبیر (شئونات بندگان) را بر عهده گرفته و در این راستا هیچ شریکی ندارد.(3) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول کافی (1/407-410). 
2) منبع سابق (1/49). 
3) اصول شیعة الامامیة(2/622). سماعه بن مهران می‌گوید: من در نزد اباعبدالله(ع) بودم، در آن موقع آسمان رعد و برق زد و ابو عبدالله(ع) گفت: این رعد و برق بوسیله‭ی فرمان پیشوای شما زده شده است. گفتم: پیشوای ما کیست؟! گفت: امیر المؤمنین(1)  یعنی هر رعد و برقی که واقع شده به دستور علی بوده است، نه به دستور خداوند متعال که‭یگانه و قهار است. بنظر شما یک مسلمان منصف چه برداشتی از این روایت می‌کند در حالی که خداوند متعال می‌فرماید: 
(هُوَ الَّذِي يُرِيکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِىءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ) (رعد/12)
او کسی است که برق را به شما نشان می‌دهد که هم مایه ترس است و هم مایة امید؛ و ابرهای سنگین بار ایجاد می‌کند.
آیا این همان سبئیه نیست که از لابلای کتاب‌های اثنا عشریه سر زشت خود را بر آورده؟! آیا این ادعای ربوبیت علی(رض) نیست؟! یا به نوعی شریک قرار دادن با خداوند متعال در ربوبیت نیست؟! قلم مجلسی، و قبل از او قلم مفید چگونه جرأت می‌کند که‭این افسانه و اسطوره‏ها را بنویسید و آن را به جعفر نسبت دهد؟! این نوع اشاره و تلویح بر امثال آنها پوشیده نیست و هیچکس بجز شخصی زندیق و دین ستیزبه ‭آن ایمان نمی‌آورد و بسوی آن فراخوانی نمی‌کند. در شگفتم از قومی‏که دینشان را از کتاب‌هایی بر می‌گیرند که حاوی این همه چرک و خاشاک است و آخوندهایی را تعظیم می‭کنند که چنین بلایی را بر سر آنها آورده‏اند، آیا در میان این طایفه، خردمند و دیندار وجود ندارد که نسبت به‭این گمراهی و این کفر آشکار نهیب اعتراض و نکوهش سر دهد؟! و اهل بیت اطهار را از این میکروب کشنده تبرئه کند و لباس شیعه‌گری را از کفر و گمراهی حکومت صفوی که بدان آلوده شده است را پاک نماید؟ یا اینکه خیر، هر صدای صادقی در نطفه خفه می‌شود همانگونه که با کسروی چنین کردند! یا اینکه سخن او حمل بر تقیه می‌شود، چنانکه با بسیاری از روایت‌های خود چنین کرده‏اند و قسمتی از اقوال اساتید خود را دستخوش این معضل کرده‏اند. آیا این مذهب در راه دعوتش به سوی نور حق‌پویی و حق‌گوئی به بن بست رسیده است؟! (2)  
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اختصاص، مفید ص 327، بحار الانوار (27/33). 
2) اصول شیعة الامامیة(2/624). نزد شیعه‭ی امامیه روایت‌هایی هست که مدعی هستند بخشی از نور الهی در علی حلول یافته است(1) . ابو عبدالله گفته است: پس با دست راستش ما را مسح کرد، سپس نور خود را روانه وجود ما ساخت(2) . امّا خداوند متعال ما را در خود ترکیب کرد(3) .این بخش الهی که در ائمه است- آنگونه که ادعا می‭کنند- بوسیله‭ی آن از قدرت‌های مطلقی برخوردار شده‏اند، به همین خاطر کسانی که آنچه را که آن را معجزات ائمه می‏گویند، می‌خوانند؛ که به صدها روایات می‌رسد، مشاهده می‌کنند که ائمه همچون ربّ العالمین در آمده‏اند! . خداوند متعال بسی بالاتر است از این ادعاهای باطل. یعنی – ادعا می‭کنند- ائمّه می‌توانند مرده را زنده کنند و مرده را بمیراند، بیافرینند و رزق و روزی دهند! ! (4)  ولی روایات ‌آنها این مسئله رابه ‭اینکه ‭این مسئله از طرف خداوند متعال همانند نوعی از تلبیس و ایهام است ربط می‌دهند و برای پوچی و نادرستی این مقوله همین کافی است که آن را تصور کنیم، زیرا این مقوله، مخالف نقل و عقل و سنّت‌های جهان هستی است، همانگونه که واقعیت ائمه و اقرارات آنها آن را به نقض می‌کند. شیعه گمان می‌برد که ائمه مظلومانه و در زیر فشار زندگی کرده‏اند و پیامبر هدایت(ص) فرموده و پروردگارش به او دستور داده که بگوید: 
(قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ) (اعراف / 188).
بگو من نمی‌توانم هیچ نفعی یا ضرری را بخودم برسانم مگر آنچه را که خداوند بخواهد.
جالب این است که کتاب‌های شیعه با وجود آنکه ائمه را تعظیم کرده و در مورد آنها اغراق می‌کنند، روایت‌هایی مخالف این را نقل می‌کنند تا تناقض آن در آنچه که می‌گویند، طبق عادت در هر دروغ و باطلی، ثابت شود. در الرجال کشی آمده است که جعفر بن محمد گفت: بخدا قسم ما جز بنده‭ی کوچکی نیستیم که خداوند متعال ما را آفریده و ما را برگزیده است و توانایی هیچ نفع و ضرری را نداریم. اگر ما را مورد رحم خود قرار دهد، به رحمت خود بوده است و سوگند بخدا ما بر خدا هیچ حجتی نداریم و از طرف خدا هیچ برائتی نداریم، ما می‌میریم، و در قبرها دفن می‌شویم، برانگیخته و زنده خواهیم شد، در محشر ایستانده می‌شویم و مورد بازخواست قرار می‏گیریم! خدا آنها را لعنت کند آنها را چه شده که خداوند متعال را اذیّت کردند و پیامبر(ص) را در قبرش و علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن حسن و محمد بن علی درود سلام خدا بر همة آنها باد – را اذیت کردند.... من شما را به شاهد می‌گیرم که من انسانی هستم که از نسل پیامبر(ص) آمده‌ام و از طرف خداوند متعال برائتی همراه ندارم، اگر او را اطاعت کنم به من رحم م